English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 203 (36 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
mine U استخراج کردن یاشدن
mined U استخراج کردن یاشدن
mines U استخراج کردن یاشدن
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
slackened U شل کردن یاشدن
sprain U رگ به رگ کردن یاشدن
sprained U رگ به رگ کردن یاشدن
slackening U شل کردن یاشدن
spraining U رگ به رگ کردن یاشدن
sprains U رگ به رگ کردن یاشدن
slacken U شل کردن یاشدن
slackens U شل کردن یاشدن
sponged U طفیلی کردن یاشدن
ripened U رسیده کردن یاشدن
turn off U خاموش کردن یاشدن
propped U حائل کردن یاشدن
prop U حائل کردن یاشدن
ripening U رسیده کردن یاشدن
ripens U رسیده کردن یاشدن
sponge U طفیلی کردن یاشدن
wither U پژمرده کردن یاشدن
ripen U رسیده کردن یاشدن
sacks U اخراج کردن یاشدن
sacked U اخراج کردن یاشدن
solidifies U سفت کردن یاشدن
sponging U طفیلی کردن یاشدن
solidify U سفت کردن یاشدن
solidified U سفت کردن یاشدن
turn-offs U خاموش کردن یاشدن
turn-off U خاموش کردن یاشدن
solidifying U سفت کردن یاشدن
sack U اخراج کردن یاشدن
foreignize U بیگانه کردن یاشدن
propping U حائل کردن یاشدن
slow U اهسته کردن یاشدن
slowed U اهسته کردن یاشدن
slower U اهسته کردن یاشدن
slowest U اهسته کردن یاشدن
slows U اهسته کردن یاشدن
slowing U اهسته کردن یاشدن
to crock up U خراب کردن یاشدن
changed U دگرگون کردن یاشدن دگرگونی
changes U دگرگون کردن یاشدن دگرگونی
change U دگرگون کردن یاشدن دگرگونی
shelve U شیب دار کردن یاشدن
shelved U شیب دار کردن یاشدن
to wear out U ازپوشیدن زیادکهنه کردن یاشدن
changing U دگرگون کردن یاشدن دگرگونی
solidifying U سفت کردن یا شدن محکم کردن یاشدن
solidified U سفت کردن یا شدن محکم کردن یاشدن
solidifies U سفت کردن یا شدن محکم کردن یاشدن
solidify U سفت کردن یا شدن محکم کردن یاشدن
winds U خسته کردن یاشدن ازنفس افتادن
wind U خسته کردن یاشدن ازنفس افتادن
cark U بار کردن غمگین ساختن یاشدن
substantialize U دارای وجود خارجی کردن یاشدن
emplace U جا گذاشتن موضع گرفتن مستقر کردن یاشدن
condensing U منقبض کردن یاشدن غلیظ کردن
condense U منقبض کردن یاشدن غلیظ کردن
condenses U منقبض کردن یاشدن غلیظ کردن
extracting U استخراج کردن
stope U استخراج کردن
extracted U استخراج کردن
pan U استخراج کردن
extract U استخراج کردن
pan- U استخراج کردن
pans U استخراج کردن
draw out U استخراج کردن
extracts U استخراج کردن
quarrying U استخراج کردن معدن
grubs U از کتاب استخراج کردن
quarry U استخراج کردن معدن
quarries U استخراج کردن معدن
educe U گرفتن استخراج کردن
grubbed U از کتاب استخراج کردن
grub U از کتاب استخراج کردن
exploiting U استخراج کردن بهره برداری کردن از استثمار کردن
exploit U استخراج کردن بهره برداری کردن از استثمار کردن
exploits U استخراج کردن بهره برداری کردن از استثمار کردن
extract U بیرون کشیدن استخراج کردن
extracted U بیرون کشیدن استخراج کردن
extracts U بیرون کشیدن استخراج کردن
extracting U بیرون کشیدن استخراج کردن
metallurgic U وابسته بفن استخراج و قال کردن فلزات
elicited U استخراج کردن استنباط کردن
elicit U استخراج کردن استنباط کردن
eliciting U استخراج کردن استنباط کردن
elicits U استخراج کردن استنباط کردن
souse U مست مست کردن یاشدن
trance U مسحورکردن یاشدن
trances U مسحورکردن یاشدن
chirk U شادکردن یاشدن
abutted U متصل بودن یاشدن
abuts U متصل بودن یاشدن
superannuate U بازنشسته دانستن یاشدن
abut U متصل بودن یاشدن
eduction U استخراج
working U استخراج
extraction of copper U استخراج مس
copper extraction U استخراج مس
productions U استخراج
workings U استخراج
production U استخراج
extraction U استخراج
excerption U استخراج
exploitation U استخراج
decipherment U استخراج
minable U استخراج شدنی
winning U استخراج معدن
winnings U استخراج معدن
minable U قابل استخراج
mining U استخراج معدن
exploitation U انتفاع استخراج
production of oil U استخراج نفت
message retrieval U استخراج پیام
under ground working U استخراج زیرزمینی
under ground mining U استخراج زیرزمینی
educt U استخراج یا استنباط
extractors U استخراج کننده
mibeable U استخراج شدنی
derivation U استنساخ استخراج
derivations U استنساخ استخراج
separatory funnel U قیف استخراج
gold mining U استخراج طلا
acid extraction U استخراج اسیدی
workable U قابل استخراج
exploitable U قابل استخراج
indecipherable U غیرقابل استخراج
extraction of bitumen U استخراج قیر
extraction thimble U انگشتانه استخراج
extract copper U مس استخراج شده
extraction point U محل استخراج
extractor U استخراج کننده
extractable U استخراج شدنی
counting votes U استخراج اراء
exploiter U استخراج کننده
feature extraction U استخراج خصیصه
extractible U قابل استخراج
mibeable U قابل استخراج
decipherable U قابل استخراج
silver extraction U استخراج نقره
exploiters U استخراج کننده
extracts U بیرون کشیدن استخراج
extracting U بیرون کشیدن استخراج
saltworks U محل استخراج نمک
extracted U بیرون کشیدن استخراج
strip mining [American E] U استخراج معدن روباز
extract U بیرون کشیدن استخراج
illatively U بطریق استنتاج یا استخراج
salter U استخراج کننده نمک
opencast mining [British E] U استخراج معدن روباز
continuous extraction apparatus U دستگاه استخراج پیوسته
pull out quote U عبارت استخراج شده
metallurgy U استخراج و ذوب فلزات
extraction solvent U حلال استخراج کننده
surface mining استخراج معدن روباز
Open-pit mining U استخراج معدن روباز
educible U قابل استخراج یا استنباط
metallurgy U فن استخراج وذوب فلزات فلزگری
acetum U استخراج عصاره ازگیاهان دارویی
pyrometallurgy U استخراج فلزات در اثر حرارت
saltern U کارخانه یا معدن استخراج نمک
surface digging U استخراج معادن در سطح زمین
metallurgical U وابسته به فن استخراج وذوب فلزات
hydrometallurgy U استخراج یاتهیه فلزات بوسیله اب یا مایعات
public opinion polling U استخراج عقاید و اراء عمومی رفراندوم
copper smelting U استخراج مس از سنگهای معدن توسط حرارت ذوب وگداز مس
stope U حفره پله مانند برای استخراج سنگ معدن
quarry sap U مقدار رطوبتی که یک قطعه سنگ تا استخراج شدن ازمعدن دارد
blasting machine U دستگاهی که برای منفجرکردن سنگهای معدنی جهت استخراج انها
quercetin U ماده رنگی کریسیتین [این رنگینه زرد از پوست درختان و بعضی سبزیجات استخراج می شود ولی طول عمر زیادی ندارد.]
safflower U گل رنگ [این گیاه صورت وحشی در کشورهای مختلف رشد می کند. در ایران در خراسان و تبریز وجود دارد. از گلبرگ ها رنگینه زرد استخراج می کنند.]
masks U یک کلمه ماشینی حاوی الگوئی از بیت ها بایت ها یاکاراکترها که برای استخراج یا گزینش قسمت هایی ازکلمات ماشینی دیگر بکار برده میشود
mask U یک کلمه ماشینی حاوی الگوئی از بیت ها بایت ها یاکاراکترها که برای استخراج یا گزینش قسمت هایی ازکلمات ماشینی دیگر بکار برده میشود
to let somebody treat you like a doormat <idiom> U با کسی خیلی بد رفتار کردن [اصطلاح] [ مثال تحقیر کردن بی محلی کردن قلدری کردن]
unmew U رها کردن ازاد کردن ول کردن مرخص کردن بخشودن صرف نظر کرن
discharges U اخراج کردن خالی کردن پیاده کردن بار ازاد کردن
discharge U اخراج کردن خالی کردن پیاده کردن بار ازاد کردن
capturing U اسیر کردن گرفتار کردن تصرف کردن دستگیر کردن
captures U اسیر کردن گرفتار کردن تصرف کردن دستگیر کردن
countervial U خنثی کردن- برابری کردن با- جبران کردن- تلاقی کردن
capture U اسیر کردن گرفتار کردن تصرف کردن دستگیر کردن
challengo U ادعا کردن دعوت کردن اعلام نشانی اسم عبور خواستن درخواست معرف کردن
verify U مقایسه کردن با اصل پیام بررسی کردن ازمایش کردن از نظر صحت و دقت
verifying U مقایسه کردن با اصل پیام بررسی کردن ازمایش کردن از نظر صحت و دقت
verifies U مقایسه کردن با اصل پیام بررسی کردن ازمایش کردن از نظر صحت و دقت
verified U مقایسه کردن با اصل پیام بررسی کردن ازمایش کردن از نظر صحت و دقت
foster U تشویق کردن- حمایت کردن-پیشرفت دادن- تقویت کردن- به جلو بردن
shoot U جمع کردن پا وپرت کردن انها همراه باراست کردن سریع بدن
shoots U جمع کردن پا وپرت کردن انها همراه باراست کردن سریع بدن
surveyed U براورد کردن نقشه برداری کردن از مساحی کردن پیمودن بازدید
to temper [metal or glass] U آب دادن [سخت کردن] [آبدیده کردن] [بازپخت کردن] [فلز یا شیشه]
orients U جهت یابی کردن بجهت معینی راهنمایی کردن میزان کردن
survey U براورد کردن نقشه برداری کردن از مساحی کردن پیمودن بازدید
surveys U براورد کردن نقشه برداری کردن از مساحی کردن پیمودن بازدید
orient U جهت یابی کردن بجهت معینی راهنمایی کردن میزان کردن
orienting U جهت یابی کردن بجهت معینی راهنمایی کردن میزان کردن
cross examination U تحقیق چندجانبه بازپرسی کردن روبرو کردن شواهد استنطاق کردن
assigned U مامور کردن محول کردن واگذار کردن سهمیه دادن
concentrating U غلیظ کردن متمرکز شدن اشباع کردن سیر کردن
tae U پرش کردن با پا دفاع کردن و با پا ضربه زدن و خرد کردن
serves U نخ پیچی توزیع کردن تقسیم کردن خدمت نظام کردن
served U نخ پیچی توزیع کردن تقسیم کردن خدمت نظام کردن
buck up U پیشرفت کردن روحیه کسی را درک کردن تهییج کردن
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com