Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 29 (3 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
winter
U
زمستان
winter
U
شتا
winter
U
قشلاق کردن زمستانرا بر گذار کردن زمستانی
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
the f. winter
U
زمستان اینده
all over winter
U
سراسر زمستان
to weather something in winter
U
چیزی را در معرض
[ آب و]
هوای زمستانی گذاشتن
winter solstice
U
انقلاب زمستانی
winter squash
U
کدوی حلوایی
winter squash
U
کدوی اسلامبولی
winter squash
U
کدوی زرد
winter storage
U
مخزن زمستانه
winter tide
U
فصل زمستان
nuclear winter
U
زمستان اتمی
winter sports
U
ورزشهایزمستانی
winter quarters
U
قشلاق
winter quarters
U
پادگان زمستانی اقامتگاه زمستانی
depth of winter
U
چله زمستان
the dead of winter
U
چله زمستان
in the midst of winter
U
در وسط زمستان
in the midst of winter
U
در چله زمستان
in the midst of winter
U
در قلب زمستان
winter book
U
تعیین امتیاز شرطبندی درزمستان برای مسابقه فصل بعد
winter cherry
U
کاکنج عروس پس پرده
winter olympic
U
بازیهای المپیک زمستانی
winter melon
U
خربوزه انباری خربوزه شیرین انباری
winter kill
U
زمستان کش
winter kill
U
در سرمای زمستان از بین رفتن
winter crookneck
U
کدوی زمستانی کدوی گردن کج زمستانی
The squirrels are storing up nuts for the winter.
U
سنجاب ها فندقی برای زمستان ذخیره می کنند .
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com