English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 204 (10 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
reception room U اتاق انتظار
reception rooms U اتاق انتظار
waiting-room U اتاق انتظار
ante-chamber U اتاق انتظار
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
One mustn't sk apple trees for oranges, France for sun, women for love, life for happiness. U نباید از درخت پرتقال انتظار سیب، از فرانسه انتظار آفتاب، از زنان انتظار عشق و از زندگی انتظار شادی داشت.
attends U انتظار کشیدن انتظار داشتن
attending U انتظار کشیدن انتظار داشتن
attend U انتظار کشیدن انتظار داشتن
holding position U وضعیت انتظار و در جا زدن وضعیت انتظار هواپیما درمحوطه تاکسی کردن
waiting position U ایستگاه انتظار قایقهای گشتی سریع السیر حالت انتظار یااماده باش قایقهای گشتی
compartmentalising U اتاق اتاق کردن
compartmentalizing U اتاق اتاق کردن
compartmentalises U اتاق اتاق کردن
compartmentalised U اتاق اتاق کردن
compartmentalized U اتاق اتاق کردن
compartmentalizes U اتاق اتاق کردن
compartmentalize U اتاق اتاق کردن
expectance U انتظار
prospecting U انتظار
prospected U انتظار
prospect U انتظار
expectation U انتظار
expectancy U انتظار
ready line U خط انتظار
expectations U انتظار
prospects U انتظار
expectantly U با انتظار
anticipation U انتظار
lobbied U سالن انتظار
beyond the pale <idiom> U دوراز انتظار
ante-rooms U اطاق انتظار
anteroom U اطاق انتظار
bide U در انتظار ماندن
anterooms U اطاق انتظار
in the cards <idiom> U انتظار داشتن
wait state U حالت انتظار
expectancy chart U نمودار انتظار
expectancy table U جدول انتظار
expectative U مورد انتظار
rendezvous area U موضع انتظار
half pay U حق انتظار خدمت
redezvous U محل انتظار
in prospect U انتظار داشته
in prospective U انتظار داشته
error of expectation U خطای انتظار
cooling period U زمان انتظار
to look forward to U انتظار داشتن
waiting time U زمان انتظار
anticipative U درحالت انتظار
aspiration level U سطح انتظار
waiting room U اطاق انتظار
wait time U زمان انتظار
wait state U وضعیت انتظار
to my great surprise U برخلاف انتظار من
inopinate U انتظار نداشته
expected <adj.> U انتظار می رود
standby U حالت انتظار
standbys U حالت انتظار
probable <adj.> U انتظار می رود
presumable <adj.> U انتظار می رود
anticipated <adj.> U انتظار می رود
estimated <adj.> U انتظار می رود
lobby U سالن انتظار
lobbies U سالن انتظار
waiting list U لیست انتظار
waiting-rooms U اطاق انتظار
waiting lists U لیست انتظار
anticipatory U در حال انتظار
waiting-room U اطاق انتظار
anticipated profit U سود مورد انتظار
anticipated price U قیمت مورد انتظار
anticipated inflation U تورم مورد انتظار
suit up U ذخیره در انتظار بازی
tempo stroll variation U واریاسیون صبر و انتظار
one anxious week of waiting U یک هفته انتظار با نگرانی
in prospect U مورد انتظار [در برنامه ]
likly U انتظار داشتنی مناسب
beyond one's expectation U مافوق انتظار کسی
expected price U قیمت مورد انتظار
expected frequency U فراوانی مورد انتظار
intended saving U پس انداز مورد انتظار
point spread U امتیاز قابل انتظار
look forward U انتظار چیزی را داشتن
on deck U در انتظار نوبت شنا
means end expectation U انتظار وسیله- هدف
to look forward to something U انتظار چیزی را داشتن
expected value U ارزش مورد انتظار
nonpay status U حالت انتظار خدمتی
sales expectations U فروش مورد انتظار
awaiting aircraft availability U زمان انتظار درخط تعمیر
product life expectancy U عمر مورد انتظار محصول
profiteers U فردیکه انتظار سودزیاد دارد
hold forth U پیشنهاد کردن انتظار داشتن
profiteer U فردیکه انتظار سودزیاد دارد
fractional antedating goal response U خرده پاسخ انتظار هدف
intended investment U سرمایه گذاری مورد انتظار
speculate U انتظار سودو زیاد داشتن
awaiting U منتظر شدن انتظار داشتن
awaits U منتظر شدن انتظار داشتن
waited U انتظار کشیدن معطل شدن
expect U انتظار داشتن منتظر بودن
expected U انتظار داشتن منتظر بودن
expecting U انتظار داشتن منتظر بودن
expects U انتظار داشتن منتظر بودن
to look forward expectantly to the future U با انتظار به آینده نگاه کردن
waits U انتظار کشیدن معطل شدن
wait U انتظار کشیدن معطل شدن
speculating U انتظار سودو زیاد داشتن
speculates U انتظار سودو زیاد داشتن
speculated U انتظار سودو زیاد داشتن
awaited U منتظر شدن انتظار داشتن
par for the course <idiom> U تنها چیزیکه انتظار داشته
to have arrived [expected moment] U رسیدن [به زمان انتظار رفته]
promise U نوید انتظار وعده دادن
await U منتظر شدن انتظار داشتن
promises U نوید انتظار وعده دادن
a further 50 are in prospect U ۵۰ تای دیگر مورد انتظار هستند
queuing theory U نظریه خط انتظار نوبت درتحقیق عملیات
I look forward to receiving your reply. U من در انتظار دریافت پاسخ شما هستم.
taxi rank [British E] U توقفگاه تاکسی [برای انتظار مسافر]
taxi stand U توقفگاه تاکسی [برای انتظار مسافر]
cabstand [American E] U توقفگاه تاکسی [برای انتظار مسافر]
central tendency U احتمال مطابقت داده با مقادیرمورد انتظار
envisaging U انتظار داشتن درذهن مجسم کردن
envisages U انتظار داشتن درذهن مجسم کردن
envisaged U انتظار داشتن درذهن مجسم کردن
envisage U انتظار داشتن درذهن مجسم کردن
ready cap U حالت انتظار هواپیمای جنگنده برای پرواز
lounger U کسیکه در نیمکت یا در سالن انتظار استراحت میکند
deliver the goods <idiom> U موفق درانجام کاری که خوب انتظار میرود
get away with murder <idiom> U انجام کاری خیلی بد بدون انتظار تنبیه را داشتن
Perhaps you are waiting for the plums fall into your mouth. U لابد انتظار داری که لقمه را بجوند ودهانت بگذارند
room U اتاق
rooms U اتاق
chamber U اتاق
chambers U اتاق
room mate U هم اتاق
long gallery U اتاق طویل
Room 123 U اتاق 123
dortour U اتاق خواب
surgery U اتاق جراحی
dorter U اتاق خواب
reception rooms U اتاق پذیرایی
a double room U یک اتاق دو نفره
roomfuls U بقدر یک اتاق پر
surgeries U اتاق جراحی
keeping-room U اتاق نشیمن
Get out of the room. U از اتاق بروبیرون
sickrooms U اتاق بیمار
common joist U تیر کف اتاق
a sinlge room U یک اتاق یک نفره
living room U اتاق نشیمن
linoleum U مشمع کف اتاق
living rooms U اتاق نشیمن
wheelhouse U اتاق سکان
wheelhouses U اتاق سکان
sitting-room U اتاق نشیمن
batten U [تخته ی کف اتاق ]
assmbly-room U اتاق همایش
clearing house U اتاق تهاتر
a single room U یک اتاق یک نفره
clearing houses U اتاق تهاتر
sitting-rooms U اتاق نشیمن
sitting room U اتاق نشیمن
roomful U بقدر یک اتاق پر
toolroom U اتاق ابزار
undercroft U اتاق کلیسا
vacuum chamber U اتاق خلاء
distorted room U اتاق خطاانگیز
chamber of shipping U اتاق کشتیرانی
chamber of commerce U اتاق تجارت
war room U اتاق جنگ
war room U اتاق عملیات
chamber of trade U اتاق بازرگانی
chamber of trade U اتاق تجارت
tearoom U اتاق چای
operations room U اتاق عملیات
Elephant in the living room U فیل در اتاق نشیمن
vestibular U اتاق کوچک بدن
chamber of commerce U اتاق بازرگانی
room temperature U دمای اتاق
snow cave U اتاق برفی
spence U اتاق ناهارخوری
spense U اتاق ناهارخوری
studding U ارتفاع اتاق
bed and breakfast U اتاق و صبحانه
sickroom U اتاق بیمار
studio U اتاق کار
newsrooms U اتاق خبر
newsroom U اتاق خبر
newsrooms U اتاق نودادنگاری
newsroom U اتاق نودادنگاری
common rooms U اتاق استادان
common room U اتاق استادان
houseroom U اتاق خانه
reception room U اتاق پذیرایی
reading rooms U اتاق قرائت
reading room U اتاق قرائت
studios U اتاق کار
immediate U پردازش داده پس از ایجاد آن و نه انتظار برای پاس ساعت یا زمان سنگرون
chamber U اتاق خواب خوابگاه
chambers U اتاق خواب خوابگاه
enclosure U اتاق راهبان [دین]
halls U اتاق بزرگ دالان
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com