English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
 ⌨ Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 203 (20 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
preoccupies U از پیش اشغال یا تصرف کردن
preoccupy U از پیش اشغال یا تصرف کردن
preoccupying U از پیش اشغال یا تصرف کردن
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
occupation U اشغال تصرف
occupations U اشغال تصرف
untenable U اشغال نشدنی غیر قابل اشغال
to come to U تصرف کردن
deflowers U تصرف کردن
deflowering U تصرف کردن
deflowered U تصرف کردن
deflower U تصرف کردن
glom on to U تصرف کردن
to take possession of U تصرف کردن
to come into U تصرف کردن
take possession of U تصرف کردن
occupation U تصرف کردن
grabs U تصرف کردن
grabbing U تصرف کردن
grabbed U تصرف کردن
occupations U تصرف کردن
grab U تصرف کردن
occupying U تصرف کردن
come into U تصرف کردن
to get possession of U تصرف کردن
occupies U تصرف کردن
holds U تصرف کردن
put in possession U تصرف کردن
hold U تصرف کردن
seized U تصرف کردن
seizes U تصرف کردن
seize U تصرف کردن
occupy U تصرف کردن
capturing U اسیر کردن گرفتار کردن تصرف کردن دستگیر کردن
capture U اسیر کردن گرفتار کردن تصرف کردن دستگیر کردن
captures U اسیر کردن گرفتار کردن تصرف کردن دستگیر کردن
capture U تصرف کردن ربایش
disseise U تصرف عدوانی کردن
capturing U تصرف کردن ربایش
holds U جا گرفتن تصرف کردن
captures U تصرف کردن ربایش
regained U دوباره تصرف کردن
hold U جا گرفتن تصرف کردن
deforce U تصرف عدوانی کردن
deforce U تصرف غاصبانه کردن
regain U دوباره تصرف کردن
dispossessed U از تصرف محروم کردن
dispossess U از تصرف محروم کردن
regaining U دوباره تصرف کردن
dispossesses U از تصرف محروم کردن
regains U دوباره تصرف کردن
dispossessing U از تصرف محروم کردن
occupying U اشغال کردن
occupation U اشغال کردن
occupies U اشغال کردن
take up U اشغال کردن
to take up U اشغال کردن
occupations U اشغال کردن
indwell U اشغال کردن
occupy U اشغال کردن
to fill up U اشغال کردن
fill up U اشغال کردن
possessing U تصرف کردن دارا بودن
secure U تصرف کردن گرفتن هدف
possess U تصرف کردن دارا بودن
secures U تصرف کردن گرفتن هدف
possesses U تصرف کردن دارا بودن
seizes U اشغال هدف از فرصت استفاده کردن دستگیر کردن
seize U اشغال هدف از فرصت استفاده کردن دستگیر کردن
seized U اشغال هدف از فرصت استفاده کردن دستگیر کردن
occupation of position U اشغال موضع کردن
scavenged U در اشغال کاوش کردن
scavenges U در اشغال کاوش کردن
scavenge U در اشغال کاوش کردن
seize U ضبط کردن گرفتن تصرف کردن
seizes U ضبط کردن گرفتن تصرف کردن
seized U ضبط کردن گرفتن تصرف کردن
evictions U چیزی را به حکم قانون از تصرف کسی خارج کردن
eviction U چیزی را به حکم قانون از تصرف کسی خارج کردن
racking U تمیز کردن شبکه توری اشغال گیر
to occupy much space U فضای زیادی را اشغال کردن زیاد جا بردن
to enter U ضبط کردن تصرف کردن
conquers U فتح کردن تصرف کردن
occupying U تصرف کردن سرگرم کردن
conquer U فتح کردن تصرف کردن
conquering U فتح کردن تصرف کردن
occupy U تصرف کردن سرگرم کردن
occupies U تصرف کردن سرگرم کردن
commit no nuisance U ادرار کردن و اشغال ریختن اینجا ممنوع است
engross U جلب کردن اشغال کردن
escheat U حق تصرف دارایی متوفی ازطرف دولت یا پادشاه درموردی که متوفی بی وارث یابی وصیت مرده باشد مصادره کردن
presided U کرسی ریاست را اشغال کردن ریاست کردن بر
presides U کرسی ریاست را اشغال کردن ریاست کردن بر
presiding U کرسی ریاست را اشغال کردن ریاست کردن بر
preside U کرسی ریاست را اشغال کردن ریاست کردن بر
use and occupation U عنوان دعوی که مالک علیه مستاجری که پس از انقضاء مدت اجاره ازملک استیفاء منفعت کردن به منظور مطالبه اجرت المثل این انتفاع و تصرف اقامه میکند
originality U تصرف
possession U تصرف
possession U ید تصرف
right of possession U حق تصرف
lien U حق تصرف
seizure U تصرف
occupation U حق تصرف
arrangements U تصرف
acquest U تصرف
occupations U تصرف
occupations U حق تصرف
occupation U تصرف
possessorship U تصرف
tenure U تصرف
occupancy U تصرف
keeping U تصرف
seizures U تصرف
arrangement U تصرف
possessory right U حق تصرف یا مالکیت
restitution U اعاده تصرف
prepossession U تصرف قبلی
seizin U تصرف املاک
vesture U تصرف اراضی
tenendum U مدت تصرف
priorities U سبق تصرف
re-entry U اعاده تصرف
possesses U در تصرف داشتن
seisin U تصرف مطلق
seizin U تصرف مطلق
seizor U تصرف کننده
possessing U در تصرف داشتن
larceny U تصرف غیرقانونی
priority U سبق تصرف
inhabitancy U تصرف حق سکنی
tenability U قابلیت تصرف
possess U در تصرف داشتن
re entry U اعاده تصرف
seizing U تصرف توقیف
figuration U ترکیب تصرف
forceble entry and detainer U تصرف عدوانی
seisin U تصرف املاک
lien U حق تصرف وثیقه
right of lien U حق تصرف وثیقه
forcible entry and detainer U تصرف عدوانی
modification U تصرف در معنی
orinality U قوه انشا تصرف
abating U غصب یا تصرف عدوانی
abates U غصب یا تصرف عدوانی
abated U غصب یا تصرف عدوانی
abate U غصب یا تصرف عدوانی
disposable income U درامد قابل تصرف
mere right U حق مالکیت بدون تصرف
forcible de ainer U ضبط یا تصرف عدوانی
expropriator U سلب تصرف کننده
possession by title of ownership U تصرف به عنوان مالکیت
tenements U هر چیز قابل تصرف
usucaption U تصرف بلا معارض
interpolates U دخل و تصرف در سند
tenement U هر چیز قابل تصرف
interpolating U دخل و تصرف در سند
interpolate U دخل و تصرف در سند
interpolated U دخل و تصرف در سند
redisseinsin U اعاده تصرف عدوانی
to hold in fee U تصرف مطلق داشتن در
refused U اشغال
rubbish U اشغال
litter U اشغال
refusing U اشغال
trashed U اشغال
sliver U اشغال
refuses U اشغال
throw away U اشغال
tots U اشغال
occupancy U اشغال
run off U اشغال
run-off U اشغال
refuse U اشغال
run-offs U اشغال
tot U اشغال
draff U اشغال
wastes U اشغال
inhabitancy U اشغال
junk U اشغال
swills U اشغال
swill U اشغال
swilling U اشغال
occupation U اشغال
slithers U اشغال
littering U اشغال
slither U اشغال
waste U اشغال
kitchen stuff U اشغال
soilage U اشغال
occupations U اشغال
slithered U اشغال
slithering U اشغال
swilled U اشغال
pig's wash U اشغال
trash U اشغال
occuration U اشغال
raff U اشغال
culch U اشغال
scraps U اشغال
scrapping U اشغال
garbage U اشغال
paultry U اشغال
paltry U اشغال
litters U اشغال
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | Terms |• Privacy  © 2009 Perdic.com