English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (21 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
to break contact U اتصال راقطع کردن
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
lumber U الوار راقطع کردن
lumbered U الوار راقطع کردن
lumbering U الوار راقطع کردن
lumbers U الوار راقطع کردن
male connector U ورودی با سوزنهای اتصال که وارد اتصال سادگی میشود تا اتصال الکتریکی برقرار میکند
linkage U مجموعه اتصال اتصال متصل کردن
linkages U مجموعه اتصال اتصال متصل کردن
hatched moulding U گچ بری که عبارت است ازدورشته خطهای متوازی که همدیگر راقطع کر
skip it U در رهگیری هوایی یعنی تک راقطع کنید یا تک نکنید یارهگیری موقوف
plug compatible U دستگاه جانبی که نیازمند هیچ گونه تغییر رابط برای اتصال مستقیم به سیستم کامپیوتری یک سازنده دیگر نمیباشدهمساز برای اتصال سازگاری برای اتصال
patches U کابل کوچک با اتصال در هر انتها برای اجاد اتصال الکتریکی در تابلو
layer U لایهای که اتصال / عدم اتصال را بین گیرنده و فرستنده ایجاد میکند
patch U کابل کوچک با اتصال در هر انتها برای اجاد اتصال الکتریکی در تابلو
layers U لایهای که اتصال / عدم اتصال را بین گیرنده و فرستنده ایجاد میکند
PPP U پروتکل تامین کننده اتصال شبکه روی اتصال آسنکرون
fibre U نوعی اتصال که برای اتصال دو کابل فیبر نوری بهم به کار می رود
fiber U نوعی اتصال که برای اتصال دو کابل فیبر نوری بهم به کار می رود
fibres U نوعی اتصال که برای اتصال دو کابل فیبر نوری بهم به کار می رود
connector U وسیله فیزیکی با چندین اتصال فلزی که به وسایل اجازه اتصال به سادگی می دهند
contacting U یچ یا اتصال که حاوی یک سیر الکتریکی است وقتی که با اتصال دیگر ارتباط برقرار میکند
contacts U یچ یا اتصال که حاوی یک سیر الکتریکی است وقتی که با اتصال دیگر ارتباط برقرار میکند
contact U یچ یا اتصال که حاوی یک سیر الکتریکی است وقتی که با اتصال دیگر ارتباط برقرار میکند
contacted U یچ یا اتصال که حاوی یک سیر الکتریکی است وقتی که با اتصال دیگر ارتباط برقرار میکند
moorings U سیمهای اتصال مسلح کننده مین سیم اتصال
DB connector U اتصال به شکل D که معمولاگ به صورت دو ردیف سوزن است برای اتصال وسایل ارسال داده
swivel U اتصال گردنده اتصال لولایی چرخیدن
swivelled U اتصال گردنده اتصال لولایی چرخیدن
drawbar U بازوی اتصال سهم اهرم اتصال
swivels U اتصال گردنده اتصال لولایی چرخیدن
connects U اتصال دادن متصل کردن مربوط کردن
connect U اتصال دادن متصل کردن مربوط کردن
RJ connector U نام عمومی برای اتصال هشت سوزنی که درشبکههای BuneT برای اتصال کابل UTP به کار می رود
ramp U سینه کش اتصال فراز اتصال
lead U قطب اتصال سیم اتصال
ramps U سینه کش اتصال فراز اتصال
slip road U سینه کش اتصال فراز اتصال
terminals U محل اتصال پیچ اتصال
terminal U محل اتصال پیچ اتصال
cascade connection U اتصال کاسکاد اتصال پلهای
leads U قطب اتصال سیم اتصال
to switch off U قطع کردن اتصال
disconnecting U قطع کردن اتصال الکتریکی
bond U متصل کردن چسباندن اتصال
lead U هدایت کردن بست اتصال
disconnects U قطع کردن اتصال الکتریکی
disconnect U قطع کردن اتصال الکتریکی
leads U هدایت کردن بست اتصال
shortest U اتصال مدار اتصالی پیدا کردن
shorter U اتصال مدار اتصالی پیدا کردن
short U اتصال مدار اتصالی پیدا کردن
by pass U بای پاس کردن پل زدن راه فرعی ساختن اتصال کوتاه کردن مجرای فرعی
Do the trains connect? U [خط] قطارها به هم اتصال دارند؟ [برای عوض کردن قطار]
AUI connector U اتصال D برای متصل کردن کابلهای انترنت به آداپتور شبکه
T connector U اتصال Coa xial به شکل حرف T که دو کابل باریک loaxial را با دو شاخههای BNC بهم وصل میکند و اتصال سومی برای کابل دیگر یا کارت واسط شبکه ایجاد میکند
interface U 1-تغییر وسیله با افزودن مدار یا اتصال به آن برای ساخت سیستم ارتباطی استاندارد. 2-اتصال دو یا چند وسیله ناسازگار با هم با مدار برای برقراری ارتباط
interfaces U 1-تغییر وسیله با افزودن مدار یا اتصال به آن برای ساخت سیستم ارتباطی استاندارد. 2-اتصال دو یا چند وسیله ناسازگار با هم با مدار برای برقراری ارتباط
Cambridge ring U استاندارد شبکه محلی برای وصل کردن چندین وسیله و کامپیوتر در یک اتصال حلقهای می سازد
subscriber's line U اتصال تلفنی هادی اتصال هادی مشترک
isolation U مبدلی که برای جدا کردن قط عات از اتصال مستقیم با منبع تغذیه الکتریسیته اصلی به کار می رود
fusion welding U اتصال دولبه فلزی به یکدیگرکه با ذوب کردن مستقیم انهاصورت میگیرد و دو فلز درهم نفوذ میکنند
link U اتصال یا وصل کردن دو قطعه سخت افزار یا نرم افزار
introduces U بدن خط رات امنیتی مربوطه برای عمومی کردن اطلاعات یا اتصال شرکت به یک شبکه عمومی
introduce U بدن خط رات امنیتی مربوطه برای عمومی کردن اطلاعات یا اتصال شرکت به یک شبکه عمومی
introducing U بدن خط رات امنیتی مربوطه برای عمومی کردن اطلاعات یا اتصال شرکت به یک شبکه عمومی
introduced U بدن خط رات امنیتی مربوطه برای عمومی کردن اطلاعات یا اتصال شرکت به یک شبکه عمومی
conferencing U اتصال چندین کامپیوتر وترمینال به هم برای اجازه دادن به گروهی از کاربران برای ارتباط برقرار کردن
joint U بند بند کردن اتصال دادن بند
attaching U اتصال
link U اتصال
contacts U اتصال
continuity U اتصال
tie line U خط اتصال
tie down U اتصال
scarf U اتصال
hitching U اتصال
junctions U اتصال
attach U اتصال
attaches U اتصال
junction U اتصال
bounding U اتصال
scarfs U اتصال
connection U اتصال
interconnection U اتصال
connection line U خط اتصال
binding U اتصال
lead wire U خط اتصال
colligation U اتصال
interconnetion U اتصال
bindings U اتصال
concatenate U اتصال
connect node U کد اتصال
coitus U اتصال
unions U اتصال
v joint U اتصال "وی "
connector U اتصال
connectivity U اتصال
hitch U اتصال
bonding U اتصال
suspension U اتصال
fusion U اتصال
fusions U اتصال
hitches U اتصال
connexions U اتصال
hitched U اتصال
union U اتصال
clutch dog U فک اتصال
conjuncture U اتصال
joint U اتصال
single u butt weld U اتصال لب به لب "یو"
seam U خط اتصال
law of continvity U اتصال
network U اتصال
contacted U اتصال
symphysis U اتصال
butt joint U اتصال لب به لب
nexus U اتصال
juncture U اتصال
networks U اتصال
butt joint riveting U اتصال لب به لب
wiring U اتصال
single u butt joint U اتصال لب به لب "یو"
jump joint U اتصال لب به لب
seams U خط اتصال
contact U اتصال
lap joint U اتصال لب به لب
abjoint U بی اتصال
conjunctions U اتصال
suspensions U اتصال
incorporation U اتصال
conjunction U اتصال
coupling U اتصال
contacting U اتصال
fitting U اتصال
inosculation U اتصال
abutment U اتصال
cutter link U اتصال
connecting rod U میله اتصال
connection box U جعبه اتصال
tongue and groove joint U اتصال نر و ماده
pipe connection U اتصال لوله
tongue and groove joint U اتصال نر ولاس
corner joint U اتصال گوشه
jack U انبر اتصال
accolades U خط اتصال اکولاد
coupler link U عضو اتصال
connect time U زمان اتصال
tomming U اتصال ازبالا
operate U اتصال دادن
coupling capacitor U خازن اتصال
coupler link U لینک اتصال
connecting branch U اتصال یا پیوستگی
connecting diagram U دیاگرام اتصال
connected load U توان اتصال
to put through U اتصال دادن به
ground connection U اتصال زمین
accolade U خط اتصال اکولاد
ramps U سربالایی اتصال
ramp U سربالایی اتصال
connection cable U کابل اتصال
v connection U اتصال مثلث
connector U وسیله اتصال
contact pair U زوج اتصال
connexion U ارتباط اتصال
truss joist U تیر اتصال
two way wiring U اتصال تبدیل
coupling magent U اهنربای اتصال
data link U اتصال داده
floating U فاقدوسیله اتصال
coupling valve U ارزش اتصال
cross linking U اتصال عرضی
conjunction U اتصال اقتران
connector U اتصال دهنده
conjunctions U اتصال اقتران
coupling instability U نااستواری اتصال
crosspoint U زوج اتصال
connection diagram U دیاگرام اتصال
jacks U انبر اتصال
dead earth U اتصال زمین
connection terminal U پایانه اتصال
corner joint U اتصال فارسی
contact series U اتصال سری
coupling coefficient U ضریب اتصال
operated U اتصال دادن
connectivity platform U برنامه اتصال
contact plug U فیش اتصال
coupling element U عنصر اتصال
operates U اتصال دادن
coupling factor U ضریب اتصال
connector symbol U علامت اتصال
three phase bridge connection U اتصال پل سه فازه
tache U نوار اتصال
tach U نوار اتصال
cable joint U موف اتصال
switching kit U جعبه اتصال
balanced circuit U اتصال سیمتریک
switch gear U وسیله اتصال
switch contact U کنتاکت اتصال
by pass U اتصال کوتاه
subscriber's cable U کابل اتصال
strapped joint U اتصال تسمهای
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com