English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 203 (2 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
internal drainage U ابریز بسته
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Search result with all words
blind drainage area U حوزه ابریز بسته
bolson U حوزه ابریز بسته
Other Matches
catchment area U ابریز
catchment areas U ابریز
larmier U ابریز
ridge U ابریز
drainage area U ابریز
drainage basin U ابریز
latrine U ابریز
weather moulding U ابریز
watercloset U ابریز
ridges U ابریز
gathering ground U ابریز
weathering U ابریز ابچکان
catchment areas U حوزه ابریز
latrine U ابریز همگانی
catchment area U حوزه ابریز
watershed line U مرز ابریز
water bearer U ریزنده اب ابریز
catchment U حوزه ابریز مرزی
basin area U حوزه ابریز رودخانه
aquarii U ساکب الماء ابریز اکواریس
aquarius U ساکب الماء ابریز اکواریس
dripstone U سنگی که اب باران راردمیکند ابریز
packets U بخشی از router شبکه که زمان ارسال بسته داده به مقصد را مشخص میکند بسته به مسیر انتخابی
packet U بخشی از router شبکه که زمان ارسال بسته داده به مقصد را مشخص میکند بسته به مسیر انتخابی
runoff U جریان اب حاصل ازبارندگی در حوزه ابریز
packaging U ماده محافظ اشیا که بسته بندی می شوند. مواد جذاب برای بسته بندی کالاها
child window U پنجره کوچکتر نمیتواند از مرز پنجره بزرگتر خارج شود و وقتی پنجره اصلی بسته است آن هم بسته میشود
gift wrap U بسته بندی کردن در کاغذ بسته بندی روبان دارپیچیدن
multicast packet U بسته داده که به آدرسهای شبکه انتخاب شده ارسال میشود. یک بسته راه دور به تمام ایستگاههای شبکه فرستاده میشود
slated items U مواد سوختی قوال و بسته بندی شده مواد سوختی یک جاو در بسته
period of concentration U در یک حوزه ابریز رودخانه مدت زمانی که یک قطره اب از ابتدای حوزه تا خروج از حوزه را
shuts U بسته
shutting U بسته
closed U بسته
strikebound U بسته
imperforate U بسته
fronted U صف بسته
bunged up U بسته
ice bound U یخ بسته
grumous U بسته
pinioned U کت بسته
solid U بسته
solids U بسته
packed بسته ای
packages U بسته
connected U بسته
interdependent U به هم بسته
packaged U بسته
pack box U بسته
pent U بسته
package U بسته
packet U بسته
uncrossed U بسته
packets U بسته
trusser U بسته
jellied U بسته
clotted U بسته
kits U بسته
kit U بسته
parcels U بسته
parcel U بسته
barred U بسته
shook U بسته
bagful U یک بسته
fardel U بسته
logical U یچ بسته
stacked U بسته
packs U بسته
pack U بسته
clotty U بسته
stacks U بسته
crossed cheque U چک بسته
bundle U بسته
curdy U بسته
shut U بسته
bundling U بسته
crossed chaque U چک بسته
stack U بسته
datagram U یچ بسته
corked U بسته
bundles U بسته
closed system U نظام بسته
closed system U سیستم بسته
lappermilk U شیر بسته
dogs U دفاع بسته
dogging U دفاع بسته
it is a question of money U موضوع بسته به
closed routine U روال بسته
kits U بسته لوازم
closed society U جامعه بسته
cruor U خون بسته
closed subroutine U زیرروال بسته
kit U بسته لوازم
dog U دفاع بسته
lamblkin U زبان بسته
closed network U شبکه بسته
large n U سر بسته همینطوری
lockfast U محکم بسته
mare clausum U دریای بسته
occlusion U بسته شدگی
shook U بسته کردن
on the rope U بهم بسته
shut in personality U شخصیت بسته
dumbest U زبان بسته
dumber U زبان بسته
package U بسته بندی
congealable U بسته شدنی
coil of rope U بسته طناب
closed system U سازگان بسته
closed traverse U پیمایش بسته
packages U بسته بندی
closed universe U جهان بسته
coagulum U خون بسته
finite universe U جهان بسته
closed variation U واریاسیون بسته
packaged U بسته بندی
dumb U زبان بسته
as the case may be U بسته بمورد
disk pack U گروه بسته
case numbers U شماره بسته ها
assumed U بخود بسته
disk pack U بسته دیسک
icebound U یخ بند یخ بسته
cover U بسته بندی
investment castings U ریخته گی بسته
investment foundry U ریخته گی بسته
iron bound U با اهن بسته
ironbound U با اهن بسته
tongue-tied U زبان بسته
dunnage U بسته بندی
box trail U سهم بسته
bound charge U بار بسته
food packet U بسته غذایی
blind fold U با چشم بسته
blocked opening U درگاه بسته
application package U بسته کاربردی
gelidity U بسته شدگی
aleatory U بسته به بخت
flat pack U بسته مسطح
grume U خون بسته
homogamy U زناشویی بسته
vans U کامیون سر بسته
van U کامیون سر بسته
blindfolds U چشم بسته
closed game U بازی بسته
closed group U گروه بسته
closed shops U سیستم بسته
closed loop U حلقه بسته
closed shop U سیستم بسته
closed circuits U مدار بسته
closed circuit U مدار بسته
blindfold U چشم بسته
closed fist U مشت بسته
blindfolding U چشم بسته
disk pack U گرده بسته
close column U ستون بسته
blindfolded U چشم بسته
closed area U منطقه بسته
closed economy U اقتصاد بسته
closed file U ستون بسته
closed file U فایل بسته
closed mind U ذهن بسته
barricaded <adj.> <past-p.> U بسته شده
survival pack U بسته نجات
drafted U بسته کالا
to shut down U بسته شدن
drafts U بسته کالا
tongue tied U زبان بسته
post- U بسته پستی
packets U بسته کوچک
draft U بسته کالا
shutt down U بسته شدن
barred <adj.> <past-p.> U بسته شده
packer U بسته بند
packers U بسته بند
coverings U بسته بندی
covers U بسته بندی
shut down U بسته شدن
posted U بسته پستی
shut U بسته شدن
packet U بسته کوچک
bound electron U الکترون بسته
armful U یک بغل یک بسته
closures U بسته شدن
closure U بسته شدن
clogging U بسته شدن
all-expense tour U گشت بسته ای
package holiday U گشت بسته ای
armfuls U یک بغل یک بسته
closed U محرمانه بسته
posts U بسته پستی
young ice U یخ تازه بسته
close-fisted <adj.> U دست بسته
unopened U بسته - بازنشده
tied up <adj.> U دست بسته
manacled <adj.> U دست بسته
shuts U بسته شدن
shutting U بسته شدن
package tour U گشت بسته ای
blocked <adj.> <past-p.> U بسته شده
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com