Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 60 (5 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
welfare funds
U
اعتبارات رفاهی یا بهزیستی اعتبار مربوط به روحیه ورفاه
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
funds
U
وجوه
the funds
U
وام دولتی
the funds
U
قرضه دولتی سهام وام دولتی
slush funds
U
بودجه یا پولیکه برای رشوه دادن یا تطمیع و غیره کنار گذاشته میشود
nonappropriated funds
U
اعتبارات غیر سازمانی اعتبارات تعهد نشده
military funds
U
بودجه نظامی
military funds
U
اعتبار نظامی
loanable funds
U
وجوه قابل عرضه به بازار پول
loanable funds
U
وجوه وام دادنی
stock funds
U
اعتبار خریدنقدی
pension funds
U
وجوه بازنشستگی
stock funds
U
اعتبار نقدی اماد
sundry funds
U
اعتبارات متفرقه
sundry funds
U
اعتبار اموررفاهی متفرقه
to raise funds
U
تهیه وجه یاسرمایه کردن
unit funds
U
اعتبارات یکانی
wage funds
U
وجوه دستمزد
wage funds
U
مایه دستمزد
slush funds
U
پولی که از فروش مواد زاید آشپزخانهی کشتی به دست میآمد
company funds
U
اعتبارات گروهانی
cheque without funds
U
چک بی محل
The funds collected so far .
U
وجوهی که تا کنون گرد آوری شده است
mutual funds
U
شرکتی که بکار خرید سهام شرکتهای دیگر مبادرت کند
trust funds
U
وجوه امانی
inflow of foreign funds
U
ورود وجوه خارجی
inflow of foreign funds
U
ورودسرمایههای خارجی
electronic funds transfer
U
انتقال الکترونیکی داده ها انتقال الکتریکی سرمایه ها
welfare
U
سعادت خیریه
welfare
U
شادکامی
welfare
U
رعایت کردن خدمات اجتماعی
welfare
U
خیر
welfare
U
رفاه
welfare
U
اسایش
welfare
U
توجه کردن
welfare
U
رفاهیت
welfare
U
کمک
welfare
U
کمکهای اجتماعی
welfare state
U
کشورمرفه
welfare programs
U
برنامههای رفاهی
public welfare
U
رفاه عمومی
welfare system
U
نظام رفاهی
social welfare
U
رفاه اجتماعی
welfare work
U
کارهای عام المنفعه
welfare work
U
امورخیریه
welfare state
U
دولت بهبود بخش
economic welfare
U
رفاه اقتصادی
welfare expenditures
U
مخارج رفاهی
welfare economics
U
اقتصاد رفاه
social welfare
U
تعاون عمومی وحمایت از بینوایان
social welfare
U
موسسه رفاه اجتماعی
general welfare
U
رفاه عمومی
welfare state
U
کشوردارای تشکیلات رفاه اجتماعی دستگیری از بینوایان
welfare state
U
دولتی که به خدمات اجتماعی توجه خاص دارد
welfare benefits
U
مزایای رفاهی
welfare criteria
U
معیارهای رفاه
welfare services
U
خدمات رفاهی
social welfare function
U
تابع رفاه اجتماعی
social welfare program
U
برنامه رفاه اجتماعی
The welfare budget has been cut down.
U
از بودجه رفاهی مقداری زده اند
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com