Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (9 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
relief interval
U
استراحت متناوب
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
lounged
U
اطاق استراحت سالن استراحت صندلی راحتی
lounging
U
اطاق استراحت سالن استراحت صندلی راحتی
lounge
U
اطاق استراحت سالن استراحت صندلی راحتی
lounges
U
اطاق استراحت سالن استراحت صندلی راحتی
alternates
U
متناوب کردن متناوب بودن
alternate
U
متناوب کردن متناوب بودن
alternated
U
متناوب کردن متناوب بودن
alternators
U
ماشین جریان متناوب ژنراتور جریان متناوب
alternator
U
ماشین جریان متناوب ژنراتور جریان متناوب
periodic stock check
U
کنترل متناوب موجودی کنترل موجودی در دورههای متناوب
alternating
U
متناوب
altern
U
متناوب
spotty
U
متناوب
interrupted
U
متناوب
intremittent
U
متناوب
intermissive
U
متناوب
periodic
U
متناوب
continual
U
متناوب
intermittent
U
متناوب
peals
U
طنین متناوب
staggers
U
متناوب تردیدداشتن
intermittent error
U
خطای متناوب
alternated
U
تعویض متناوب
pealing
U
طنین متناوب
pealed
U
طنین متناوب
peal
U
طنین متناوب
alternate
U
تعویض متناوب
staggering
U
متناوب تردیدداشتن
stagger
U
متناوب تردیدداشتن
alternates
U
تعویض متناوب
alternate track
U
شیار متناوب
alternating arc
U
قوس متناوب
gating
U
قطع متناوب
keying
U
قطع متناوب
intermittent current
U
جریان متناوب
intermittent reception
U
موجگیری متناوب
intermitter
U
متناوب کننده
interval exercises
U
تمرینهای متناوب
off and on
U
بطور متناوب
periodic duty
U
کار متناوب
spasmodic efforts
U
کوشش متناوب
differential compaction
U
تراکم متناوب
alternative reinforcement
U
تقویت متناوب
alternating copolymer
U
همبسپار متناوب
alternating field
U
میدان متناوب
alternating load
U
بار متناوب
fluctuating load
U
بار متناوب
alternating perspective
U
نمای متناوب
alternating quantity
U
کمیت متناوب
alternating stress
U
تنش متناوب
alternative current
U
جریان متناوب
work interval
U
کار متناوب
interchanging
U
متناوب ساختن
interchanged
U
متناوب ساختن
interchanges
U
متناوب ساختن
jerky
U
تشنجی متناوب
periodic
U
متناوب پریودیک
intermittently
U
بطور متناوب
AC
U
برق متناوب
interchange
U
متناوب ساختن
flowed
U
حرکت متناوب
flow
U
حرکت متناوب
flows
U
حرکت متناوب
alternator
U
متناوب ساز
alternators
U
متناوب ساز
alternating current
U
جریان متناوب
recumbency
U
استراحت
yasme
U
استراحت
bye
U
استراحت
idle
U
استراحت
idled
U
استراحت
idlest
U
استراحت
idles
U
استراحت
rests
U
استراحت
byes
U
استراحت
vacation
U
استراحت
vacations
U
استراحت
rehabilitation
U
استراحت
breather
U
استراحت
relaxation
U
استراحت
breathers
U
استراحت
rest
U
استراحت
alternating current instrument
U
سنجه جریان متناوب
alternating current magnet
U
مغناطیس جریان متناوب
alternating current motor
U
موتور جریان متناوب
alternators
U
مولد جریان متناوب
reciprocating
U
دارای حرکت متناوب
alternators
U
دینام جریان متناوب
alternating current generator
U
مولد جریان متناوب
diagonal flow compressor
U
کمپرسور با جریان متناوب
alternating current circuit
U
مدار جریان متناوب
alternating axis of symmerty
U
محور تقارن متناوب
alternator
U
مولد جریان متناوب
three phase alternating current
U
جریان متناوب سه فازه
alternating stress test
U
ازمایش تنش متناوب
single phase alternating current
U
جریان متناوب یک فازه
forced alternating current
U
جریان متناوب فشرده
intermittent rain
بارش متناوب باران
alternates
U
یک درمیان امدن متناوب
implusive discharge
U
تخلیه غیر متناوب
industrial alternating current
U
جریان متناوب صنعتی
alternated
U
یک درمیان امدن متناوب
power of alternating current
U
توان جریان متناوب
alternate
U
یک درمیان امدن متناوب
intermittent rating
U
کار اسمی متناوب
load reversal
U
دوره بارگذاری متناوب
magnitude of alternating current
U
دامنه جریان متناوب
variation
U
نوسان متناوب پراکندگی
variations
U
نوسان متناوب پراکندگی
alternator
U
دینام جریان متناوب
rectification of an alternating current
U
یکسوکنندگی جریان متناوب
free alternating current
U
جریان متناوب هرز
lie-down
U
استراحت کردن
quiescent current
U
جریان استراحت
rests
U
استراحت کردن
rests
U
محل استراحت
relief time
U
زمان استراحت
meal break
U
استراحت ناهار
lie by
U
استراحت کردن
lie off
U
استراحت کردن
lie up
U
استراحت کردن
outstretch
U
استراحت کردن
electrode bias
U
ولتاژ استراحت
rest cure
U
معالجه با استراحت
rest period
U
دوره استراحت
quiescent point
U
نقطه استراحت
binnacle
U
استراحت پزشکی
idle period
U
دوره استراحت
respite _
U
فاصله استراحت
rest
U
محل استراحت
rest
U
استراحت کردن
go to rest
U
استراحت کردن
resting potential
U
پتانسیل استراحت
to take one's rest
U
استراحت کردن
lie down
U
استراحت کوتاه
lie down
U
استراحت کردن
unbuckled
U
استراحت کردن
unbuckling
U
استراحت کردن
unbuckles
U
استراحت کردن
unbuckle
U
استراحت کردن
calm down
<idiom>
U
استراحت کردن
nooning
U
استراحت نیمروز
repose
U
اسودگی استراحت
to rest on one's oars
U
استراحت کردن
lie-down
U
استراحت کوتاه
surcease
U
پایان استراحت
sick leave
U
استراحت بیماری
to go to roost
U
استراحت کردن
to retire to bed
U
استراحت کردن
to repose oneself
U
استراحت کردن
to rest oneself
U
استراحت کردن
to pause
U
استراحت کردن
synchronous alternator
U
مولد جریان متناوب سنکرون
symmetrical alternating quantity
U
کمیت متناوب متقارن نامتوازن
magneto bell
U
زنگ اخبار جریان متناوب
cycle
U
بصورت متناوب فاهر شدن
cycled
U
بصورت متناوب فاهر شدن
impedance
U
مقاومت جریان متناوب امپدانس
multiphase alternating current
U
جریان متناوب چند فازه
high frequency alternating current
U
جریان متناوب فرکانس بالا
cycles
U
بصورت متناوب فاهر شدن
welding altrnator
U
مولد جوش جریان متناوب
mass practice
U
تمرین بدون استراحت
parlor car
U
سالن استراحت قطار
rest
U
استراحت کردن بالشتک
rest up
U
استراحت کامل کردن
jump suits
U
لباس خانه و استراحت
to rest up
U
استراحت کامل کردن
work relief
U
استراحت توام با کار
zazen
U
پایان استراحت نشسته
work ratio
U
نسبت کار به استراحت
jump suit
U
لباس خانه و استراحت
kick back
<idiom>
U
تنها استراحت کردن
to breathe a horse
U
استراحت کردن به اسب
respite
U
استراحت تمدید مدت
lair
U
محل استراحت جانور
binnacle list
U
فهرست استراحت پزشکی
rests
U
تکیه گاه استراحت
lairs
U
محل استراحت جانور
i yearn for
U
ارزوی استراحت دارم
eased
U
سهولت استراحت رسایی
rests
U
استراحت کردن بالشتک
rest
U
تکیه گاه استراحت
retires
U
استراحتگاه استراحت کردن
retire
U
استراحتگاه استراحت کردن
easing
U
سهولت استراحت رسایی
ease
U
سهولت استراحت رسایی
lodgment area
U
منطقه استراحت یا فرود در سر پل
eases
U
سهولت استراحت رسایی
Zen
U
استراحت بحالت نشسته
torose
U
استوانهای شکل ودارای برجستگیهای متناوب
alternator
U
دستگاه تولید برق متناوب الترناتور
alternators
U
دستگاه تولید برق متناوب الترناتور
systaltic
U
منقبض ومنبسط شونده بصورت متناوب
initial alternating short circuit curren
U
جریان متناوب اتصال کوتاه ضربهای
impedance
U
مقاومت صوری برق در برابرجریان متناوب
to take a mandatory break
U
وقت استراحت اجبا ری گذاشتن
dwell
U
محل توقف توقفگاه استراحت
lounge
U
محل استراحت ولم دادن
lounging
U
محل استراحت ولم دادن
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com