Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 27 (4 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
well turned
U
خوب ادا شده خوش عبارت
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Search result with all words
it turned my head
U
سرم را بدوران انداخت یا گیج کرد
it turned my stomach
U
دلم رابهم زد
the tide has turned
U
ورق برگشته است
turned in thelathe
U
تراشیده
turned in thelathe
U
خراطی شده
turned inside out
U
وارونه
turned inside out
U
پشت رو شده
turned
U
چرخشیافتن تغییرکردن
turned out
U
فاهر لباسیکهفردیبرتندارد
He turned pale.
U
رنگش پرید
He turned his back on us.
U
پشتش رابه ماکرد ( به ما پشت کرد )
It turned out well.
U
خوب از آب درآمد
It made me sick . It turned my stomach.
U
دلم را بهم زد
She turned to me and smiled.
U
روکردبه من ولبخند زد
He turned away from his wife .
U
از همسرش رو گردان شد
All of a sudden , he turned up in Europe .
U
یکدفعه سر از اروپا درآورد
He (his hair) turned grey.
U
مویش خاکستری شد
Whichever way I did it ,It came out(turned out)wrong.
U
هر طور کردم غلط درآمد
He turned as pale as death .
U
رنگش مثل گچ سفید شد
He turned away from me .
U
ازمن روی گرداندن
She turned as pale as death .
U
رنگش مثل ماست سفید شد ( پرید )
She turned the conversation to another subject.
U
او
[زن]
موضوع را
[به چیزی دیگر]
عوض کرد.
The milk
[the wine]
has already turned
[gone off]
.
U
شیر
[شراب]
پیش از این بریده شده است.
Milk that has turned sour.
U
شیری که ترش شده است.
the math teacher-turned-model
U
آموزگار ریاضیی که مدل شده است.
the 28 year-old nurse-turned-independent insurance consultant
U
پرستار ۲۸ ساله که مشاور مستقل بیمه شده است
Partial phrase not found.
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com