Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 203 (43 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
short
U
اتصال مدار اتصالی پیدا کردن
shorter
U
اتصال مدار اتصالی پیدا کردن
shortest
U
اتصال مدار اتصالی پیدا کردن
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
interfaces
U
1-تغییر وسیله با افزودن مدار یا اتصال به آن برای ساخت سیستم ارتباطی استاندارد. 2-اتصال دو یا چند وسیله ناسازگار با هم با مدار برای برقراری ارتباط
interface
U
1-تغییر وسیله با افزودن مدار یا اتصال به آن برای ساخت سیستم ارتباطی استاندارد. 2-اتصال دو یا چند وسیله ناسازگار با هم با مدار برای برقراری ارتباط
port
U
مدار یا اتصالی که به کامپیوتر امکان خارج کردن یا ارسال داده به ماشین دیگر یا وسیله دگر میدهد
pads
U
ناحیهای از مس مسطح روی یک تخته مدار چاپی که محل اتصال سیمهای تشکیل دهنده مدار بوده و به وسیله ان انتقال میان سیمی از یک طرف تخته مدار چاپی به طرف دیگر صورت می گیرد پر کردن فیلدی از داده بافضای خالی دفترچه یادداشت
pad
U
ناحیهای از مس مسطح روی یک تخته مدار چاپی که محل اتصال سیمهای تشکیل دهنده مدار بوده و به وسیله ان انتقال میان سیمی از یک طرف تخته مدار چاپی به طرف دیگر صورت می گیرد پر کردن فیلدی از داده بافضای خالی دفترچه یادداشت
short circuit
U
اتصالی مدار
bonding
U
گیره اتصالی اتصال بدنه
pinning
U
یکی از چندین قطعه سیم کوچک متصل به بسته مدار مجتماع که به IC امکان اتصال به تخته مدار میدهد
pin
U
یکی از چندین قطعه سیم کوچک متصل به بسته مدار مجتماع که به IC امکان اتصال به تخته مدار میدهد
pinned
U
یکی از چندین قطعه سیم کوچک متصل به بسته مدار مجتماع که به IC امکان اتصال به تخته مدار میدهد
earth
U
اتصالی در مدار که نشان دهنده پتانسیل صفر است
earths
U
اتصالی در مدار که نشان دهنده پتانسیل صفر است
short circuit
U
اتصالی شدن دو سیم برق اتصال کوتاه
joystick
U
مدار و اتصالی که برای واسط بین goystick و کامپیوتر است
port
U
مدار و اتصالی که امکان ارسال و دریافت داده موازی میدهد
joysticks
U
مدار و اتصالی که برای واسط بین goystick و کامپیوتر است
interface
U
مدار کامپیوتری را اتصالی که به داده موازی امکان ارسال و دریافت میدهد.
interfaces
U
مدار کامپیوتری را اتصالی که به داده موازی امکان ارسال و دریافت میدهد.
input
U
مدار یا اتصالی که به کامپیوتر امکان دریافت داده از وسیله خارجی میدهد
i/o
U
مدار یا اتصالی که حاوی کانال ورودی / خروجی به وسیله دیگر است
inputted
U
مدار یا اتصالی که به کامپیوتر امکان دریافت داده از وسیله خارجی میدهد
plugging
U
اتصالی که وارد سوکت میشود تا اتصال الکتریکی برقرار کند
plug
U
اتصالی که وارد سوکت میشود تا اتصال الکتریکی برقرار کند
plugs
U
اتصالی که وارد سوکت میشود تا اتصال الکتریکی برقرار کند
input/output
U
مدار یا اتصالی که حاوی کانال ورودی /خروجی برای وسیله دیگر است
reference junction
U
اتصالی در سیستم ترموکوپل که دمای اتصال دیگر نسبت به ان سنجیده میشود
outputs
U
مدار یا اتصالی که به کامپیوتر امکان خروجی یا ارسال داده به وسیله یا ماشین دیگر میدهد
output
U
مدار یا اتصالی که به کامپیوتر امکان خروجی یا ارسال داده به وسیله یا ماشین دیگر میدهد
port
[software]
U
دریچه ای
[مدار و اتصالی]
که امکان ارسال و دریافت داده را میدهد
[نرم افزار]
[رایانه شناسی]
universal joints
U
اتصالی گردان چهارشاخه گاردان اتصالی ازاد یا هرزگرد
main circuit connection
U
اتصال مدار اصلی
two phase connection
U
اتصال یا مدار دو فازه
switches
U
یچ برای اتصال خط وط منبع تغذیه به مدار
jumper
U
اتصال موقت روی تخته مدار
jumpers
U
اتصال موقت روی تخته مدار
switched
U
یچ برای اتصال خط وط منبع تغذیه به مدار
switch
U
یچ برای اتصال خط وط منبع تغذیه به مدار
connects
U
اتصال دو نقط ه مدار یا شبکه ارتباطی
connect
U
اتصال دو نقط ه مدار یا شبکه ارتباطی
parallelling
U
مدار و اتصال که امکان دریافت و ارسال داده موازی میدهد
parallel
U
مدار و اتصال که امکان دریافت و ارسال داده موازی میدهد
paralleling
U
مدار و اتصال که امکان دریافت و ارسال داده موازی میدهد
parallelled
U
مدار و اتصال که امکان دریافت و ارسال داده موازی میدهد
parallels
U
مدار و اتصال که امکان دریافت و ارسال داده موازی میدهد
paralleled
U
مدار و اتصال که امکان دریافت و ارسال داده موازی میدهد
ground
U
اتصال مدار الکتریکی به زمین یا به نقط های با سطح ولتاژ صفر.
outlets
U
اتصال یا نقط های در مدار یا شبکه که سیگنال یا داده قابل دستیابی است
port
U
مدار یا اتصال که به کامپیوتر امکان دریافت داده از وسایل خارجی دیگر میدهد
outlet
U
اتصال یا نقط های در مدار یا شبکه که سیگنال یا داده قابل دستیابی است
piggybacks
U
اتصال در مدار مجتمع به صورت موازی . یک روی دیگری برای حفظ فضا
piggyback
U
اتصال در مدار مجتمع به صورت موازی . یک روی دیگری برای حفظ فضا
duplexes
U
مدار دو طرفه یا دوسیمه مدار دوپلکس مدار دوجزئی چاشنی دو فتیلهای پخش مجدد پیام
duplex
U
مدار دو طرفه یا دوسیمه مدار دوپلکس مدار دوجزئی چاشنی دو فتیلهای پخش مجدد پیام
serial
U
اتصال و مدار برای تبدیل داده موازی در کامپیوتر از حالت سری به صورتی که هر بیت یک بار روی سیم ارسال شوند
serials
U
اتصال و مدار برای تبدیل داده موازی در کامپیوتر از حالت سری به صورتی که هر بیت یک بار روی سیم ارسال شوند
male connector
U
ورودی با سوزنهای اتصال که وارد اتصال سادگی میشود تا اتصال الکتریکی برقرار میکند
locals
U
اتصال مستقیم یا باس بین یک وسیله و پردازنده بدون هیچگونه مدار منط قی یا بافر یا رمزگشا در بین
simm
U
تخته مدار کوچک و فشرده با یک لبه اتصال در امتداد یک لبه که قط عات حافظه فرفیت را حمل میکند
local
U
اتصال مستقیم یا باس بین یک وسیله و پردازنده بدون هیچگونه مدار منط قی یا بافر یا رمزگشا در بین
linkage
U
مجموعه اتصال اتصال متصل کردن
linkages
U
مجموعه اتصال اتصال متصل کردن
edge card
U
یک تخته مدار که دارای قطعات باریک اتصال در طول یک لبه بوده و برای متصل شدن بارابط لبه طراحی شده است
extension
U
طولانی کردن اتصالی شعبه فروشگاه یااداره
extensions
U
طولانی کردن اتصالی شعبه فروشگاه یااداره
expansion slots
U
شکاف ها یا فضاهای خالی درون کامپیوتر اصلی برای اتصال تخته مدارهای کوچک به تخته مدار اصلی بکار می روند
edges
U
تخته مدار چاپ شده که چندین نقط ه تماس روی لبه اش دارد که باعث وارد شده آن در لبه اتصال میشود
edge
U
تخته مدار چاپ شده که چندین نقط ه تماس روی لبه اش دارد که باعث وارد شده آن در لبه اتصال میشود
plug compatible
U
دستگاه جانبی که نیازمند هیچ گونه تغییر رابط برای اتصال مستقیم به سیستم کامپیوتری یک سازنده دیگر نمیباشدهمساز برای اتصال سازگاری برای اتصال
dampest
U
دلمرده کردن حالت خفقان پیدا کردن مرطوب ساختن
damp
U
دلمرده کردن حالت خفقان پیدا کردن مرطوب ساختن
dampers
U
دلمرده کردن حالت خفقان پیدا کردن مرطوب ساختن
average
U
پیدا کردن
tracks
U
پیدا کردن
to figure up
پیدا کردن
pin point
U
پیدا کردن
to pick up
U
پیدا کردن
track
U
پیدا کردن
smell out
U
با بو پیدا کردن
detects
U
پیدا کردن
to pluck up one's heart
U
دل پیدا کردن
acquire
پیدا کردن
detect
U
پیدا کردن
detected
U
پیدا کردن
detecting
U
پیدا کردن
tracked
U
پیدا کردن
to look up
U
پیدا کردن
averaging
U
پیدا کردن
finds
U
پیدا کردن
gained
U
پیدا کردن
find
U
پیدا کردن
gains
U
پیدا کردن
averages
U
پیدا کردن
averaged
U
پیدا کردن
gain
U
پیدا کردن
to search out
U
پیدا کردن
give tongue
U
عوعو کردن در پیدا کردن بوی شکار
to work out something
U
حل چیزی را پیدا کردن
stammer
U
لکنت پیدا کردن
come to an agreement
U
موافقت پیدا کردن
to take umbra at
U
رنجش پیدا کردن از
stammered
U
لکنت پیدا کردن
stammers
U
لکنت پیدا کردن
qualify
U
شایستگی پیدا کردن
dampen
U
رطوبت پیدا کردن
equation of payments
U
قاعده پیدا کردن
hade
U
تمایل پیدا کردن
converge
U
تقارت پیدا کردن
converged
U
تقارت پیدا کردن
converges
U
تقارت پیدا کردن
converging
U
تقارت پیدا کردن
dampens
U
رطوبت پیدا کردن
dampening
U
رطوبت پیدا کردن
dampened
U
رطوبت پیدا کردن
take to
U
تمایل پیدا کردن به
to take a ply
U
تمایل پیدا کردن
prove opplicable
U
مصداق پیدا کردن
to spring a leaguer
U
رخنه پیدا کردن
qualifies
U
شایستگی پیدا کردن
luff
U
لنگر پیدا کردن
To find a way out. To find a remedy.
U
چاره پیدا کردن
declining
U
شیب پیدا کردن
liaise
U
ارتباط پیدا کردن
shield
U
حفاظ پیدا کردن
tout
U
خریدار پیدا کردن
liaises
U
ارتباط پیدا کردن
preempt
U
حق تقدم پیدا کردن
liaised
U
ارتباط پیدا کردن
touting
U
خریدار پیدا کردن
liaising
U
ارتباط پیدا کردن
in the doghouse
<idiom>
U
مشکل پیدا کردن با
to think out
U
با فکر پیدا کردن
take to
U
تمایل پیدا کردن
decline
U
شیب پیدا کردن
declined
U
شیب پیدا کردن
touts
U
خریدار پیدا کردن
to win fame
U
شهرت پیدا کردن
demonetize
U
تنزل پیدا کردن
to become a necessity
U
لزوم پیدا کردن
shields
U
حفاظ پیدا کردن
touted
U
خریدار پیدا کردن
declines
U
شیب پیدا کردن
composite circuit
U
مدار الکترونیکی که از چندین مدار و قطعه کوچکتر تشکیل شده است
switching
U
مدار الکترونیکی که میتواند پیام ها را از یک خط یا مدار د مرکز کنترل به دیگری ارسال کند
inferior planet
U
سیارهای که مدار گردش ان کوچکتر از مدار زمین میباشد
shock
U
هول وهراس پیدا کردن
to nerve oneself
U
قوت قلب پیدا کردن
waver
U
فتور پیدا کردن دو دل بودن
shocks
U
هول وهراس پیدا کردن
to pick out
U
باگوش پیدا کردن دریافتن
read between the lines
<idiom>
U
پیدا کردن مفهوم ضمنی
find and replace
U
پیدا کردن و جایگزین نمودن
to pick up
U
فراگرفتن دوباره پیدا کردن
overmaster
U
مهارت کامل پیدا کردن در
pay dirt
<idiom>
U
زیر خاکی پیدا کردن
wavers
U
فتور پیدا کردن دو دل بودن
wavering
U
فتور پیدا کردن دو دل بودن
to come to an understanding
U
پیدا کردن سازش پیداکردن
wavered
U
فتور پیدا کردن دو دل بودن
to make the pot boi;
U
معاش خود را پیدا کردن
out maneuver
U
برتری مانور پیدا کردن
to rummage out
U
با جستجوی زیاد پیدا کردن
cabbages
U
کش رفتن رشد پیدا کردن
deeping of capital
U
عمق پیدا کردن سرمایه
respiring
U
امید تازه پیدا کردن
respired
U
امید تازه پیدا کردن
respire
U
امید تازه پیدا کردن
shocked
U
هول وهراس پیدا کردن
respires
U
امید تازه پیدا کردن
genealogize
U
شجره کسی را پیدا کردن
cabbage
U
کش رفتن رشد پیدا کردن
radar trapping
U
اختلال پیدا کردن رادار
hit on/upon
<idiom>
U
پیدا کردن چیزی که میخواهی
swell
U
ورم کردن برجستگی پیدا کردن
asphyxiating
U
مختنق کردن خناق پیدا کردن
asphyxiated
U
مختنق کردن خناق پیدا کردن
asphyxiates
U
مختنق کردن خناق پیدا کردن
bilge
U
رخنه پیدا کردن تراوش کردن
swells
U
ورم کردن برجستگی پیدا کردن
swelled
U
ورم کردن برجستگی پیدا کردن
asphyxiate
U
مختنق کردن خناق پیدا کردن
fumble
U
لکنت زبان پیدا کردن من من کردن
fumbled
U
لکنت زبان پیدا کردن من من کردن
fumbles
U
لکنت زبان پیدا کردن من من کردن
scare up
<idiom>
U
ازروی اثراتی چیزی را پیدا کردن
rubbed
U
اصطکاک پیدا کردن ساییده شدن
surging
U
تکان خوردن لغزش پیدا کردن
radio direction finding
U
پیدا کردن جهت بی سیم دشمن
to orient oneself
U
چهار سوی خود را پیدا کردن
waver
U
تردید پیدا کردن تبصره قانون
wavered
U
تردید پیدا کردن تبصره قانون
to turn round
U
برگشتن عقاید دیگری پیدا کردن
unbalances
U
بر هم زدن اختلال مشاعر پیدا کردن
to get a meat for a bird
U
برای مرغی جفت پیدا کردن
pull oneself together
U
بر اعصاب خود تسلط پیدا کردن
wavers
U
تردید پیدا کردن تبصره قانون
wavering
U
تردید پیدا کردن تبصره قانون
unbalancing
U
بر هم زدن اختلال مشاعر پیدا کردن
unbalance
U
بر هم زدن اختلال مشاعر پیدا کردن
make out
U
معنی چیزی را پیدا کردن سردراوردن از
to get the upper hand
U
برتری جستن تفوق پیدا کردن
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com