Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (17 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
able
آماده بودن آرایش دادن
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
adorn
U
آرایش دادن
to dress
[salad]
U
چاشنی زدن
[آرایش دادن ]
[سالاد]
to stand ready for
[+ noun]
U
آماده بودن برای
to stand ready to
[+ verb]
U
آماده بودن برای
colder
U
بدون آماده بودن
cold
U
بدون آماده بودن
colds
U
بدون آماده بودن
coldest
U
بدون آماده بودن
to be in season
[in heat]
U
آماده جفتگیری بودن
[جانورشناسی]
to be about to do something
<idiom>
U
آماده انجام کاری بودن
[اصطلاح روزمره]
to be on the verge
[brink]
of doing something
<idiom>
U
آماده انجام کاری بودن
[اصطلاح روزمره]
to be on-call
U
در آماده باش برای ترک درخدمت بودن
configured in
U
وسیلهای که مشخصات آن بیان کننده آماده بودن آن برای استفاده است
monitors
U
رله کردن پیامها تقویت ارسال امواج به گوش بودن گوش دادن نافر بودن
monitored
U
رله کردن پیامها تقویت ارسال امواج به گوش بودن گوش دادن نافر بودن
monitor
U
رله کردن پیامها تقویت ارسال امواج به گوش بودن گوش دادن نافر بودن
pre-treatment
U
عملیات مقدماتی و آماده سازی
[مثل شستشوی پشم قبل از رنگرزی و یا آماده سازی دار جهت چله کشی]
accoutrement
[British]
U
آرایش
décor
U
آرایش
layout
U
آرایش
accouterment
[American]
U
آرایش
art direction
U
آرایش
vanity case
U
کیفلوازم آرایش
Amadori rearrangement
U
آرایش آمادوری
column formation
آرایش ستون
make-up
U
آرایش
[سازمانی یا سیستمی]
packaging
U
آرایش
[سازمانی یا سیستمی]
four-leafed flower
U
[آرایش با گل روی ساختمان]
eagle
U
[آرایش سنتوری پایه]
hairstyle
U
سبک آرایش گیسو
hairstyles
U
سبک آرایش گیسو
acanthus
آرایش برگ کنگری
cross-quarter
U
[آرایش گل چهار برگی]
layout
U
آرایش
[سازمانی یا سیستمی]
style
U
آرایش
[سازمانی یا سیستمی]
design
U
آرایش
[سازمانی یا سیستمی]
fashion look
U
لباس و آرایش طبق مد روز
carolytic
U
[ستونی با آرایش برگ دار]
carolitic
U
[ستونی با آرایش برگ دار]
look
U
لباس و آرایش طبق مد روز
go
U
روی دادن بران بودن
goes
U
روی دادن بران بودن
adapts
U
وفق دادن موافق بودن
to keep one's temper
U
متین بودن نشان دادن
denoted
U
علامت بودن معنی دادن
denote
U
علامت بودن معنی دادن
adapting
U
وفق دادن موافق بودن
to give evdience
U
گواهی دادن مدرک بودن از
minds
U
تذکر دادن مراقب بودن
mind
U
تذکر دادن مراقب بودن
ablest
U
اماده بودن ارایش دادن
abler
U
اماده بودن ارایش دادن
denotes
U
علامت بودن معنی دادن
minding
U
تذکر دادن مراقب بودن
watchdog
U
نگهبانی دادن نگهبان بودن
watchdogs
U
نگهبانی دادن نگهبان بودن
debunk
U
توخالی بودن چیزی را نشان دادن
to lose one's temper
U
متین بودن خونسردی نشان دادن
match
U
وصلت دادن حریف کسی بودن
matches
U
وصلت دادن حریف کسی بودن
extending
U
فناوری حافظه که کارایی بهتری را فراهم میکند با قادر بودن برای یافتن و خواندن داده از محلی از حافظه در یک عمل نیز می توان آخرین قطعه داده را که پنهانی در حافظه ذخیره شده بود و آماده خواندن دوباره است ذخیره کند
extend
U
فناوری حافظه که کارایی بهتری را فراهم میکند با قادر بودن برای یافتن و خواندن داده از محلی از حافظه در یک عمل نیز می توان آخرین قطعه داده را که پنهانی در حافظه ذخیره شده بود و آماده خواندن دوباره است ذخیره کند
extends
U
فناوری حافظه که کارایی بهتری را فراهم میکند با قادر بودن برای یافتن و خواندن داده از محلی از حافظه در یک عمل نیز می توان آخرین قطعه داده را که پنهانی در حافظه ذخیره شده بود و آماده خواندن دوباره است ذخیره کند
grid ticks
U
علایم مخصوص نشان دادن چندشبکهای بودن نقشه
underlie
U
در زیر چیزی لایه قرار دادن زمینه جیزی بودن
underlain
U
در زیر چیزی لایه قرار دادن زمینه جیزی بودن
underlies
U
در زیر چیزی لایه قرار دادن زمینه جیزی بودن
intestable
U
وصیت کردن ناشایسته برای گواه بودن یاگواهی دادن
Agricultural Order
U
سرستون
[سر ستون کرنتی با تومارهای پیچیده شده به شکل سر حیوانات یا آرایش برگ کنگره ای]
paces
U
شریک نوبتی بازیگر بودن بدون گرفتن امتیاز و تنها برای استراحت دادن به او
pace
U
شریک نوبتی بازیگر بودن بدون گرفتن امتیاز و تنها برای استراحت دادن به او
paced
U
شریک نوبتی بازیگر بودن بدون گرفتن امتیاز و تنها برای استراحت دادن به او
warm boot
U
فرایند فریب دادن کامپیوتر بااین تفکر که برق ان با وجودروشن بودن خاموش شده است راه اندازی گرم
To shade ones eyes.
U
سایه زدن به چشم ( آرایش چشم )
able
آماده
at one's fingertips
<idiom>
U
آماده
accommodate
آماده کردن
make arrangements
U
آماده کردن
make provisions
U
آماده کردن
make preparations
U
آماده کردن
set out
<idiom>
U
آماده سفرشدن
in the pipeline
[Colloquial]
U
در آماده سازی
accessible
آماده پذیرایی
up in arms
<idiom>
U
آماده حمله
up to
<idiom>
U
آماده شیطنت
handshaking
U
آماده دریافت
get ready
<idiom>
U
آماده شدن از
take up arms
<idiom>
U
آماده جنگیدن
here goes nothing
<idiom>
U
آماده شروع
give-and-take
U
آماده به توافق
in arms
<idiom>
U
آماده جنگیدن
To be very conspicuous . To stick out a mile . To be a marked person .
U
مثل گاو پیشانی سفید بودن ( انگشت نما ومشخص بودن )
peregrinate
U
سرگردان بودن اواره بودن در کشور خارجی اقامت کردن
preparation
U
آماده کردن چیزی
at someone's beck and call
<idiom>
U
همیشه آماده پذیرایی
up for grabs
<idiom>
U
آماده رقابت شدن
to prepare
[for]
U
آماده شدن
[به یا برای]
fair game
U
طعمهی حاضر و آماده
in store
<idiom>
U
آماده بوقوع پیوستن
red alert
U
حالت آماده باش
red alerts
U
حالت آماده باش
go ahead
<idiom>
U
آماده کار شدن
dinner etc. is served
U
غذا آماده است
promise the moon
<idiom>
U
آماده انجام کار
get set
<idiom>
U
آماده شروع شدن
preparations
U
آماده کردن چیزی
psyched up
<idiom>
U
آماده انجام کار
prone to do something
آماده کردن برای
luncheon meat
U
گوشت پخته و آماده
reducing
U
تحویل دادن کاهش دادن تنزل دادن تقلیل دادن
reduces
U
تحویل دادن کاهش دادن تنزل دادن تقلیل دادن
reduce
U
تحویل دادن کاهش دادن تنزل دادن تقلیل دادن
contained
U
در بر گرفتن محتوی بودن حاوی بودن محاصره کردن
to have short views
U
د راندیشه حال بودن وبس کوته نظر بودن
contain
U
در بر گرفتن محتوی بودن حاوی بودن محاصره کردن
contains
U
در بر گرفتن محتوی بودن حاوی بودن محاصره کردن
Please have my bill ready.
لطفا صورتحسابم را آماده کنید.
retaking
U
آماده برایفیلمبرداری یا عکس برداری
on call
<idiom>
U
آماده برای ترک خدمت
precompiled code
U
کد خروجی کامپایلر و آماده اجرا
cast the first stone
<idiom>
U
همیشه آماده جنگیدن است
My room hasn't been prepared.
اتاق من آماده نشده است.
retakes
U
آماده برایفیلمبرداری یا عکس برداری
prone to do something
آماده برای کردن کاری
As you are not ready ...
U
چونکه هنوز آماده نیستی...
forthcoming
<adj.>
U
آماده به ارائه
[نزدیک به تحقق]
Since you are not ready ...
U
چونکه هنوز آماده نیستی...
retaken
U
آماده برایفیلمبرداری یا عکس برداری
hit the books
<idiom>
U
برای کلاس آماده شدن
retake
U
آماده برایفیلمبرداری یا عکس برداری
to prepare something
U
چیزی را آماده کردن
[آشپزی]
up to it/the job
<idiom>
U
مناسب بودن ،برابربودن ،قادربه انجام بودن
outnumbers
U
از حیث شماره بیشتر بودن افزون بودن بر
outnumbering
U
از حیث شماره بیشتر بودن افزون بودن بر
outnumbered
U
از حیث شماره بیشتر بودن افزون بودن بر
outnumber
U
از حیث شماره بیشتر بودن افزون بودن بر
corresponds
U
بهم مربوط بودن مانند یا مشابه بودن
correspond
U
بهم مربوط بودن مانند یا مشابه بودن
to be in one's right mind
U
دارای عقل سلیم بودن بهوش بودن
to mind
U
مراقب بودن
[مواظب بودن]
[احتیاط کردن]
corresponded
U
بهم مربوط بودن مانند یا مشابه بودن
finished
U
کالاهای تولیدی که آماده فروش هستند
sixth forms
U
دورهی آماده سازی برای دانشگاه
sixth form
U
دورهی آماده سازی برای دانشگاه
address
آماده شدن برای ضربه یا هدفگیری
standbys
U
که در صورت خرابی آماده استفاده است
rework
U
برای کاربرد مجدد آماده کردن
reworked
U
برای کاربرد مجدد آماده کردن
reworks
U
برای کاربرد مجدد آماده کردن
design development
U
آماده سازی و تکمیل نقشه فرش
to dress
[food]
U
آماده کردن
[پختن]
[غذا یا دسرت]
standby
U
که در صورت خرابی آماده استفاده است
to set about
دست بکاری زدن آماده کاری
in the market for
<idiom>
U
خواستن یا آماده خرید چیزی شدن
reworking
U
برای کاربرد مجدد آماده کردن
validity of the credit
U
معتبر بودن یا پادار بودن اعتبار
lurk
U
در تکاپو بودن درکمین شکار بودن
lurks
U
در تکاپو بودن درکمین شکار بودن
lurked
U
در تکاپو بودن درکمین شکار بودن
to be in a habit
U
دارای خویاعادتی بودن دچارخویاعادتی بودن
lurking
U
در تکاپو بودن درکمین شکار بودن
to be hard put to it
U
درسختی وتنگی بودن درزحمت بودن
to look out
U
اماده بودن گوش بزنگ بودن
To be on top of ones job .
U
بر کار سوار بودن ( مسلط بودن )
fits
U
شایسته بودن برای مناسب بودن
fittest
U
شایسته بودن برای مناسب بودن
reasonableness
U
موجه بودن عادلانه یا مناسب بودن
look out
U
منتظر بودن گوش به زنگ بودن
fit
U
شایسته بودن برای مناسب بودن
belongs
U
مال کسی بودن وابسته بودن
belong
U
مال کسی بودن وابسته بودن
belonged
U
مال کسی بودن وابسته بودن
I am prepared for any eventuality.
U
برای هر گونه پیش آمدی آماده هستم
on tap
<adj.>
U
همیشه آماده
[برای ریختن از شیره بشکه]
To stand at attention(ease).
U
بحالت آماده باش ( آزاد ) ایستادن ( ؟ رآمدن )
It's time to prepare the meal.
U
وقتش رسیده است که غذا را آماده کنیم.
to square up
U
خود را آماده کردن
[برای دعوی یا حمله]
on-call service
U
آماده برای ترک در خدمت
[اصطلاح رسمی]
interleaving
U
به طوری که در حین اجرا همزمان آماده می شوند
paged
U
عمل چسباندن تصویر و تن در یک صفحه آماده چاپ
pages
U
عمل چسباندن تصویر و تن در یک صفحه آماده چاپ
page
U
عمل چسباندن تصویر و تن در یک صفحه آماده چاپ
clears
U
سیگنال RSC که یک خط یا وسیله آماده ارسال داده است
clearest
U
سیگنال RSC که یک خط یا وسیله آماده ارسال داده است
finished
U
متنی که تایپ شده و آماده چاپ گرفتن است
microprogram
U
مجموعه کامل ریز دستورات ابتدایی آماده در CPU
To work on someone
کسی را پختن
[از نظر فکری وذهنی آماده کردن]
attended operation
U
فرآیندی که در صورت وقوع مشکل یک عملگر آماده دارد
clearer
U
سیگنال RSC که یک خط یا وسیله آماده ارسال داده است
clear
U
سیگنال RSC که یک خط یا وسیله آماده ارسال داده است
demand
U
پردازش داده وقتی که آماده شد ونه منتظر ماندن برای آن
demanded
U
پردازش داده وقتی که آماده شد ونه منتظر ماندن برای آن
demands
U
پردازش داده وقتی که آماده شد ونه منتظر ماندن برای آن
opens
U
آماده کردن فایل پیش از رویدادن عملیات خواندن یا نوشتن
opened
U
آماده کردن فایل پیش از رویدادن عملیات خواندن یا نوشتن
action architecture
U
[معماری با طرح های دقیق و مختصر و استفاده از مواد آماده]
open
U
آماده کردن فایل پیش از رویدادن عملیات خواندن یا نوشتن
focussing
U
پنجره خاص یا فیلدی که آماده پذیرش دستور کاربر است
focus
U
پنجره خاص یا فیلدی که آماده پذیرش دستور کاربر است
handshaking
U
سیگنال ارسالی بین دو وسیله ارتباطی شامل آماده ارسال
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com