Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 204 (11 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
duck
U
اردک ماده غوطه
ducked
U
اردک ماده غوطه
duckings
U
اردک ماده غوطه
ducks
U
اردک ماده غوطه
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
pickerel
U
اردک ماهی کوچک گوشت اردک ماهی
delay release sinker
U
وسیله غوطه ور کننده مین زمانی غوطه ور کننده مین تاخیری
thermite
U
ماده مخصوص جوش کاری و ماده اتشزای داخل گلولههای اتشزا
antiset
U
ماده ضدغلیظ شدن و بستن مواد ماده سیال کننده
photoresist
U
ماده شیمیایی ای که در اثر اعمال نور به یک ماده مقاومت و محکم تبدیل میشود
materialism
U
فلسفه اصالت ماده اعتقاد به اینکه انچه وجود دارد ماده است
coolant
U
ماده سرماساز ماده خنک کننده
gunk
U
ماده کثیف و چسبناک ماده چرب
dope
U
معرف یک ماده شیمیایی خاص به یک ماده
female connector
U
دوشاخه ماده متصل کننده ماده
dopes
U
معرف یک ماده شیمیایی خاص به یک ماده
coolants
U
ماده سرماساز ماده خنک کننده
duck
اردک
drakes
U
اردک نر
ducks and drakes
U
اردک نر
duck and drake
U
اردک نر
ducks
U
اردک
drake
U
اردک نر
ducked
U
اردک
duckings
U
اردک
goosander
U
اردک ماهیخوار
merganser
U
اردک ماهیخوار
quacks
U
صدای اردک
quacking
U
صدای اردک
quack
U
صدای اردک
pintail
U
اردک دم دراز
quacked
U
صدای اردک
wildfowl
U
اردک وحشی
pike
U
اردک ماهی
ducklings
U
بچه اردک
ducklings
U
جوجه اردک
duckling
U
بچه اردک
duckling
U
جوجه اردک
mallard
U
اردک وحشی
flapper
U
جوجه اردک
mallards
U
اردک وحشی
waddle
U
اردک وارراه رفتن
luce
U
اردک ماهی بزرگ
ugly duckling
<idiom>
U
جوجه اردک زشت
squawks
U
صدای اردک دراوردن
squawked
U
صدای اردک دراوردن
squawk
U
صدای اردک دراوردن
waddled
U
اردک وارراه رفتن
waddling
U
اردک وارراه رفتن
waddles
U
اردک وارراه رفتن
sheldrake
U
اردک وحشی دریایی
loggerhead
U
نوعی اردک دریایی
pigment
U
ماده رنگی ماده ملونه
fueled
U
ماده انرژی زا ماده کارساز
fuel
U
ماده انرژی زا ماده کارساز
fuelled
U
ماده انرژی زا ماده کارساز
fuels
U
ماده انرژی زا ماده کارساز
pigments
U
ماده رنگی ماده ملونه
fuelling
U
ماده انرژی زا ماده کارساز
waddles
U
راه رفتن اردک وار
walleyed
U
انواع مختلف اردک ماهی
waddling
U
راه رفتن اردک وار
walleye
U
انواع مختلف اردک ماهی
sashay
U
اردک وار راه رفتن
waddled
U
راه رفتن اردک وار
waddle
U
راه رفتن اردک وار
scaup duck
U
اردک قرمز اسیاواروپا وامریکا
Black sheep
U
جوجه اردک زشت
[اصطلاح روزمره]
jack salmon
U
اردک ماهی چشم سفید امریکا
dibber
U
اب خوردن مثل اردک بذر کاری
quacks
U
صدای اردک کردن دوای قلابی دادن
quack
U
صدای اردک کردن دوای قلابی دادن
quacking
U
صدای اردک کردن دوای قلابی دادن
quacked
U
صدای اردک کردن دوای قلابی دادن
gadwall
U
اردک قهوهای و سیه فام شمال اروپا و امریکا
pochard
U
یکجور اردک اروپایی که سروگردنش حنایی رنگ اشت
decoy
U
طعمه یا دام یا توری برای گرفتن اردک و مرغان دیگر
decoyed
U
طعمه یا دام یا توری برای گرفتن اردک و مرغان دیگر
decoys
U
طعمه یا دام یا توری برای گرفتن اردک و مرغان دیگر
decoying
U
طعمه یا دام یا توری برای گرفتن اردک و مرغان دیگر
soak
U
غوطه
soaks
U
غوطه
adrift
<adj.>
U
غوطه ور
dips
U
غوطه
plunge
U
غوطه
ducker
U
غوطه زن
dip
U
غوطه
plunges
U
غوطه
plunged
U
غوطه
floating
U
غوطه ور
immerse
U
غوطه دادن
overwhelmed
U
غوطه ورساختن
overwhelm
U
غوطه ورساختن
immersed
U
غوطه دادن
dunks
U
غوطه دادن
immersion heaters
U
اب گرم کن غوطه ور
immersion heater
U
گرمکن غوطه ور
immersion heaters
U
گرمکن غوطه ور
dunked
U
غوطه دادن
buoyant mine
U
مین غوطه ور
dunk
U
غوطه دادن
immersion heater
U
اب گرم کن غوطه ور
dunking
U
غوطه دادن
overwhelms
U
غوطه ورساختن
immerses
U
غوطه دادن
suspended load
U
مواد غوطه ور
plunge
U
غوطه خوردن
plunge
U
غوطه ور شدن
plunged
U
غوطه خوردن
plunges
U
غوطه خوردن
plunges
U
غوطه ور شدن
immergence
U
غوطه ورسازی
submergible
U
غوطه ور کردنی
immersion vibrator
U
لرزاننده غوطه ور
submers
U
غوطه ورساختن
submerse
U
غوطه دادن
immersion thermometer
U
دماسنج غوطه ور
immerge
U
غوطه دادن
dip
U
غوطه دادن
dived
U
غوطه خوردن
dive
U
غوطه خوردن
dips
U
غوطه دادن
float into position
U
غوطه ور شدن
submerging
U
غوطه ورساختن
soaks
U
غوطه دادن
soaks
U
غوطه وری
immersion
U
غوطه وری
immersion
U
غوطه ور شدن
immersing
U
غوطه دادن
plunged
U
غوطه ور شدن
soak
U
غوطه وری
soak
U
غوطه دادن
submergence
U
غوطه وری
submerges
U
غوطه ورساختن
skirter
U
غوطه زدن
submerge
U
غوطه ورساختن
submerged
U
غوطه ورساختن
submerged arc welding
U
جوش قوسی غوطه ور
submersible
U
غوطه ور شناور زیرابی
abyss
U
غوطه ورساختن مغاک
submersible
U
قابل غوطه وری
bouquet mine
U
مین سطلی غوطه ور
snagline mine
U
مین باشاخک غوطه ور
abysm
U
غوطه ورساختن مغاک
abysses
U
غوطه ورساختن مغاک
dap
U
غوطه دادن شستشودادن
overwhelmed with reflection
U
غوطه وردر فکر
wallow
U
در گل و لای غوطه خوردن
wallowed
U
در گل و لای غوطه خوردن
wallowing
U
در گل و لای غوطه خوردن
wallows
U
در گل و لای غوطه خوردن
dipneedle circuit
U
مدارمغناطیسی مین غوطه ور
souse
U
دراب غوطه ورشدن
plunger
U
شناور کاربوراتور غوطه ور
plungers
U
شناور کاربوراتور غوطه ور
gynandromorph
U
جانور نر و ماده هم نر و هم ماده
anti-
U
ماده کائوچویی خاص برای عبور بار الکتریکی ایستا به یک زمین الکتریکی . یک اپراتور ماده را پیش از کنترل اعضای الکترونیکی حساس که ممکن است در اثر الکتریسیته ساکن آسیب ببیند کنترل میکند
immerse
U
غوطه ور کردن شناور نمودن
immersing
U
غوطه ور کردن شناور نمودن
engulfing
U
غرق کردن در غوطه ورساختن
engulfed
U
غرق کردن در غوطه ورساختن
To wallow in vice .
U
درمنجلاب فساد غوطه ور بودن
immerses
U
غوطه ور کردن شناور نمودن
engulfs
U
غرق کردن در غوطه ورساختن
pensiveness
U
تفکر غوطه وری دراندیشه
immersed
U
غوطه ور کردن شناور نمودن
to go a mucker on or over
U
در کاری یا چیزی غوطه ورشدن
to bathe in blood
U
درخون غوطه خوردن یا اغشتن
dip
U
تعمید دادن غوطه ور شدن
dips
U
تعمید دادن غوطه ور شدن
demerse
U
زیراب کردن غوطه دادن
engulf
U
غرق کردن در غوطه ورساختن
to overload someone
[with something]
U
کسی را
[با چیزی]
غوطه ورساختن
recollected
U
در بحر تفکر غوطه ورشدن
ducker
U
غوطه خور مرغابی گیر
recollect
U
در بحر تفکر غوطه ورشدن
recollects
U
در بحر تفکر غوطه ورشدن
recollecting
U
در بحر تفکر غوطه ورشدن
dips
U
فروبردن و دراوردن از مایع غوطه ور شدن
dip
U
فروبردن و دراوردن از مایع غوطه ور شدن
pickling
U
غوطه ور ساختن در محلول رقیق اسید
oogamete
U
سلول جنسی ماده یاخته جنسی ماده
plunge
U
غوطه ورساختن شیب تند پیدا کردن
plunged
U
غوطه ورساختن شیب تند پیدا کردن
immersed density
U
وزن مخصوص جسم در حال غوطه وری
vapor degreasing
U
غوطه ور ساختن قطعات دربخار حلالات داغ
plunges
U
غوطه ورساختن شیب تند پیدا کردن
ducking stool
U
کرسی ای که زنان بدکاررابدان بسته ودراب پرت کرده غوطه میدادند
wet stowage
U
نوعی روش بارگیر مهمات درخودروها با غوطه ور کردن انها در مایعات ضد شعله
reserve buoyancy
U
جرم اضافی برای غوطه ورساختن کامل شناورها یابدنه هواپیمای دریایی
cyaniding
U
سخت گردانی سطح قطعات فولادی با غوطه ورسازی انهادر حمام نمکهای سیانید
lohmannizing
U
غوطه ور ساختن فلز درنمکهای ملقمه کننده و سپس روکش کردن انها توسط دو یاچند الیاژ پوشاننده محافظ
parkerizing
U
عملیاتی که در ان فلز درمحلولی از اسید فسفریک ودی اکسید منگنز داغ شده وسپس در روغن غوطه ورمیگردد تا از خوردگی فلزجلوگیری گردد
kite
U
کایت دریایی هدف کش دریایی غوطه وردر اب
kites
U
کایت دریایی هدف کش دریایی غوطه وردر اب
swimming capability
U
قابلیت شناوری یا غوطه وری در اب قابلیت عبور از اب
continous immersion test
U
ازمایش فروبری دائمی ازمایش غوطه وری
flotation
U
قابلیت شناوری یک خودرو قابلیت غوطه وری در اب
sinker
U
غوطه ور کننده مین شناورکننده مین
sinkers
U
غوطه ور کننده مین شناورکننده مین
floated
U
غوطه ور شدن پر شدن تا انتهی سر ریز شدن کالای اضافه برفرفیت انبار
float
U
غوطه ور شدن پر شدن تا انتهی سر ریز شدن کالای اضافه برفرفیت انبار
floats
U
غوطه ور شدن پر شدن تا انتهی سر ریز شدن کالای اضافه برفرفیت انبار
dips
U
اندازه گیر زاویه انحنا عمق غوطه وری مین عمق شناوری ازاد مین نیم افراشتن پرچم
dip
U
اندازه گیر زاویه انحنا عمق غوطه وری مین عمق شناوری ازاد مین نیم افراشتن پرچم
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com