Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 24 (5 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
whip up
<idiom>
U
به راحتی وسریع به انجام رساندن
whip up
<idiom>
U
فعال کردن
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Search result with all words
whip
U
تازیانه
whip
U
شلاق
whip
U
حرکت تند وسریع و با ضربت
whip
U
شلاق زدن تازیانه زدن
whip
U
شلاق زدن
whip
U
بازوی بار
whip
U
تاکل کوچک
whip
U
پوشاندن قسمتی از کمان بانخ
whip
U
شلاق ماهیگیری باطعمه مصنوعی
whip
U
ضربه زدن
cargo whip
U
طناب بوم اسکله
pistol whip
U
با تپانچه بر بدن کسی زدن
single whip
U
قرقره قلاب تک قرقرهای
to whip in
U
باهم نگاهداشتن
to whip in
U
از پراکندگی باز داشتن
whip in
U
با شلاق مانع شراکندگی تازیها شدن
whip stall
U
حرکت عمودی
whip stall
U
شیرجه قائم سوت کشیدن شیرجه کردن هواپیما
whip-round
U
تهیههدیهدستجمعیبرایفردی
Give him a taste of the whip .
U
بگذار مزه شلاق را یک کمی بچشد
crack the whip
<idiom>
U
باعث سخت کارکردن شخصی شدن
A blood horse needs only one stroke of the whip .
<proverb>
U
اسب نجیب را یک تازیانه بس است .
Partial phrase not found.
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com