English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (10 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
survey tests U ازمونهای زمینه یابی
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
surveyed U زمینه یابی
survey U زمینه یابی
surveys U زمینه یابی
attitude survey U زمینه یابی نگرش
random parallel tests U ازمونهای موازی تصادفی ازمونهای همتای تصادفی
battery of tests U گروه ازمونهای کارایی افراد گروه ازمونهای خصوصیات پرسنلی افراد
inversion U تاثیر تلویزیونی ناشی از جابجایی رنگ نمایش متن پیش زمینه و پس زمینه
inversions U تاثیر تلویزیونی ناشی از جابجایی رنگ نمایش متن پیش زمینه و پس زمینه
middle distance U فاصلهی میان زمینه و پیش زمینه
tone-on-tone U [بکار گیری یک رنگ با پس زمینه متفاوت در زمینه فرش بطور مثال دو نوع رنگ قرمز یکی تیره و دیگری روشن]
involution U توان یابی قوه یابی
partition U بخشی از حافظه کامپیوتر به عنوان حافظه پیش زمینه یا پس زمینه
partitions U بخشی از حافظه کامپیوتر به عنوان حافظه پیش زمینه یا پس زمینه
foreground U سیستم کامپیوتری که در حالت اجرای برنامه ممکن است : حالت پیش زمینه برای برنامههای کاربردی محاورهای . حالت پس زمینه : برای برنامههای سیستمهای ضروری
criterion refernced tests U ازمونهای ملاکی
situational tests U ازمونهای موقعیتی
infant tests U ازمونهای نوباوگان
norm referenced tests U ازمونهای هنجاری
projective tests U ازمونهای فرافکن
trade tests U ازمونهای شغلی
parallel tests U ازمونهای همتا
pictorial tests U ازمونهای تصویری
employment tests U ازمونهای استخدامی
creativity tests U ازمونهای افرینندگی
speed tests U ازمونهای سرعت
statistical tests U ازمونهای اماری
individual tests U ازمونهای انفرادی
culture fair tests U ازمونهای فرهنگ- نابسته
timed tests U ازمونهای زمان دار
prognostic tests U ازمونهای پیش اگهی
dotting test U ازمونهای نقطه زنی
placement tests U ازمونهای تعیین شغل
terman merrill tests U ازمونهای ترمن- مریل
culture bound tests U ازمونهای فرهنگ- بسته
psychomotor tests U ازمونهای روانی- حرکتی
culture free tests U ازمونهای فرهنگ- نابسته
custom made tests U ازمونهای کار- ویژه
differential aptitude tests U ازمونهای تشخیص استعداد دی ا تی
screening tests U ازمونهای سرند کردن
goldstein scheerer tests U ازمونهای گلدشتاین- شیرر
iowa tests of basic skills U ازمونهای مهارتهای اساسی ایووا
will temprament tests U ازمونهای اراده- خلق وخوی
california tests of personality U ازمونهای کالیفرنیا برای سنجش شخصیت
california tests of mental maturity U ازمونهای کالیفرنیا برای بلوغ ذهنی
pintner patterson scale of U Tests Performance مقیاس ازمونهای عملی پینتر- پترسون
sofar U سیستم مسافت یابی صوتی دریایی نوعی روش مسافت یابی صوتی دریایی
ichnograph U زمینه
basis U زمینه
designs U زمینه
design U زمینه
conspectus U زمینه
tendency U زمینه
predisposition U زمینه
sketch U زمینه
tendencies U زمینه
terrain U زمینه
flat paint U زمینه
predispositions U زمینه
contexts U زمینه
context U زمینه
sketches U زمینه
sketched U زمینه
ground note U نت زمینه
flash color U زمینه
background U زمینه
outline U زمینه
outlined U زمینه
outlines U زمینه
outlining U زمینه
setting U زمینه
settings U زمینه
backgrounds U پس زمینه
ground U زمینه
backgrounds U زمینه
background U پس زمینه
background communication U ارتباط پس زمینه
background current U جریان زمینه
background level U تراز زمینه
ambient U پس زمینه معمولی
groundwork U زمینه اساس
intriguing U زمینه سازی
host crystal U بلور زمینه
wherein U درچه زمینه
intrigue U زمینه سازی
intrigues U زمینه سازی
planning U زمینه سازی
background noise U صدای پس زمینه
background noise U اختلال پس زمینه
background printing U چاپ پس زمینه
background sound U موسیقی پس زمینه
display background U زمینه نمایش
background music U موسیقی پس زمینه
ambient music U موسیقی پس زمینه
figure ground U شکل و زمینه
ground colour U رنگ زمینه
ichnography U زمینه سازی
in this connextion U دراین زمینه
dominant design U زمینه اصلی
ground color U رنگ زمینه
background process U فرایندهای پس زمینه
background radiation U تابش زمینه
blue print U زمینه ابی
main color U رنگ زمینه
protective ground U زمینه حفافتی
contrasted U رنگ زمینه
contrasts U رنگ زمینه
foreground U پیش زمینه
theme U ریشه زمینه
matrixes U زمینه ملاط
matrix U زمینه ملاط
predispose U زمینه را مهیاساختن
predisposed U زمینه را مهیاساختن
predisposes U زمینه را مهیاساختن
predisposing U زمینه را مهیاساختن
root U سرچشمه زمینه
themes U ریشه زمینه
contrast U رنگ زمینه
roots U سرچشمه زمینه
contrasting U رنگ زمینه
accessing U دست یابی
cost finding U ارزش یابی
sourcing U منابع یابی
summation U مجموع یابی
accesses U دست یابی
matchmaking U زوج یابی
troubleshooting U اشکال یابی
troubleshooting U عیب یابی
orientation U جهت یابی
access U دست یابی
accessed U دست یابی
signal detection U علامت یابی
fault finding U عیب یابی
addressing U نشانی یابی
obstacle sense U حس مانع یابی
attainments U دست یابی
mark sensing U نشان یابی
fringing U ریشه یابی
goniometry U زاویه یابی
localization U موضع یابی
knowledge acquisition آگاهی یابی
i. and evdevolution U توان یابی
fault diagnosis U عیب یابی
fault detection U عیب یابی
factoring U عامل یابی
debugger U اشکال یابی
direction finding U جهت یابی
quadricycle U چهارچرخه یابی
positioning U موقع یابی
marketing U بازار یابی
error detection U خطا یابی
position finding U موقعیت یابی
range finding U مسافت یابی
attainment U دست یابی
insinuation U رخنه یابی
calibration U خصلت یابی
interpolations U میان یابی
levelling U ارتفاع یابی
trapping U غلط یابی
extrapolation U برون یابی
patterning U طرح یابی
extrapolations U برون یابی
termination U پایان یابی
interpolation U درون یابی
interpolation U میان یابی
interpolations U درون یابی
orientate U جهت یابی
orientates U جهت یابی
orientating U جهت یابی
achievements U دست یابی
acquisition U هدف یابی
location U مکان یابی
ranging U مسافت یابی
edging U حاشیه یابی
edgings U حاشیه یابی
acquisitions U هدف یابی
locations U مکان یابی
castaway U عمق یابی
achievement U دست یابی
castaways U عمق یابی
undertone U ته صدا موجود در زمینه
undertones U ته صدا موجود در زمینه
contrasts U زمینه طرح و سایه
predisposing factor U عامل زمینه ساز
fielded U زمینه رزمی صحرایی
contrasting U زمینه طرح و سایه
fields U زمینه رزمی صحرایی
background recalculation U محاسبه مجدد پس زمینه
spectrum of war U زمینه ها یا طیف جنگ
contrast U زمینه طرح و سایه
spectrum of war U جنگ در تمام زمینه ها
field U زمینه رزمی صحرایی
field lens adjustment زمینه تنظیم لنز
survey research U پژوهش زمینه یاب
It is in short supply. U زمینه اش دربازار کم است
contrasted U زمینه طرح و سایه
maximum direction finding U جهت یابی حداکثر
marginal costing U هزینه یابی نهایی
marginal costing U هزینه یابی نهائی
item scaling U مقیاس یابی پرسشها
locate mode U باب مکان یابی
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com