Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (9 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
probabilism
U
احتمال گرایی
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
poisson distribution
U
این توزیع در حقیقت یک توزیع احتمال برای متغیرهای تصادفی ناپیوسته است که دران میزان احتمال بسیارکوچک و در مقابل تعدادمشاهدات بسیار زیاد است
hydrotropism
U
اب گرایی یا هیدروتربیسم رطوبت گرایی
presumption
U
احتمال
presumptions
U
احتمال
possibility
U
احتمال
chances
U
احتمال
contingencies
U
احتمال
expectancy
U
احتمال
liability
U
احتمال
probability
U
احتمال
eventuality
U
احتمال
eventualities
U
احتمال
likelihood
U
احتمال
liabilities
U
احتمال
suppositions
U
احتمال
aptness
U
احتمال
supposition
U
احتمال
verisimilitude
U
احتمال
like lihood
U
احتمال
likelihoood
U
احتمال
expectance
U
احتمال
chance
U
احتمال
chanced
U
احتمال
possibilities
U
احتمال
chancing
U
احتمال
contingency
U
احتمال
risking
U
احتمال زیان
risks
U
احتمال زیان
the probability is
U
احتمال میرود
the probability is
U
احتمال دارد
probability theory
U
نظریه احتمال
unlikelihood
U
عدم احتمال
transition probability
U
احتمال جهش
transition probability
U
احتمال انتقال
contingency
U
احتمال وقوع
contingencies
U
احتمال وقوع
probability of collision
U
احتمال برخورد
presumedly
U
احتمال میرود
compound probability
U
احتمال مرکب
conditional probability
U
احتمال مشروط
on the chance of
U
نظر به احتمال
moral certainty
U
احتمال قوی
experimental probability
U
احتمال تجربی
experimental probability
U
احتمال ازمایشی
mathematical probability
U
احتمال ریاضی
kill probability
U
احتمال کشندگی
inverisimilitude
U
عدم احتمال
presumption of fraud
U
احتمال تقلب
probability analysis
U
احتمال کاوی
statistical weight
U
احتمال ترمودینامیکی
probability ratio
U
بهر احتمال
probability of kill
U
احتمال انهدام
probability of ionization
U
احتمال یونش
probability of detection
U
احتمال کشف
probability of detection
U
احتمال اکتشاف
probability function
U
تابع احتمال
probability factor
U
ضریب احتمال
probability distribution
U
توزیع احتمال
probability curve
U
منحنی احتمال
improbability
U
عدم احتمال
risk
U
احتمال زیان
risked
U
احتمال زیان
stand a chance
<idiom>
U
احتمال داشتن
There is a 50-50 chance.
U
احتمال 50-50است
odds
U
احتمال ووقوع
look for
<idiom>
U
با احتمال فکر کردن
maximum probility detection
U
تعیین احتمال حداکثر
probability density
U
چگالی احتمال
[ریاضی]
kill probability
U
احتمال واردکردن تلفات
normal probability curve
U
منحنی بهنجار احتمال
likelihood
U
احتمال کلی دارد
damage threat
U
احتمال تولید خسارت
probability density function
U
تابع چگالی احتمال
worst-case
U
بدترین وضع یا احتمال
balance
U
احتمال رویداد خطا
balances
U
احتمال رویداد خطا
angular probability distribution
U
توزیع زاویهای احتمال
probability of kill
U
احتمال از بین رفتن
radial probability distribution
U
توزیع احتمال شعاعی
It is quite likely that ….
U
خیلی احتمال می رود که …
maximum liklihood method
U
روش حداکثر احتمال
risks
U
احتمال زیان و ضرر
risks
U
احتمال زیان یاخطر
in all probability
U
احتمال کلی میرود
in all like
U
احتمال کلی دارد
risking
U
احتمال زیان و ضرر
risked
U
احتمال زیان یاخطر
it is beyond recall
U
احتمال لغوشدن ندارد
risked
U
احتمال زیان و ضرر
risking
U
احتمال زیان یاخطر
risk
U
احتمال زیان یاخطر
risk
U
احتمال زیان و ضرر
to be on the safe side
U
برای اینکه احتمال اشتباه
the odds are that he will doit
U
احتمال دارد که انکار را بکند
single shot hit probability
U
احتمال اصابت یک گلوله به هدف
odds-on
U
دارای احتمال بیش از 5 درصد
risking
U
احتمال خطر ریسک کردن
He is bound to come.
U
احتمال زیادی دارد که بیاید
it is p that he did not go
U
احتمال داردنرفته باشد دورنیست که
risks
U
احتمال خطر ریسک کردن
damage threat
U
منطقه احتمال تولید خسارت
risked
U
احتمال خطر ریسک کردن
risk
U
احتمال خطر ریسک کردن
In all probability. Very likely.
U
به احتمال خیلی قوی ( قریب به یقین )
presumes
U
مسلم دانستن احتمال کلی دادن
presume
U
مسلم دانستن احتمال کلی دادن
presumed
U
مسلم دانستن احتمال کلی دادن
it may be presumed that
U
احتمال قوی میرود که میتوان فرض که
central tendency
U
احتمال مطابقت داده با مقادیرمورد انتظار
long shot
U
شرکت کنندهای که احتمال پیروزی کمی دارد
shoo in
U
کسیکه احتمال زیاد دارد برنده شود
i p that they are both gone
U
احتمال کلی می دهم که هردو رفته باشند
The chances of a soloution are bleak.
U
احتمال وجود راه حلی بسیار ضعیف است
characteristic strength
U
مقاومتی که احتمال عدم حصول واقعی ان ضعیف میباشد
ambivalence
U
دو سو گرایی
hydrotropic
U
اب گرایی
leftism
U
چپ گرایی
skepticism
U
شک گرایی
sensualism
U
حس گرایی
error handling
U
به حداقل رساندن احتمال وقوع خطا روش رفع اشکال
intellectualism
U
عقل گرایی
masculinism
U
نرینه گرایی
magnotropism
U
مغناطیس گرایی
machiavellianism
U
ماکیاول گرایی
theatricalism
U
تماشاخانه گرایی
vitalism
U
حیات گرایی
synthetism
U
تالیف گرایی
mendelism
U
مندل گرایی
syndicalism
U
اتحادیه گرایی
westernization
U
غرب گرایی
consumerism
U
مصرف گرایی
mentalism
U
ذهن گرایی
minimalism
U
کمینه گرایی
transformism
U
دگرگونی گرایی
introversion
U
درون گرایی
intuitionalism
U
شهود گرایی
viscerotonia
U
لذت گرایی
verism
U
حقیقت گرایی
cynism
[rare]
[cynicism]
U
کلبی گرایی
intuitionism
U
شهود گرایی
cynicism
U
کلبی گرایی
verbalism
U
لفظ گرایی
utopianism
U
ارمان گرایی
irredentism
U
الحاق گرایی
islamism
U
اسلام گرایی
universalism
U
عام گرایی
unitarianism
U
توحید گرایی
tritheism
U
سه یزدان گرایی
transformism
U
تحول گرایی
moralization
U
اخلاق گرایی
nationallism
U
ملت گرایی
necrophilia
U
مرده گرایی
subjectivism
U
درون گرایی
stereotapis
U
جمد گرایی
spiritism
U
روح گرایی
sophism
U
سفسطه گرایی
functionalism
U
کارکرد گرایی
somatotonia
U
فعالیت گرایی
solipsism
U
نفس گرایی
separatism
U
جدا گرایی
semitism
U
سامی گرایی
self determinism
U
نفس گرایی
sectionalism
U
استان گرایی
rightism
U
راست گرایی
relativism
U
نسبیت گرایی
negativism
U
منفی گرایی
nominalism
U
اسم گرایی
monarchical
U
شاه گرایی
objectivism
U
برون گرایی
objectivism
U
عین گرایی
phenomenalism
U
پدیده گرایی
subjectivism
U
ذهنی گرایی
revanchism
U
کین گرایی
phototropism
U
نور گرایی
pneumotropism
U
ریه گرایی
pragnanz
U
طرح گرایی
subjectivism
U
ذهن گرایی
utilitarianism
U
سودمند گرایی
eroticism
U
شهوت گرایی
defeatism
U
شکست گرایی
structuralism
U
ساخت گرایی
positivism
U
اثبات گرایی
positivism
U
مثبت گرایی
militarism
U
جنگ گرایی
traditionalism
U
سنت گرایی
sectarianism
U
فرقه گرایی
individualism
U
فرد گرایی
introspection
U
درون گرایی
absolutism
U
مطلق گرایی
corporatism
U
شرکت گرایی
voluntarism
U
اراده گرایی
subjective
U
ذهن گرایی
theism
U
یزدان گرایی
tribalism
U
ایل گرایی
tribalism
U
قبیله گرایی
extremism
U
افراط گرایی
perfectionism
U
کمال گرایی
homosexuality
U
همجنس گرایی
spiritualism
U
روح گرایی
industrialism
U
صنعت گرایی
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com