English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 111 (7 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
lap wound armature U ارمیچر رویهم
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
overlaps U پوشاندن پوشش دو چیز رویهم افتادن رویهم
overlap U پوشاندن پوشش دو چیز رویهم افتادن رویهم
overlapped U پوشاندن پوشش دو چیز رویهم افتادن رویهم
wholly U رویهم
laps U رویهم قراردادن
overlapped U رویهم افتادن
overlaps U رویهم افتادن
overlap U رویهم افتادن
overlapping U رویهم افتاده
overtype mode U تایپ رویهم
overhand U رویهم برعکس
obvolute U رویهم افتاده
lap weld U جوش رویهم
lap seam U رویهم افتادگی
lap joint U اتصال رویهم
pyramids U رویهم انباشتن
pyramid U رویهم انباشتن
overlays U رویهم قراردادن
accumulate U رویهم انباشتن
accumulates U رویهم انباشتن
overlaying U رویهم قراردادن
accumulating U رویهم انباشتن
overall U رویهم رفته
overalls U رویهم رفته
overlay U رویهم قراردادن
armature U ارمیچر
lap winding U سیم پیچ رویهم
lapped seam welding U جوشکاری درزی رویهم
lapped U رویهم قرار دادن
lap U زیرکار رویهم افتادگی
lap U رویهم قرار دادن
laminate U رویهم قرار دادن
lapped U زیرکار رویهم افتادگی
roll up U رویهم جمع شدن
shuttle armature U ارمیچر تیراهنی
h armature U ارمیچر تیراهنی
external armature U ارمیچر خارجی
dynamo armature U ارمیچر دینام
double armature U ارمیچر دوگانه
disk armature U ارمیچر صفحهای
drum armature U ارمیچر استوانهای
cylindrical armature U ارمیچر استوانهای
bar wound armature U ارمیچر میلهای
polarized armature U ارمیچر قطبیده
internal armature U ارمیچر داخلی
ring armature U ارمیچر حلقوی
three phase armature U ارمیچر سه فازه
pole armature U ارمیچر قطبی
teeth of armature U دندان ارمیچر
single loop armature U ارمیچر تک پیچکی
ribbed armature U ارمیچر شیاردار
two phase armature U ارمیچر دو فازه
slotted armature U ارمیچر شیاردار
unipolar armature U ارمیچر تک قطبی
armature varnish U شالاک ارمیچر
armature tooth U نیش ارمیچر
armature reaction U واکنش ارمیچر
armature circuit U مدار ارمیچر
armature coil U پیچک ارمیچر
armature bar U میله ارمیچر
armature slot U شیار ارمیچر
armature band U کمربند ارمیچر
armature pocket U شیار ارمیچر
armature core U هسته ارمیچر
armature shaft U محور ارمیچر
armature loop U پیچک ارمیچر
armature current U جریان ارمیچر
armature stand U پایه ارمیچر
armature loop U حلقه ارمیچر
armature interference U اغتشاش ارمیچر
armature pole U قطب ارمیچر
equitant U رویهم قرار گرفتن برگها
overlap of distillat curves U رویهم افتادگی منحنیهای تقطیر
lap joint riveting U پرچ کاری اتصال رویهم
bank U رویهم انباشتن در بانک گذاشتن
banks U رویهم انباشتن در بانک گذاشتن
smooth core armature U ارمیچر با هسته صاف
ironclad armature U ارمیچر جوشن دار
starter motor armature U ارمیچر راه انداز
open coil armature U ارمیچر با پیچک باز
armature binding wire U سیم بست ارمیچر
armature end play U بازی محوری ارمیچر
armature heating U گرم شدن ارمیچر
closed coil armature U ارمیچر مدار بسته
back turns of armature U سیمپیچی معکوس ارمیچر
armature resistance U مقدار مقاومت ارمیچر
armature reaction U عکس العمل ارمیچر
duplex wound armature U ارمیچر دو سیم پیچی
armature tape U نوار چسب ارمیچر
girder armature U ارمیچر تیر اهنی
armature winding U سیم پیچ ارمیچر
dead turn of armature U دور هرز ارمیچر
girder bridge U پل چند تکه قابل نصب رویهم
lap joint U لبه رویهم افتاده ومتصل بهم
armature shifting motor U موتور با ارمیچر قابل تغییر
toothed ring armature U ارمیچر حلقوی دندانه دار
demagnetizing turns of armature U دورهای مغناطیس زدای ارمیچر
hotchpot U سرجمع کردن دارایی رویهم ریختن اموال
rotor U روتور چکش برق ارمیچر دینام
rotors U روتور چکش برق ارمیچر دینام
re entrant armature winding U سیم پیچ ارمیچر باز گشته
tusk tenon U زبانه یا گیرهای که دارای زبانههای کوچکتری باشدبطوری که رویهم بشکل پله یاتضاریس پلهای درایند
sidelap U بالههای جانبی هواپیما پوشش جانبی عکسها رویهم
spliced U نیمه نیمه رویهم گذاشتن
splices U نیمه نیمه رویهم گذاشتن
splicing U نیمه نیمه رویهم گذاشتن
splice U نیمه نیمه رویهم گذاشتن
overlapped U نیمه نیمه رویهم افتادن نیمه نیمه پوشاندن
overlaps U نیمه نیمه رویهم افتادن نیمه نیمه پوشاندن
overlap U نیمه نیمه رویهم افتادن نیمه نیمه پوشاندن
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com