English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (12 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
zoomorphism U استعمال اشکال حیوانات در هنربعنوان علائم مخصوص
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
symbolization U استعمال علائم ونشانهای رمزی
annular U وسایل و ابزار حلقه دار دارای علائم و اشکال حلقوی
phonetician U متخصص استعمال علائم وحروف خاصی برای نشان دادن طرزتلفظ کلمات صوت شناس
sign of aggregation U علائم مخصوص جمله جبری
traffic signal U علائم مخصوص عبور وسائط نقلیه
smoker U واگن یا اتاق مخصوص استعمال دخانیات
smokers U واگن یا اتاق مخصوص استعمال دخانیات
smoke U استعمال دود استعمال دخانیات
smokes U استعمال دود استعمال دخانیات
legend U شرح علائم و اختصارات فهرست علائم یا اختصارات
legends U شرح علائم و اختصارات فهرست علائم یا اختصارات
radiologists U متخصص استعمال پرتو رونتگن متخصص استعمال پرتومجهول
radiologist U متخصص استعمال پرتو رونتگن متخصص استعمال پرتومجهول
usage U استعمال استفاده مورد استفاده بودن استعمال کردن
usages U استعمال استفاده مورد استفاده بودن استعمال کردن
disuse U عدم استعمال ترک کردن ترک استعمال
rashwan medallion U ترنج رشوان [این شهر در استان کردستان قرار داشته و به بافت قالیچه های خورجینی، گلیم و فرش های هندسی با ترنج مخصوص به این ناحیه شهرت دارد. ترنج این فرش ها بصورت لوزی بزرگ به همراه اشکال هندسی می باشد.]
gadroon U اشکال تزئینی محدب حاشیه بشقاب و فروف قدیمی اشکال تزئینی محدب حاشیه یقه
lutes U گل یا سیمان مخصوص درزگیری وبتونه حلقه لاستیکی مخصوص دهانه بطری
lute U گل یا سیمان مخصوص درزگیری وبتونه حلقه لاستیکی مخصوص دهانه بطری
writes U وسیله مخصوص که به کامپیوتر امکان خواندن حروف دستنویس روی یک صفحه مخصوص میدهد
write U وسیله مخصوص که به کامپیوتر امکان خواندن حروف دستنویس روی یک صفحه مخصوص میدهد
fog oil U روغن مخصوص یا سوخت مخصوص دستگاههای تولیددود مصنوعی
typeface U مجموعه حروف در یک طرح مخصوص و وزن مخصوص
typefaces U مجموعه حروف در یک طرح مخصوص و وزن مخصوص
graphics U کارت مخصوص درون کامپیوتر که از یک پردازنده مخصوص برای افزایش سرعت رسم خط ها و تصاویر روی صفحه استفاده میکند
symbols U علائم
zaph dignbats U علائم زف
identification signs U علائم تشخیص
shading symbols U علائم سایهای
symbolic table U جدول علائم
character set U مجموعه علائم
economic indicator U علائم اقتصادی
symbolic string U رشته علائم
hazard signs U علائم خطر
erection marks U علائم نصب
epiphenomenon U علائم ثانویه
schematic symbols U علائم الگویی
control signals U علائم کنترلی
signal fidelity U وفاداری علائم
signal man U متصدی علائم
The symptoms ( of a disease) . U علائم بیماری
sinusoidal signals U علائم سینوسی
indication signs U علائم راهنمائی
facings U علائم ریاضی
facing U علائم ریاضی
sound signal علائم صدا
symptom U علائم مرض
symptoms U علائم مرض
signal transformation U ترادیسی علائم
supervisory signals U علائم نظارتی
signalman U متصدی علائم
mathematical symbols U علائم ریاضی
signal regeneration U باززایی علائم
lore U حیوانات
semeiotic U وابسته به علائم مرض
semiotic U مکتب علائم رمزی
legend U فهرست علائم واختصارات
legends U فهرست علائم واختصارات
tablature U نوعی علائم موسیقی
semeiotic U مکتب علائم رمزی
syndrome U علائم مشخصه مرض
syndromes U علائم مشخصه مرض
baud rate U نسبت علائم درثانیه
semiotic U وابسته به علائم مرض
nomenclature U فهرست علائم واختصارات
prodrome U علائم اولیه مرض
emblazonment U تزئین با نشان و علائم
number plate U پلاک علائم مشخصه
pictograph U نشان یا علائم تصویری
number plates U پلاک علائم مشخصه
symptomatic U حاکی از علائم مرض
dual intensity U تاکید علائم خاص
staggy U دارای علائم ونشانههای نر
register U که برای نگهداری داده وآدرس پردازش شدن به کد ماشین به کارمی رود.2-محل حافظه مخصوص برای مقاصد ذخیره سازی مخصوص
registering U که برای نگهداری داده وآدرس پردازش شدن به کد ماشین به کارمی رود.2-محل حافظه مخصوص برای مقاصد ذخیره سازی مخصوص
registers U که برای نگهداری داده وآدرس پردازش شدن به کد ماشین به کارمی رود.2-محل حافظه مخصوص برای مقاصد ذخیره سازی مخصوص
chits U توله حیوانات
venery U حیوانات شکارشونده
zootomy U تشریح حیوانات
dung U مدفوع حیوانات
home range U جایگاه حیوانات
rodentia U حیوانات قراضه
breeding U پرورش حیوانات
put away <idiom> U کشتن حیوانات
chit U توله حیوانات
wildlife U حیوانات وحشی
zoolatry U پرستش حیوانات
foal U توله حیوانات
foals U توله حیوانات
domestic animals U حیوانات اهلی
fauna U حیوانات یک اقلیم
stray animals U حیوانات ضاله
buggery with animals U جماع با حیوانات
bestiality U جماع با حیوانات
feedstuff U خوراک حیوانات
discriminates U با علائم مشخصه ممتاز کردن
discriminated U با علائم مشخصه ممتاز کردن
Road signs U علائم راهنمایی و رانندگی جاده
discriminate U با علائم مشخصه ممتاز کردن
signal box U توقف گاه متصدی علائم
sigil U علامت نجومی علائم رمزی
morsecode U علائم رمز تلگرافی مرس
epiphenomenon U علائم بعدی و ثانوی مرض
signal boxes U توقف گاه متصدی علائم
accent mark U یکی از علائم تکیه در موسیقی
big game U شکار حیوانات بزرگ
bull U حیوانات نر بزرگ فرمان
woodnote U صدای حیوانات جنگل
zootechnical U وابسته به فن تربیت حیوانات
damage feasant U خسارت ناشی از حیوانات
bulls U حیوانات نر بزرگ فرمان
make friends <idiom> U رفاقت با حیوانات ومردم
pedication U عمل جنسی با حیوانات
farmed U پرورشگاه حیوانات اهلی
farm U پرورشگاه حیوانات اهلی
forepaw U پنجه دست حیوانات
farms U پرورشگاه حیوانات اهلی
insigne U علائم ونشانهای مشخص کننده هرچیزی
Follow signs for York. به علائم شهر یورک توجه کنید.
symbolism U نمایش بوسیله علائم مکتب رمزی
syndromes U مجموعه علائم بدنی وذهنی مرض
insignia U علائم ونشانهای مشخص کننده هرچیزی
syndrome U مجموعه علائم بدنی وذهنی مرض
symbology U مبحث مطالعه علائم ونشانههای رمزی
accidentalism U تشخیص علائم گمراه کننده مرض
uses U استعمال
employment U استعمال
use U استعمال
application U استعمال
applications U استعمال
expenditure U استعمال
squamation U پوشش فلسی شکل حیوانات
acron U قسمت قدامی حیوانات بنددار
zoomorphic U [استفاده از نقوش حیوانات در فرش]
penning U حیوانات اغل خانه ییلاقی
warren U محل نگهداری حیوانات وحشی
pen U حیوانات اغل خانه ییلاقی
parkas U نیم تنه پوست حیوانات
privilegium U حق تقدم در شکار حیوانات اهلی
reclaim animal U حیوانات وحشی تربیت شده
warrens U محل نگهداری حیوانات وحشی
beaver U سگ آبی [حیوانات و جانور شناسی]
soilage U علف تازه علوفه حیوانات
sweetbread U تیموس حیوانات جوان دنبلان
pens U حیوانات اغل خانه ییلاقی
crest U یال [حیوانات و جانور شناسی]
mane U یال [حیوانات و جانور شناسی]
penned U حیوانات اغل خانه ییلاقی
lights out U علائم مخابرات بوسیله نور هنگام خاموشی
monitor U به علائم رمزی مخابراتی گوش دادن مبصر
signalment U تعیین هویت باشرح علائم فاهری شخص
monitors U به علائم رمزی مخابراتی گوش دادن مبصر
monitored U به علائم رمزی مخابراتی گوش دادن مبصر
deletes U کد مخصوص برای داده یا متن مخصوص برای حذف کردن
deleted U کد مخصوص برای داده یا متن مخصوص برای حذف کردن
delete U کد مخصوص برای داده یا متن مخصوص برای حذف کردن
deleting U کد مخصوص برای داده یا متن مخصوص برای حذف کردن
employs U استعمال کردن
tutoyer U استعمال کردن
riflery U استعمال تفنگ
use value U ارزش استعمال
employing U استعمال کردن
user cost U هزینه استعمال
maltreatment U سوء استعمال
unworn U استعمال نشده
misusage U سوء استعمال
employ U استعمال کردن
overuse U استعمال مفرط
value in use U ارزش استعمال
employed U استعمال کردن
disuse U عدم استعمال
overkill U استعمال بیش از حد
telescopy U فن استعمال دوربین
nicotian U دود استعمال کن
smoking U استعمال دخانیات
usage U نحوه استعمال
law of use U قانون استعمال
abused U بد استعمال کردن
application U موارد استعمال
applications U موارد استعمال
abuse U سوء استعمال
cranage U استعمال جرثقیل
abuse U بد استعمال کردن
graphics U فن استعمال نمودار
usages U عرف استعمال
usages U نحوه استعمال
bilinguality U استعمال دوزبان
bilingualism U استعمال دوزبان
exercises U استعمال کردن
exercised U استعمال کردن
abused U سوء استعمال
abusive U سوء استعمال
usage U عرف استعمال
desuetude U عدم استعمال
uses U استعمال مصرف
use U استعمال مصرف
ill usage U سوء استعمال
misapplication U استعمال بیجا
misapplication U سوء استعمال
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com