Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (36 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
to break contact
U
اتصال راقطع کردن
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
lumbers
U
الوار راقطع کردن
lumber
U
الوار راقطع کردن
lumbered
U
الوار راقطع کردن
lumbering
U
الوار راقطع کردن
male connector
U
ورودی با سوزنهای اتصال که وارد اتصال سادگی میشود تا اتصال الکتریکی برقرار میکند
linkages
U
مجموعه اتصال اتصال متصل کردن
linkage
U
مجموعه اتصال اتصال متصل کردن
skip it
U
در رهگیری هوایی یعنی تک راقطع کنید یا تک نکنید یارهگیری موقوف
hatched moulding
U
گچ بری که عبارت است ازدورشته خطهای متوازی که همدیگر راقطع کر
plug compatible
U
دستگاه جانبی که نیازمند هیچ گونه تغییر رابط برای اتصال مستقیم به سیستم کامپیوتری یک سازنده دیگر نمیباشدهمساز برای اتصال سازگاری برای اتصال
layer
U
لایهای که اتصال / عدم اتصال را بین گیرنده و فرستنده ایجاد میکند
layers
U
لایهای که اتصال / عدم اتصال را بین گیرنده و فرستنده ایجاد میکند
patches
U
کابل کوچک با اتصال در هر انتها برای اجاد اتصال الکتریکی در تابلو
patch
U
کابل کوچک با اتصال در هر انتها برای اجاد اتصال الکتریکی در تابلو
PPP
U
پروتکل تامین کننده اتصال شبکه روی اتصال آسنکرون
fiber
U
نوعی اتصال که برای اتصال دو کابل فیبر نوری بهم به کار می رود
connector
U
وسیله فیزیکی با چندین اتصال فلزی که به وسایل اجازه اتصال به سادگی می دهند
fibre
U
نوعی اتصال که برای اتصال دو کابل فیبر نوری بهم به کار می رود
fibres
U
نوعی اتصال که برای اتصال دو کابل فیبر نوری بهم به کار می رود
contacts
U
یچ یا اتصال که حاوی یک سیر الکتریکی است وقتی که با اتصال دیگر ارتباط برقرار میکند
contact
U
یچ یا اتصال که حاوی یک سیر الکتریکی است وقتی که با اتصال دیگر ارتباط برقرار میکند
contacting
U
یچ یا اتصال که حاوی یک سیر الکتریکی است وقتی که با اتصال دیگر ارتباط برقرار میکند
contacted
U
یچ یا اتصال که حاوی یک سیر الکتریکی است وقتی که با اتصال دیگر ارتباط برقرار میکند
moorings
U
سیمهای اتصال مسلح کننده مین سیم اتصال
DB connector
U
اتصال به شکل D که معمولاگ به صورت دو ردیف سوزن است برای اتصال وسایل ارسال داده
drawbar
U
بازوی اتصال سهم اهرم اتصال
swivels
U
اتصال گردنده اتصال لولایی چرخیدن
swivel
U
اتصال گردنده اتصال لولایی چرخیدن
swivelled
U
اتصال گردنده اتصال لولایی چرخیدن
connect
U
اتصال دادن متصل کردن مربوط کردن
connects
U
اتصال دادن متصل کردن مربوط کردن
RJ connector
U
نام عمومی برای اتصال هشت سوزنی که درشبکههای BuneT برای اتصال کابل UTP به کار می رود
leads
U
قطب اتصال سیم اتصال
ramp
U
سینه کش اتصال فراز اتصال
cascade connection
U
اتصال کاسکاد اتصال پلهای
terminals
U
محل اتصال پیچ اتصال
ramps
U
سینه کش اتصال فراز اتصال
terminal
U
محل اتصال پیچ اتصال
slip road
U
سینه کش اتصال فراز اتصال
lead
U
قطب اتصال سیم اتصال
to switch off
U
قطع کردن اتصال
lead
U
هدایت کردن بست اتصال
leads
U
هدایت کردن بست اتصال
disconnect
U
قطع کردن اتصال الکتریکی
disconnects
U
قطع کردن اتصال الکتریکی
disconnecting
U
قطع کردن اتصال الکتریکی
bond
U
متصل کردن چسباندن اتصال
shortest
U
اتصال مدار اتصالی پیدا کردن
short
U
اتصال مدار اتصالی پیدا کردن
shorter
U
اتصال مدار اتصالی پیدا کردن
by pass
U
بای پاس کردن پل زدن راه فرعی ساختن اتصال کوتاه کردن مجرای فرعی
Do the trains connect?
U
[خط]
قطارها به هم اتصال دارند؟
[برای عوض کردن قطار]
AUI connector
U
اتصال D برای متصل کردن کابلهای انترنت به آداپتور شبکه
T connector
U
اتصال Coa xial به شکل حرف T که دو کابل باریک loaxial را با دو شاخههای BNC بهم وصل میکند و اتصال سومی برای کابل دیگر یا کارت واسط شبکه ایجاد میکند
interfaces
U
1-تغییر وسیله با افزودن مدار یا اتصال به آن برای ساخت سیستم ارتباطی استاندارد. 2-اتصال دو یا چند وسیله ناسازگار با هم با مدار برای برقراری ارتباط
interface
U
1-تغییر وسیله با افزودن مدار یا اتصال به آن برای ساخت سیستم ارتباطی استاندارد. 2-اتصال دو یا چند وسیله ناسازگار با هم با مدار برای برقراری ارتباط
Cambridge ring
U
استاندارد شبکه محلی برای وصل کردن چندین وسیله و کامپیوتر در یک اتصال حلقهای می سازد
subscriber's line
U
اتصال تلفنی هادی اتصال هادی مشترک
fusion welding
U
اتصال دولبه فلزی به یکدیگرکه با ذوب کردن مستقیم انهاصورت میگیرد و دو فلز درهم نفوذ میکنند
isolation
U
مبدلی که برای جدا کردن قط عات از اتصال مستقیم با منبع تغذیه الکتریسیته اصلی به کار می رود
link
U
اتصال یا وصل کردن دو قطعه سخت افزار یا نرم افزار
introduced
U
بدن خط رات امنیتی مربوطه برای عمومی کردن اطلاعات یا اتصال شرکت به یک شبکه عمومی
introduce
U
بدن خط رات امنیتی مربوطه برای عمومی کردن اطلاعات یا اتصال شرکت به یک شبکه عمومی
introducing
U
بدن خط رات امنیتی مربوطه برای عمومی کردن اطلاعات یا اتصال شرکت به یک شبکه عمومی
introduces
U
بدن خط رات امنیتی مربوطه برای عمومی کردن اطلاعات یا اتصال شرکت به یک شبکه عمومی
conferencing
U
اتصال چندین کامپیوتر وترمینال به هم برای اجازه دادن به گروهی از کاربران برای ارتباط برقرار کردن
joint
U
بند بند کردن اتصال دادن بند
attaching
U
اتصال
hitched
U
اتصال
hitches
U
اتصال
hitching
U
اتصال
juncture
U
اتصال
nexus
U
اتصال
hitch
U
اتصال
bonding
U
اتصال
colligation
U
اتصال
seams
U
خط اتصال
seam
U
خط اتصال
conjunction
U
اتصال
lead wire
U
خط اتصال
conjunctions
U
اتصال
wiring
U
اتصال
concatenate
U
اتصال
network
U
اتصال
connectivity
U
اتصال
connection line
U
خط اتصال
tie down
U
اتصال
union
U
اتصال
attaches
U
اتصال
unions
U
اتصال
bindings
U
اتصال
binding
U
اتصال
attach
U
اتصال
butt joint riveting
U
اتصال لب به لب
jump joint
U
اتصال لب به لب
conjuncture
U
اتصال
inosculation
U
اتصال
symphysis
U
اتصال
bounding
U
اتصال
fitting
U
اتصال
connector
U
اتصال
scarfs
U
اتصال
scarf
U
اتصال
joint
U
اتصال
butt joint
U
اتصال لب به لب
tie line
U
خط اتصال
link
U
اتصال
single u butt weld
U
اتصال لب به لب "یو"
single u butt joint
U
اتصال لب به لب "یو"
connect node
U
کد اتصال
cutter link
U
اتصال
continuity
U
اتصال
contacting
U
اتصال
contacts
U
اتصال
connexions
U
اتصال
suspensions
U
اتصال
suspension
U
اتصال
networks
U
اتصال
coupling
U
اتصال
coitus
U
اتصال
fusions
U
اتصال
fusion
U
اتصال
contact
U
اتصال
v joint
U
اتصال "وی "
junction
U
اتصال
lap joint
U
اتصال لب به لب
abutment
U
اتصال
junctions
U
اتصال
contacted
U
اتصال
clutch dog
U
فک اتصال
abjoint
U
بی اتصال
connection
U
اتصال
interconnection
U
اتصال
law of continvity
U
اتصال
interconnetion
U
اتصال
incorporation
U
اتصال
connecting branch
U
اتصال یا پیوستگی
connecting diagram
U
دیاگرام اتصال
ward leonard control
U
اتصال لئونارد
connected load
U
توان اتصال
tongue and groove joint
U
اتصال نر و ماده
ground connection
U
اتصال زمین
welded joint
U
اتصال جوش
junctions
U
نقطه اتصال
junctions
U
اتصال برخوردگاه
to make contact
U
اتصال دادن
tomming
U
اتصال ازبالا
interconnection scheme
U
نقشه ی اتصال
tongue and groove joint
U
اتصال نر ولاس
lighting outlet
U
اتصال نور
compound
U
اتصال مرکب
ground
U
اتصال بدنه
ramps
U
سربالایی اتصال
riveted joint
U
اتصال پرچ
connection cable
U
کابل اتصال
arris fillet joint
U
اتصال فرنگی
spigot and socket joint
اتصال مفصلی
unions
U
وحدت اتصال
ground
U
اتصال منفی
operated
U
اتصال دادن
connecting rod
U
میله اتصال
drag link
U
اتصال کششی
connection box
U
جعبه اتصال
thoroughfoot
U
اتصال چشمی
ground
U
اتصال به زمین
ramp
U
سربالایی اتصال
ground
U
اتصال زمین
junction
U
نقطه اتصال
three phase bridge connection
U
اتصال پل سه فازه
lap joint
U
اتصال نیمانیم
rabbet joint
U
اتصال دو راهه
finger joint
U
اتصال انگشتی
female connector
U
اتصال ماده
pendants
U
طناب اتصال
operate
U
اتصال دادن
lap joint
U
اتصال پوششی
tie down
U
طناب اتصال
faulty connrction
U
اتصال معیوب
line termination circuit
U
اتصال مشترک
discontinuity
U
عدم اتصال
discontinuities
U
عدم اتصال
cable joint
U
موف اتصال
timber assembling
U
اتصال چوبی
data link
U
اتصال داده
switching kit
U
جعبه اتصال
lap joint
U
اتصال رویهم
by pass
U
اتصال کوتاه
outer connection
U
اتصال خارجی
internal connection
U
اتصال داخلی
idle trunck
U
خط اتصال ازاد
to put through
U
اتصال دادن به
line to line fault
U
اتصال کوتاه خط به خط
coupling magent
U
اهنربای اتصال
sleeve joint
U
اتصال با بوش
interconnection
U
اتصال میانی
interconnection of diagram
U
نمودار اتصال
three phase connection
U
اتصال سه فازه
cross linking
U
اتصال عرضی
zig zag connection
U
اتصال زیگزاگی
connect time
U
زمان اتصال
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com