Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 49 (5 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
who leads the orchestra
U
سر دسته این ارکستر کیست
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
orchestra
U
ارکست
orchestra
U
دسته نوازندگان جایگاه ارکست
orchestra seats
U
صندلیارکستر
symphony orchestra
U
ارکستر سمفونی
symphony orchestra
U
هم اوا
symphony orchestra
U
هم اهنگ
chamber orchestra
U
ارکستر مجلسی
leads
U
پرش طول یا پرش یانیزه با پای معین
leads
U
پایی که در پرش از روی مانع زودتر از پای دیگر بلند میشود
leads
U
جلو بردن تیر از هدف
leads
U
فلز سرب
leads
U
تقدم
leads
U
هدایت نمودن سوق دادن وادار کردن ریاست داشتن بر
leads
U
کابل هادی
leads
U
هادی
leads
U
رهبری
leads
U
Pb :symb
leads
U
سیر هدایت الکتریکی
leads
U
غلاف هادی
leads
U
سبقت هادی
leads
U
مدرک
leads
U
راه اب
leads
U
سرمشق تقدم
leads
U
هدایت
leads
U
: راهنمایی رهبری
leads
U
سرب گرفتن باسرب اندودن
leads
U
سرب پوش کردن
leads
U
رنگ سربی
leads
U
شاقول گلوله
leads
U
:سرب
leads
U
رهبری کردن
leads
U
بردن
leads
U
راهنمایی کردن هدایت کردن
leads
U
قطب اتصال سیم اتصال
leads
U
هدایت کردن بست اتصال
leads
U
رهبری کردن راهنمایی
leads
U
زاویه سبقت
leads
U
رابط برق
leads
U
سرب
leads
U
پیش افت
leads
U
منجر شدن
leads
U
سوق دادن بران داشتن
leads
U
سیم واسطه زاویه پیشگیری
jump leads
U
باتریبهباتریکردنبرایروشنکردنماشین
leads and lags
U
سبقت ها و تاخیرها
he leads a miserable life
U
زندگی نحسی بسر میبرد
She leads her husband by the nose .
U
سوار شوهرش است ( تسلط ونفوذ )
He leads a loose ( reckless) life.
U
بی بند وبار زندگی می کند
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com