English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 66 (8 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
demonstration effect U اثر نمایشی
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Search result with all words
analogue U صفحه نمایشی که از سیگنال ورودی ممتد برای کنترل رنگهای صفحه نمایش استفاده میکند به طوری که بتواند یک محدوده مشخص از رنگها را نمایش دهد
analogues U صفحه نمایشی که از سیگنال ورودی ممتد برای کنترل رنگهای صفحه نمایش استفاده میکند به طوری که بتواند یک محدوده مشخص از رنگها را نمایش دهد
colour U صفحه نمایشی که حروف و گرافیک ها را رنگی نشان میدهد
colour U صفحه نمایشی که امکانی برای نشان دادن اطلاعات رنگی دارد
colours U صفحه نمایشی که حروف و گرافیک ها را رنگی نشان میدهد
colours U صفحه نمایشی که امکانی برای نشان دادن اطلاعات رنگی دارد
monitor U صفحه نمایشی که قنل امنیتی برای فرکانس دید مورد نظر برای هر نوع کارت گرافیکی دارد
monitored U صفحه نمایشی که قنل امنیتی برای فرکانس دید مورد نظر برای هر نوع کارت گرافیکی دارد
monitors U صفحه نمایشی که قنل امنیتی برای فرکانس دید مورد نظر برای هر نوع کارت گرافیکی دارد
figure skating U یخ بازی نمایشی
mosaic U حرف نمایشی در سیستمهای ویدیویی که از نقاط کوچک تشکیل شده است
scenic U نمایشی
flat U صفحه نمایشی که با یک صفحه مقابل مسط ح با لبههای مربعی ایجاد شده باشد
flattest U صفحه نمایشی که با یک صفحه مقابل مسط ح با لبههای مربعی ایجاد شده باشد
varieties U نمایشی که مرکب از چند قطعه متنوع باشد
variety U نمایشی که مرکب از چند قطعه متنوع باشد
dramatic U نمایشی
dramatically U نمایشی
showdown U نمایشی
showdown U چیدن کلیه تجهیزات برای بازدید نمایشی
showdowns U نمایشی
showdowns U چیدن کلیه تجهیزات برای بازدید نمایشی
performing U وابسته به هنرهای نمایشی
demo U نمونه نمایشی
traverse U حرکت نمایشی اسب
traversed U حرکت نمایشی اسب
traverses U حرکت نمایشی اسب
traversing U حرکت نمایشی اسب
flashier U نمایشی
flashiest U نمایشی
flashy U نمایشی
academic assault شمشیر بازی نمایشی
amphibious demonstration U عملیات نمایشی اب خاکی
amphibious demonstration U عملیات اب خاکی نمایشی
demonstrability U نمایشی نمایش دادنی
display architecture U معماری نمایشی
display menu U فهرست انتخاب نمایشی
dramatic monologue U نوعی داستان نمایشی که دران یکنفر بتنهایی فاهر میشودوبا متکلم وحده است
dramaturge U نویسنده داستانهای نمایشی شبیه ساز
epideictic U نمایشی
exhibition game U بازی نمایشی به نفع خیریه
exhibitive U نمایشی
expositive U نمایشی نمایشگاهی
expository U نمایشی
false arch U قوس نمایشی
hot dogging U عملیات نمایشی
ideogramic U نمایشی تجسمی
ideogrammic U نمایشی تجسمی
indiental music U ساز و اوازی که با نمایشی همراه باشد
international demonstration effect U اثر نمایشی بین المللی
mock up U نمونه نمایشی کالا
monopolylogue U نمایشی که در ان یک تن عهده دارچند بخش است
multiviewports U صفحه نمایشی که دو یاچندین صفحه قابل دید رانمایش میدهد
presentation graphics U گرافیک تجاری با کیفیت بالا که روی نکات مطرح شده بامدیریت در زمینه طرح ها وبودجه ها تکیه خاصی دارد نگاره سازی نمایشی
problem plav U نمایشی که موضوع ان مسئلهای باشد
representative arts U فنون نمایشی
showboat U نمایشی بازی کردن
stagy U نمایشی صحنهای
the drama U تصنیف داستانهای نمایشی
thin window display U نمایشی یک خطی که روی صفحات کلید و کامپیوترهای دستی بکار می رود
to put over a play U موافق بدادن نمایشی شدن
tragi comedy U نمایشی که دران مطالب جدی ومضحک باهم امیخته باشد
trick ski U اسکی کوتاه برای انجام حرکات نمایشی اسکی روی اب
performing arts U هنرهای نمایشی
It was an enjoyable performance, if less than ideal. U این نمایشی لذت بخشی بود اگرچه کاملا ایده آل نبود.
Partial phrase not found.
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com