English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 207 (11 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
cascade connection U اتصال ابشاری
tandem connection U اتصال ابشاری
tandom connection U اتصال ابشاری
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Search result with all words
cascade U اتصال سری ابشاری
cascaded U اتصال سری ابشاری
cascades U اتصال سری ابشاری
cascading U اتصال سری ابشاری
Other Matches
male connector U ورودی با سوزنهای اتصال که وارد اتصال سادگی میشود تا اتصال الکتریکی برقرار میکند
cascade U ابشاری
dunk shot U گل ابشاری
cascaded U ابشاری
cascading U ابشاری
tandom U ابشاری
cascades U ابشاری
slam dunk U گل ابشاری محکم
stuff shot U شوت ابشاری
plug compatible U دستگاه جانبی که نیازمند هیچ گونه تغییر رابط برای اتصال مستقیم به سیستم کامپیوتری یک سازنده دیگر نمیباشدهمساز برای اتصال سازگاری برای اتصال
cascaded carry U رقم نقلی ابشاری
netblock U ابشاری که نیاز به دفاع ندارد
layers U لایهای که اتصال / عدم اتصال را بین گیرنده و فرستنده ایجاد میکند
patches U کابل کوچک با اتصال در هر انتها برای اجاد اتصال الکتریکی در تابلو
patch U کابل کوچک با اتصال در هر انتها برای اجاد اتصال الکتریکی در تابلو
layer U لایهای که اتصال / عدم اتصال را بین گیرنده و فرستنده ایجاد میکند
PPP U پروتکل تامین کننده اتصال شبکه روی اتصال آسنکرون
fiber U نوعی اتصال که برای اتصال دو کابل فیبر نوری بهم به کار می رود
fibre U نوعی اتصال که برای اتصال دو کابل فیبر نوری بهم به کار می رود
connector U وسیله فیزیکی با چندین اتصال فلزی که به وسایل اجازه اتصال به سادگی می دهند
fibres U نوعی اتصال که برای اتصال دو کابل فیبر نوری بهم به کار می رود
contact U یچ یا اتصال که حاوی یک سیر الکتریکی است وقتی که با اتصال دیگر ارتباط برقرار میکند
contacted U یچ یا اتصال که حاوی یک سیر الکتریکی است وقتی که با اتصال دیگر ارتباط برقرار میکند
contacts U یچ یا اتصال که حاوی یک سیر الکتریکی است وقتی که با اتصال دیگر ارتباط برقرار میکند
contacting U یچ یا اتصال که حاوی یک سیر الکتریکی است وقتی که با اتصال دیگر ارتباط برقرار میکند
moorings U سیمهای اتصال مسلح کننده مین سیم اتصال
DB connector U اتصال به شکل D که معمولاگ به صورت دو ردیف سوزن است برای اتصال وسایل ارسال داده
linkage U مجموعه اتصال اتصال متصل کردن
linkages U مجموعه اتصال اتصال متصل کردن
swivel U اتصال گردنده اتصال لولایی چرخیدن
swivelled U اتصال گردنده اتصال لولایی چرخیدن
swivels U اتصال گردنده اتصال لولایی چرخیدن
drawbar U بازوی اتصال سهم اهرم اتصال
cascade carry U وام ایجاد شده در یک جمع کننده ناشی از سیگنال وام ورودی, رقم نقلی ابشاری
RJ connector U نام عمومی برای اتصال هشت سوزنی که درشبکههای BuneT برای اتصال کابل UTP به کار می رود
slip road U سینه کش اتصال فراز اتصال
ramp U سینه کش اتصال فراز اتصال
ramps U سینه کش اتصال فراز اتصال
terminal U محل اتصال پیچ اتصال
leads U قطب اتصال سیم اتصال
cascade connection U اتصال کاسکاد اتصال پلهای
terminals U محل اتصال پیچ اتصال
lead U قطب اتصال سیم اتصال
cascade control U چندین واحد کنترل که هر یک دیگری را کنترل میکند, کنترل ابشاری
T connector U اتصال Coa xial به شکل حرف T که دو کابل باریک loaxial را با دو شاخههای BNC بهم وصل میکند و اتصال سومی برای کابل دیگر یا کارت واسط شبکه ایجاد میکند
interfaces U 1-تغییر وسیله با افزودن مدار یا اتصال به آن برای ساخت سیستم ارتباطی استاندارد. 2-اتصال دو یا چند وسیله ناسازگار با هم با مدار برای برقراری ارتباط
interface U 1-تغییر وسیله با افزودن مدار یا اتصال به آن برای ساخت سیستم ارتباطی استاندارد. 2-اتصال دو یا چند وسیله ناسازگار با هم با مدار برای برقراری ارتباط
subscriber's line U اتصال تلفنی هادی اتصال هادی مشترک
symphysis U اتصال
networks U اتصال
juncture U اتصال
network U اتصال
wiring U اتصال
conjunctions U اتصال
incorporation U اتصال
continuity U اتصال
seams U خط اتصال
seam U خط اتصال
unions U اتصال
joint U اتصال
conjunction U اتصال
bonding U اتصال
hitch U اتصال
hitched U اتصال
hitches U اتصال
scarfs U اتصال
hitching U اتصال
fusion U اتصال
fusions U اتصال
contact U اتصال
contacted U اتصال
lead wire U خط اتصال
single u butt weld U اتصال لب به لب "یو"
contacts U اتصال
single u butt joint U اتصال لب به لب "یو"
nexus U اتصال
suspensions U اتصال
suspension U اتصال
fitting U اتصال
union U اتصال
contacting U اتصال
jump joint U اتصال لب به لب
junctions U اتصال
attaches U اتصال
v joint U اتصال "وی "
attaching U اتصال
link U اتصال
coitus U اتصال
connection line U خط اتصال
butt joint riveting U اتصال لب به لب
concatenate U اتصال
interconnection U اتصال
colligation U اتصال
conjuncture U اتصال
connect node U کد اتصال
inosculation U اتصال
cutter link U اتصال
attach U اتصال
butt joint U اتصال لب به لب
clutch dog U فک اتصال
junction U اتصال
connection U اتصال
abutment U اتصال
abjoint U بی اتصال
law of continvity U اتصال
bounding U اتصال
connector U اتصال
tie down U اتصال
bindings U اتصال
tie line U خط اتصال
connexions U اتصال
coupling U اتصال
binding U اتصال
lap joint U اتصال لب به لب
connectivity U اتصال
scarf U اتصال
interconnetion U اتصال
interconnects U با هم اتصال دادن
jacks U انبر اتصال
interconnection scheme U نقشه ی اتصال
accolade U خط اتصال اکولاد
accolades U خط اتصال اکولاد
interconnecting U با هم اتصال دادن
interconnecting U اتصال به یکدیگر
interconnects U اتصال دادن
interconnecting U اتصال دادن
interconnected U اتصال به یکدیگر
fitting joint U اتصال مناسب
finger joint U اتصال انگشتی
jack U انبر اتصال
floating U فاقدوسیله اتصال
flang joint U اتصال لبه
receptacles U سیم اتصال
grid terminal U اتصال شبکه
ground conection U اتصال زمین
pendant U طناب اتصال
idle junction U اتصال ازاد
pendants U طناب اتصال
idle trunck U خط اتصال ازاد
ground joint U اتصال سنبادهای
gusset plate U صفحه اتصال
haunched connection U اتصال ماهیچهای
unions U وحدت اتصال
fuse post U اتصال فیوز
junction box U جعبه اتصال
junction boxes U جعبه اتصال
coupling U جفت اتصال
copulas U وسیله اتصال
grid clip U اتصال شبکه
grid cap U اتصال شبکه
fusion cone U مخروطی اتصال
interconnects U اتصال به یکدیگر
interconnection of diagram U نمودار اتصال
interconnection U اتصال میانی
zig zag connection U اتصال زیگزاگی
interconnected star U اتصال زیگزاگی
operate U اتصال دادن
receptacle U سیم اتصال
flang joint U اتصال سرلوله
operated U اتصال دادن
operates U اتصال دادن
sling U تسمه اتصال
slinging U تسمه اتصال
slings U تسمه اتصال
tap U اتصال وسط
tapped U اتصال وسط
tapping U اتصال وسط
fusible link U اتصال گداختنی
copula U وسیله اتصال
contact plug U فیش اتصال
connectivity platform U برنامه اتصال
acondylose U منفصل بی اتصال
acondylous U منفصل بی اتصال
adaptor piece U حلقه اتصال
connection terminal U پایانه اتصال
connection diagram U دیاگرام اتصال
arris fillet joint U اتصال فرنگی
connection cable U کابل اتصال
connection box U جعبه اتصال
synchronises U با هم اتصال دادن
connector U وسیله اتصال
connecting U اتصال دهنده
crosspoint U زوج اتصال
contact pair U زوج اتصال
short-circuit U اتصال کوتاه
short-circuits U اتصال کوتاه
connexion U ارتباط اتصال
connector symbol U علامت اتصال
connector U اتصال دهنده
connecting rod U میله اتصال
connecting diagram U دیاگرام اتصال
connecting branch U اتصال یا پیوستگی
commissure U سطح اتصال
collector contact U اتصال کلکتور
cluster joint U اتصال خوشهای
by pass U اتصال کوتاه
cable joint U موف اتصال
circuit diagram U شمای اتصال
channel attached U اتصال کانالی
cam control U بادامک اتصال
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com