English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (11 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
middling U اجناس مختلف از درجه متوسط
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
average degree of polymerization U درجه متوسط بسپارش
intermediate temperature U درجه حرارت متوسط
heterosphere U قسمتی از اتمسفر که در ان ساختار و وزن مولکولی متوسط گازهای تشکیل دهنده مختلف است
list price U فهرست قیمت اجناس فهرستی که در ان قیمت اجناس یا اگهی ویاکالاهای تجارتی رانوشته اند
isotheral line U خطی که بوسیله ان جاهایی که درجه گرمای متوسط انها 000 نشان داده میشود
target discrimination U قدرت رادار برای درگیری باهدفهای مختلف یا تشخیص هدفهای مختلف
chart U شکلی که ترتیب پردازشهای کاری مختلف را در مراحل مختلف نشان میدهد
charted U شکلی که ترتیب پردازشهای کاری مختلف را در مراحل مختلف نشان میدهد
charts U شکلی که ترتیب پردازشهای کاری مختلف را در مراحل مختلف نشان میدهد
charting U شکلی که ترتیب پردازشهای کاری مختلف را در مراحل مختلف نشان میدهد
fractional U اختصاص بخشهای مختلف پهنای باند به سیگنالها یا مشتریان مختلف
systems analysis U ترکیب محصولات مختلف از تولید کننده مختلف برای یک سیستم
selectable U مدار یا وسیلهای که انتخابهای مختلف آن با قرار دادن اتصالات سیم مختلف انتخاب می شوند
blocage U [بنایی با مواد مختلف و در اندازه های مختلف که در ساخت دیوارهای رومی بکار می رفت.]
symbiosis U همزیستی وتجانس دوموجود مختلف یا دوگروه مختلف باهم
heterogeneous network U سیستم ارتباطی تقسیم شده که با کانالهای با نرخ ارسال مختلف و پروتکلهای مختلف کار میکند
fdm U انتساب عددی با سیگنال مختلف به فرکانسهای مختلف تا سیگنالهای زیادی روی کانال فرستاده شوند
vortex separation U جداکردن ذرات مختلف از یک سیال توسط نیروهای گریز ازمرکزی مختلف در حرکت حلقوی یا گردابی
paint program U نرم افزاری که به کاربر امکان رسم تصاویر روی صفحه نمایش با رنگهای مختلف با روشهای مختلف و جلوههای ویژه را میدهد
allocate U به روشهای مختلف و اختصاص آن به کاربرهای مختلف
allocates U به روشهای مختلف و اختصاص آن به کاربرهای مختلف
allocating U به روشهای مختلف و اختصاص آن به کاربرهای مختلف
functions U سیستم برنامه نویسی که در آن توابع مختلف نام یکسان دارند ولی متفاوتند چون روی نوع دادههای مختلف اجرا می شوند
function U سیستم برنامه نویسی که در آن توابع مختلف نام یکسان دارند ولی متفاوتند چون روی نوع دادههای مختلف اجرا می شوند
functioned U سیستم برنامه نویسی که در آن توابع مختلف نام یکسان دارند ولی متفاوتند چون روی نوع دادههای مختلف اجرا می شوند
estate in common U درCL حالتی را گویند که دو یاچند نفر در زمینی با عناوین مختلف و یا با عنوان واحدولی در ازمنه مختلف اشتراک منافع داشته باشند ملک مشاع
bussing U خط وط ارتباطی که از چندین سیم برای اتصال بخشهای سخت افزاری مختلف بهم استفاده میکند و داده توسط مدارهای مختلف در درون سیستم منتقل میشود
busses U خط وط ارتباطی که از چندین سیم برای اتصال بخشهای سخت افزاری مختلف بهم استفاده میکند و داده توسط مدارهای مختلف در درون سیستم منتقل میشود
bussed U خط وط ارتباطی که از چندین سیم برای اتصال بخشهای سخت افزاری مختلف بهم استفاده میکند و داده توسط مدارهای مختلف در درون سیستم منتقل میشود
buses U خط وط ارتباطی که از چندین سیم برای اتصال بخشهای سخت افزاری مختلف بهم استفاده میکند و داده توسط مدارهای مختلف در درون سیستم منتقل میشود
bused U خط وط ارتباطی که از چندین سیم برای اتصال بخشهای سخت افزاری مختلف بهم استفاده میکند و داده توسط مدارهای مختلف در درون سیستم منتقل میشود
bus U خط وط ارتباطی که از چندین سیم برای اتصال بخشهای سخت افزاری مختلف بهم استفاده میکند و داده توسط مدارهای مختلف در درون سیستم منتقل میشود
busing U خط وط ارتباطی که از چندین سیم برای اتصال بخشهای سخت افزاری مختلف بهم استفاده میکند و داده توسط مدارهای مختلف در درون سیستم منتقل میشود
frequencies U انتساب یک عدد از سیگنالهای مختلف به فرکانسهای مختلف یا سیگنالهای زیادی روی یک کانال ارسال شوند
frequency U انتساب یک عدد از سیگنالهای مختلف به فرکانسهای مختلف یا سیگنالهای زیادی روی یک کانال ارسال شوند
allogamous U مختلف الجنس و مختلف النوع
goods U اجناس
good U اجناس
beam attack U تک هواپیمای رهگیری که بازاویه افقی بیش از 54 درجه و کمتر از 531 درجه انجام میشود
profile U امکانی در ویندوز برای ذخیره سازی تنظیمهای مختلف برای کاربران مختلف PC
profiled U امکانی در ویندوز برای ذخیره سازی تنظیمهای مختلف برای کاربران مختلف PC
profiling U امکانی در ویندوز برای ذخیره سازی تنظیمهای مختلف برای کاربران مختلف PC
profiles U امکانی در ویندوز برای ذخیره سازی تنظیمهای مختلف برای کاربران مختلف PC
tree of life U درخت زندگی [این نگاره بگونه های مختلف در فرش های مناطق مختلف بکار رفته و جلوه ای از حیات انسان را تداعی می کند.]
substandard goods U اجناس بنجل
Fake articles. U اجناس تقلبی
culls U رد شده [اجناس]
rejects U رد شده [اجناس]
culls U مانده [اجناس]
yard goods U اجناس ذرعی
rejects U مانده [اجناس]
category U طبقه اجناس
closed stock U اجناس ذخیره
dry goods U اجناس خشک
ware U جنس اجناس
wares U جنس اجناس
mace greff U خریدار اجناس مسروقه
import duties U گمرک اجناس وارداتی
d. of goods U تحویل کالا یا اجناس
scrapbooks U دفتر اجناس اوراق
closed stock U اجناس انبارشده ثابت
scrapbook U دفتر اجناس اوراق
avoirdupois weight U اوزان و مقیاسات اجناس
elevation indicator U صفحه مدرج درجه طبلک درجه
shoulder patch U درجه روی بازوی درجه داران
five and ten U مغازه اجناس ارزان قیمت
packinghouse U محل بسته بندی اجناس
white sale U فروش ملافه و اجناس ذرعی
packingplant U محل بسته بندی اجناس
location survey U بازرسی در جای اجناس درانبار
cost analysis U تجزیه و تحلیل قیمت اجناس
avoirdupois U مقیاس وزن اجناس سنگین
highways U خط ارتباطی تشکیل شده از چندین سیم که بخشهای مختلف سیستم سخت افزاری کامپیوتر را بهم وصل میکند و روی آن ارسال و دریافت داده با مدارهای مختلف درون سیستم انجام میشود
highway U خط ارتباطی تشکیل شده از چندین سیم که بخشهای مختلف سیستم سخت افزاری کامپیوتر را بهم وصل میکند و روی آن ارسال و دریافت داده با مدارهای مختلف درون سیستم انجام میشود
The goods in this shop could not be flogged. U اجناس این مغازه باد کرده
pay load U اجناس مقرون بصرفه برای حمل ونقل
this shope has a well assorted(I'll-assorted)stock. U اجناس این مغازه جور ( ناجور )است
hunting design U طرح شکارگاهی [این طرح از زمان صفویه رواج یافته و در آن صحنه های مختلف شکار توسط انسان و یا نزاع حیوانات مختلف نشان داده می شود. منشاء اولیه آن کاشان ذکر شده است.]
budget account حسابی در فروشگاه که وجه خرید اجناس و...به آن واریز می شود
sighting bar U ستون درجه ونک مگسک میله ستون درجه دستگاه نشانه روی اموزشی
third-class U درجه سوم بلیط درجه 3
superelevation U درجه ارتفاع درجه بلندی
third class U درجه سوم بلیط درجه 3
sighting leaf U ستون درجه تفنگ یا دستگاه نشانه روی شاخص درجه تفنگ
decollate U جدا کردن موضوعات مختلف به ورقههای مجزا. جدا کردن دو یا سه موضوع مختلف به حالت مجزا و برداشتن کاغذ کاربنی
star design U طرح ستاره ای شکل [این طرح به گونه های مختلف در فرش های مناطق مختلف مورد استفاده قرار می گیرد. گاه بصورت ترنج و گاه بصورت تزئین در متن.]
mark up U نرخ فروش را بالا بردن افزایش نرخ اجناس
well assorted U جور دارای کالا یا اجناس جور موافق سازگار
brevet U درجه افتخاری دادن فرمان درجه افتخاری
mean sea level U ارتفاع متوسط از سطح دریا ارتفاع متوسط اب دریا
stockpile U پر کردن انبار اجناس موجود در انبار
stockpiling U پر کردن انبار اجناس موجود در انبار
stockpiled U پر کردن انبار اجناس موجود در انبار
stockpiles U پر کردن انبار اجناس موجود در انبار
import duties U حق گمرک اجناس وارداتی گمرک ورودی
location audit U تصدیق دقت تعیین محل هدف به وسیله رادار تصدیق محل سکنی پرسنل یامحل اجناس درانبار
division police petty officer U درجه دار دژبان قسمت درجه دار انتظامات قسمت
master at arms U درجه دار انتظامات ناو درجه دار ارشد ناو
meant U متوسط
intermediate U متوسط
tolerable U متوسط
medium U متوسط
moderating U متوسط
moderates U متوسط
life expectancies U سن متوسط
moderated U متوسط
mediums U متوسط
moderate U متوسط
life expectancy U سن متوسط
mediocre U متوسط
modal U متوسط
modals U متوسط
average U متوسط
average U حد متوسط
average limit of ice U حد متوسط یخ
mesne U متوسط
averaged U متوسط
mean U متوسط
meaner U متوسط
osculant U متوسط
meanest U متوسط
averages U حد متوسط
intermedial U متوسط
averaging U متوسط
averaging U حد متوسط
averaged U حد متوسط
averages U متوسط
medium gravle U شن متوسط
on the a U بطور متوسط
medially U بطورمیانه یا متوسط
medium voltage U ولتاژ متوسط
mean life U عمر متوسط
medium scale U در مقیاس متوسط
mean time U ساعت متوسط
medial U میانه متوسط
average output U محصول متوسط
mean income U درامد متوسط
mean velocity U سرعت متوسط
mean variation U تغییر متوسط
secondarily U بطور متوسط
medium carbon steel U فولادباکربن متوسط
mean stress U خستگی متوسط
medium cloud U ابرهای متوسط
mean speed U سرعت متوسط
medium artillery U توپخانه متوسط
mean value U مقدار متوسط
mean price U قیمت متوسط
middle price U قیمت متوسط
mean time U زمان متوسط
moderate speed U سرعت متوسط
monthly average U متوسط ماهیانه
mid range U برد متوسط
mediterranean sea U بحر متوسط
midway U متوسط میانجی
life expectancies U عمر متوسط
median gray U خاکستری متوسط
median income U درامد متوسط
medium frequency U بسامد متوسط
average price U قیمت متوسط
average life U عمر متوسط
average latency U تاخیر متوسط
averagly U بطور متوسط
average depth U عمق متوسط
average latency U رکود متوسط
average input U نهاده متوسط
average flow U جریان متوسط
average expense U هزینه متوسط
average efficiency U بازده متوسط
average discharge U بده متوسط
girder bridge U پل بیلی متوسط
average deviation U انحراف متوسط
intermediate contrast U تغایر متوسط
average payment U پرداخت متوسط
averagely U بطور متوسط
average voltage U ولتاژ متوسط
average product U محصول متوسط
average product U تولید متوسط
average productivity U بازدهی متوسط
average return U بازده متوسط
average yield U بازده متوسط
average revenue U درامد متوسط
average speed U سرعت متوسط
average total cost U هزینه متوسط کل
average value U مقدار متوسط
average variable cost U هزینه متوسط
intermediate high voltage line U خط فشار متوسط
intermediate hurdle U مانع متوسط
intermediate lampholder U سر پیچ متوسط
middle class U طبقه متوسط
par U میزان متوسط
halftones U رنگ متوسط
halftone U رنگ متوسط
duffers U بازیگر متوسط
duffer U بازیگر متوسط
medium wave U موج متوسط
m.f. U بسامد متوسط
m.f. U فرکانس متوسط
mean chord U وتر متوسط
mean daily U متوسط روزانه
mean depth U عمق متوسط
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com