Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (13 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
double earth fault
U
اتصال زمین دوبل
polyphase earth
U
اتصال زمین دوبل
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
double u butt joint
U
اتصال لب به لب یو دوبل
double flanged butt joint
U
اتصال لب به لب- لبه دوبل
double delta connection
U
اتصال مثلث دوبل
service line
U
خط مرزی روی زمین در بازی اسکواش دوبل
alley
U
حاشیه اضافی زمین تنیس دربازی دوبل مسیر معمولی گوی بولینگ
alleyways
U
حاشیه اضافی زمین تنیس دربازی دوبل مسیر معمولی گوی بولینگ
alleys
U
حاشیه اضافی زمین تنیس دربازی دوبل مسیر معمولی گوی بولینگ
ground conection
U
اتصال زمین
ground
U
اتصال زمین
connection
U
اتصال زمین
earths
U
اتصال به زمین
connexions
U
اتصال زمین
dead earth
U
اتصال زمین
earthing
U
اتصال زمین
ground connection
U
اتصال زمین
ground
U
اتصال به زمین
earth
U
اتصال به زمین
double earth fault
U
اتصال زمین دوفازه
two phase to earth fault
U
اتصال زمین دو فاز
earth fault
U
اتصال به زمین تصادفی
ground indicator
U
اشکارساز اتصال با زمین
earths
U
به زمین اتصال دادن
earth
U
به زمین اتصال دادن
ground detector
U
اشکارساز اتصال با زمین
dead ground
U
اتصال به زمین کشنده
line to earth fault
U
اتصال کوتاه زمین
earths
U
اتصال وسیله الکتریکی به زمین
earth
U
اتصال وسیله الکتریکی به زمین
double squirrel cage motor
U
موتور قفس سنجابی دوبل موتور با شیار دوبل
ground
U
اتصال مدار الکتریکی به زمین یا به نقط های با سطح ولتاژ صفر.
earths
U
اتصال سیم بین وسیله الکتریکی و زمین که نشان دهنده پتانسیل صفر است
earth
U
اتصال سیم بین وسیله الکتریکی و زمین که نشان دهنده پتانسیل صفر است
male connector
U
ورودی با سوزنهای اتصال که وارد اتصال سادگی میشود تا اتصال الکتریکی برقرار میکند
positive
U
اتصال به منبع تغذیه که در فرفیت الکتریکی بیشتری از زمین است و جریان را به یک قطعه تامین میکند
plug compatible
U
دستگاه جانبی که نیازمند هیچ گونه تغییر رابط برای اتصال مستقیم به سیستم کامپیوتری یک سازنده دیگر نمیباشدهمساز برای اتصال سازگاری برای اتصال
layers
U
لایهای که اتصال / عدم اتصال را بین گیرنده و فرستنده ایجاد میکند
patches
U
کابل کوچک با اتصال در هر انتها برای اجاد اتصال الکتریکی در تابلو
layer
U
لایهای که اتصال / عدم اتصال را بین گیرنده و فرستنده ایجاد میکند
patch
U
کابل کوچک با اتصال در هر انتها برای اجاد اتصال الکتریکی در تابلو
PPP
U
پروتکل تامین کننده اتصال شبکه روی اتصال آسنکرون
fiber
U
نوعی اتصال که برای اتصال دو کابل فیبر نوری بهم به کار می رود
fibres
U
نوعی اتصال که برای اتصال دو کابل فیبر نوری بهم به کار می رود
connector
U
وسیله فیزیکی با چندین اتصال فلزی که به وسایل اجازه اتصال به سادگی می دهند
fibre
U
نوعی اتصال که برای اتصال دو کابل فیبر نوری بهم به کار می رود
contacted
U
یچ یا اتصال که حاوی یک سیر الکتریکی است وقتی که با اتصال دیگر ارتباط برقرار میکند
contacts
U
یچ یا اتصال که حاوی یک سیر الکتریکی است وقتی که با اتصال دیگر ارتباط برقرار میکند
contacting
U
یچ یا اتصال که حاوی یک سیر الکتریکی است وقتی که با اتصال دیگر ارتباط برقرار میکند
contact
U
یچ یا اتصال که حاوی یک سیر الکتریکی است وقتی که با اتصال دیگر ارتباط برقرار میکند
moorings
U
سیمهای اتصال مسلح کننده مین سیم اتصال
DB connector
U
اتصال به شکل D که معمولاگ به صورت دو ردیف سوزن است برای اتصال وسایل ارسال داده
duple
U
دوبل
swivelled
U
اتصال گردنده اتصال لولایی چرخیدن
swivel
U
اتصال گردنده اتصال لولایی چرخیدن
drawbar
U
بازوی اتصال سهم اهرم اتصال
swivels
U
اتصال گردنده اتصال لولایی چرخیدن
linkages
U
مجموعه اتصال اتصال متصل کردن
linkage
U
مجموعه اتصال اتصال متصل کردن
double-checks
U
کیش دوبل
double acting fuse
U
فیوز دوبل
double u butt weld
U
جوش لب به لب یو دوبل
double belt
U
تسمه دوبل
double bottoms
U
ناو کف دوبل
twin lever
U
اهرم دوبل
double-checked
U
کیش دوبل
double entry bookkeeping
U
حسابداری دوبل
double integral
U
انتگرال دوبل
double diode
U
دیود دوبل
doubles
U
بازی دوبل
doubled up
U
بازی دوبل
double seam
U
درز دوبل
double knot
U
گره دوبل
double frequency
U
فرکانس دوبل
dual tire
U
لاستیک دوبل
fours
U
مسابقه دوبل
double amplitude
U
دامنه دوبل
double refraction
U
شکست دوبل
push and pull lever
U
اهرم دوبل
dual capacitor
U
خازن دوبل
doubled
U
بازی دوبل
double
U
بازی دوبل
double refraction
U
انکسار دوبل
double check
U
کیش دوبل
double-check
U
کیش دوبل
twin conductor
U
هادی دوبل
double vee guide
U
راهنمای وی دوبل
double-checking
U
کیش دوبل
indenture
U
دوبل کردن قرارداد
double flanged seam
U
درز- لبه دوبل
double bank radial engine
U
موتور ستارهای دوبل
double knee
U
لوله زانویی دوبل
double entry
U
سیستم دفترداری دوبل
double three spindle machine
U
دستگاه سه هرزگردی دوبل
duplex fixed bed miller
U
دستگاه فرز دوبل
double dribble
U
خطای دوبل در بسکتبال
double rotor motor
U
موتور با رتور دوبل
double integration method
U
روش انتگرال دوبل
double accumulator switch
U
کلید انباره دوبل
double tandem engine
U
موتور سری دوبل
dual crank
U
میل لنگ دوبل
double i butt weld
U
جوش درزی ای دوبل
double thrust bearing
U
یاطاقان با فشار محوری دوبل
double four spindle machine
U
دستگاه چهار هرزگردی دوبل
double track railway bridge
U
پل راه اهن باسکوی دوبل
double two high rolling mill
U
دستگاه نورد مضاعف دوبل
double helical gear
U
چرخ دندانه مارپیچی دوبل
double angle milling cutter
U
دستگاه فرز زاویه دوبل
double multiple disc clutch
U
کلاج چند صفحه- دوبل
double keyway broach
U
مته دستی با جا خار دوبل
double thrust ball bearing
U
بلبرینگ با فشار محوری دوبل
RJ connector
U
نام عمومی برای اتصال هشت سوزنی که درشبکههای BuneT برای اتصال کابل UTP به کار می رود
terminal
U
محل اتصال پیچ اتصال
terminals
U
محل اتصال پیچ اتصال
ramp
U
سینه کش اتصال فراز اتصال
cascade connection
U
اتصال کاسکاد اتصال پلهای
leads
U
قطب اتصال سیم اتصال
slip road
U
سینه کش اتصال فراز اتصال
lead
U
قطب اتصال سیم اتصال
ramps
U
سینه کش اتصال فراز اتصال
adjustable double endwrench
آچار شش گوش قابل تنظیم دوبل
double frame hobbing machine
U
دستگاه فرز غلطکی با قاب دوبل
double accentric press
U
پرس خارج از مرکز بایاطاقان دوبل
double squirrel cage
U
موتور با رتور قفس سنجابی دوبل
double base diode
U
دیود- بیس دوبل ترانزیستور یونی- جانکشن
up and back
U
بازیگران عقب و جلو در بازی تنیس دوبل
duplex operation
U
کارکرد یا عملکرد دوبل مکالمه تلفنی دو طرفه
touch judge
U
هریک از داوران مامورمراقبت در طرفین زمین برای تماس توپ با زمین
clowned
U
دلقک زمین گاوبازی که گاو رااز سوار زمین خورده دورمیکند
clown
U
دلقک زمین گاوبازی که گاو رااز سوار زمین خورده دورمیکند
clowns
U
دلقک زمین گاوبازی که گاو رااز سوار زمین خورده دورمیکند
ground return
U
انعکاسات سطح زمین روی صفحه رادار امواج انعکاسی زمین
clowning
U
دلقک زمین گاوبازی که گاو رااز سوار زمین خورده دورمیکند
pancake
U
در رهگیری هوایی یعنی می خواهم به زمین بنشینم یا به زمین بنشینید
geotaxis
U
گرایشی که نیروی جاذبه زمین انراهدایت میکند زمین گرایی
hercules
U
نوعی موشک زمین به زمین با بردزیاد هواپیمای باری هرکولس
inductive earthing
U
زمین پیچکی زمین کردن نقطه ستاره بایک بوبین
center field
U
قسمت دوردست زمین پایگاه 2و چپ و راست زمین بیس بال
pancakes
U
در رهگیری هوایی یعنی می خواهم به زمین بنشینم یا به زمین بنشینید
frost heave
U
برامدگی زمین یا سنگفرش که دراثر یخ زدن ایجاد میگردد یخ زدگی وبادکردگی زمین
regulus
U
نوعی موشک اتمی هدایت شونده زمین به زمین که بانیروی جت حرکت میکند
nap of the earth
U
از نزدیک زمین در سطح زمین پرواز سینه مال
honest john
U
نوعی موشک برد کوتاه زمین به زمین توپخانه
off side
U
سمت راست زمین کریکت مقابل زمین توپزن
geognosy
U
زمین شناسی از لحاظ ساختمان و ترکیب زمین
to break up
U
از هم جدا شدن
[پوسته زمین]
[زمین شناسی]
tellurian
U
ساکن زمین دستگاه سنجش حرکات زمین
credited
U
ستون اعتبار در حسابداری دوبل به حساب بستانکاری کسی گذاشتن
crediting
U
ستون اعتبار در حسابداری دوبل به حساب بستانکاری کسی گذاشتن
credits
U
ستون اعتبار در حسابداری دوبل به حساب بستانکاری کسی گذاشتن
credit
U
ستون اعتبار در حسابداری دوبل به حساب بستانکاری کسی گذاشتن
perelotok
U
زمین یا قشر یخ زده زمین قشر زمستانی زمین
sergeant
U
گروهبان موشک زمین به زمین سارجنت
styx
U
نوعی موشک زمین به زمین دریایی
sergeants
U
گروهبان موشک زمین به زمین سارجنت
rolling terrain
U
زمین با پستی و بلندی کم زمین هموار
T connector
U
اتصال Coa xial به شکل حرف T که دو کابل باریک loaxial را با دو شاخههای BNC بهم وصل میکند و اتصال سومی برای کابل دیگر یا کارت واسط شبکه ایجاد میکند
covenant runing with land
U
شرط منضم به مالکیت زمین تعهد یا شرطی است مربوط به زمین که جزء لازم ولایتجزای ان محسوب میشودو بنابراین به تنهائی قابل انتقال نیست
no man's land
U
زمین بلاصاحب و غیر مسکون باریکه زمین حد فاصل بین نیروی متخاصم و نیروی خودی
interfaces
U
1-تغییر وسیله با افزودن مدار یا اتصال به آن برای ساخت سیستم ارتباطی استاندارد. 2-اتصال دو یا چند وسیله ناسازگار با هم با مدار برای برقراری ارتباط
interface
U
1-تغییر وسیله با افزودن مدار یا اتصال به آن برای ساخت سیستم ارتباطی استاندارد. 2-اتصال دو یا چند وسیله ناسازگار با هم با مدار برای برقراری ارتباط
contour flying
U
پرواز از روی عوارض زمین پرواز به طور مماس باعوارض زمین یا سینه مال
redstone
U
موشک زمین به زمین رداستون
pershing
U
موشک زمین به زمین پرشینگ
pervious ground
U
زمین تراوا زمین نفوذپذیر
lacrosse
U
نوعی موشک زمین به زمین
biosphere
U
قسمت قابل زندگی کره زمین که عبارتست از جوو اب و خاک کره زمین
subscriber's line
U
اتصال تلفنی هادی اتصال هادی مشترک
talik
U
زمین غیر یخ زده در مناطق یخ زده یا در روی لایه منجمد زمین
contour flight
U
پرواز سینه مال از روی عوارض زمین پرواز در مسیرعوارض زمین
little john
U
موشک هانست جان کوچک نوعی موشک زمین به زمین توپخانه
drops
U
گل پس از چرخیدن روی حلقه بسکتبال به زمین انداختن انداختن گوی گلف به سوراخ به زمین انداختن توپ پس ازبل گرفتن
drop
U
گل پس از چرخیدن روی حلقه بسکتبال به زمین انداختن انداختن گوی گلف به سوراخ به زمین انداختن توپ پس ازبل گرفتن
dropped
U
گل پس از چرخیدن روی حلقه بسکتبال به زمین انداختن انداختن گوی گلف به سوراخ به زمین انداختن توپ پس ازبل گرفتن
dropping
U
گل پس از چرخیدن روی حلقه بسکتبال به زمین انداختن انداختن گوی گلف به سوراخ به زمین انداختن توپ پس ازبل گرفتن
compass rose
U
دایره بزرگی روی کره زمین که در جهت گردش عقربه ساعت از صفر تا 063 درجه بندی شده و بعنوان مبداسنجش و تنظیم قطبنماهای هواپیما روی زمین بکارمیرود
critical point
U
نقطه مهم و برجسته زمین نقاط حیاتی و مهم زمین
permafrost
U
لایه یخ زده دایمی زمین پوسته یا لایه منجمد زمین
topography
U
نگارش عوارض زمین نشان دادن عوارض زمین
geomagnetism
U
نیروی اهن ربایی زمین نیروی جاذبه زمین
hydrographer
U
نقشه کش ابهای روی زمین کسیکه عالم به تشریح ابهای روی زمین است
surface to surface missile
U
موشک زمین به زمین
ground resolution
U
قدرت نشان دادن قسمتهای کوچک زمین نشان دادن جزئیات زمین
two cell accumulator
U
اکومولاتور دو سلولی اکومولاتور دوبل
duodide
U
دیود مضاعف دیود دوبل
He had a nast fall.
U
بد جوری خورد زمین ( زمین بدی خورد )
everglade
U
قطعه زمین باتلاقی علفزار زمین باتلاقی
bight
U
حلقه طناب مضاعف قایق حلقه طناب دوبل
earth's attraction
U
جاذبه زمین قوه جاذبه زمین
surface-to-surface
U
موشک زمین به زمین یا سطح به سطح
surface to surface
U
موشک زمین به زمین یا سطح به سطح
conjunctions
U
اتصال
fusions
U
اتصال
contact
U
اتصال
binding
U
اتصال
attaches
U
اتصال
bindings
U
اتصال
abutment
U
اتصال
abjoint
U
بی اتصال
conjunction
U
اتصال
nexus
U
اتصال
coitus
U
اتصال
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com