English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 116 (2 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
warning lights U چراغهشدار
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
lights U شش
lights U ریه جانوران
According to my lights . U تا آنجا که عقلم قد می دهد
lights out U علائم مخابرات بوسیله نور هنگام خاموشی
lights out U ساعت خواب
high lights U نکات مهم
list of lights U کتاب چراغها
fairy lights U چراغهایتزئینیرنگی
high lights U موضوعات مهم مطالب مهم
side lights U چراغ دریانوردی طرفین ناو
contact lights U چراغهای سفید در دو طرف باند موازی با خط مرکز ان
breakdown lights U چراغهای عدم کنترل
battle lights U چراغ خاموشی شبانه
battle lights U چراغهای جنگی
battle lights U چراغ پلیس
riding lights U چراغ لنگر
bright lights U شهربازیبزرگیکهدرآنوسایلبازیزیادیدرآنیافتمیشود
northern lights شفق شمالی [که به علت برخورد ذرات گاز معلق در اتمسفر زمین با ذرات بارداری که از سمت خورشید ساطع میشوند در آسمان مناطق نزدیک به قطب شمال رخ میدهد]
leading lights U شمع محفل
leading lights U چشم و چراغ
pilot lights U افروزک
pilot lights U شمعک
pilot lights U پیلوت
front lights U چراغهایجلو
indicator lights U نورهایراهنما
polar lights U نورقطبی
rear lights U چراغهایعقب
southern lights U شفق جنوبی
side lights U چراغهای طرفین ناو
running lights U فارهای شناور دریایی چراغهای راه دریایی
northern lights U سپیده شمالی فجر شمالی
northern lights U نور فجر شمالی
leading lights U عضو مهم
According to his own lights , he was doing nothing wrong at all. U آن طور که عقلش قد می داد اعمالش صحیح بنظرش می آمد
traffic lights U چراغ راهنمایی
red lights U چراغ سمت چپ
red lights U چراغ خطر
red lights U چراغ قرمز
tail lights U چراغ عقب ماشین
gas lights U نور یا روشنایی گازی
gas lights U چراغ گازی
brake lights چراغ های ترمز
To turn off the lights. (T. V. ,radio). U چراغ ( تلویزیون ؟ رادیو وغیره ) راخاموش کردن
The lights of the aircraft were blinking. U چراغهای هواپیما خاموش ؟ روشن می شدند ( چشمک می زدند )
Turn left at the traffic lights. از چراغ راهنمایی به دست چپ بپیچید.
dipped headlights [lights] [British English] U نور پایین [خودرو]
dimmed headlights [lights] [American English] U نور پایین [خودرو]
warning U خبر
warning U هشدار
warning U اژیر هشدار
warning U عبرت
warning U اعلام خطر
warning U زنگ خطر
warning U اشاره
warning U تحذیر
warning U اعلام خطر کردن هشدار
as a warning to others U برای عبرت دیگران
as warning to U برای عبرت
warning U اطلاع
warning U اخطار
warning U اگهی
warning U توجه به خط ر ممکن
warning U که روشن میشود تا نشان دهد یک چیز خط رناک ممکن است رخ دهد
warning U اخطاریه دادگاه
He took no heed of my warning. U به اخطار من توجهی نکرد
warning system U سیستم الارم
warning system U سیستم خبردهنده
warning plate U صفحههشدار
issue a warning U اخطار صادر کردن
warning device U وسیلههشدار
warning track U منطقهجریمه
warning signal U علامت خطر
warning signal U علامت اعلام خطر
warning line U خط اخطار
warning light U لامپ خطر
early-warning U اعلام خطر اعلام خطر کردن از نزدیک شدن دشمن سیستم اعلام خطر
local warning U سیستم اعلام خطر محلی
warning light U چراغ خطر
warning cries U فریادهای هشدار
storm warning U پرچم قرمز با مرکز سیاه یا 2چراغ قرمز بعلامت باد شدید
warning sign U علامت اخطار
warning agent U گند گاز
local warning U اعلام خطر محلی
warning net U شبکه اعلام خطر
early-warning U اعلام خطر کردن
warning radar U رادار هشدار دهنده
warning pipe U لوله سرریز
warning order U دستور اماده باش اعلام اماده باش
warning pipe U لوله خبر
warning order U دستور اگهی
warning sign U علامت احضار
warning net U شبکه اژیر
early warning U اعلام خطر کردن
early warning U اعلام خطر اعلام خطر کردن از نزدیک شدن دشمن سیستم اعلام خطر
The warning light seems to have malfunctioned. U چراغ خطر به نظر می رسد دچار نقص فنی شده است.
control and warning center U سیستم کنترل و اعلام خطر
airspace warning area U منطقه اعلام خطر هوایی
airborne early warning U راداراعلام خطر نصب شده روی هواپیما
airborne early warning U اعلام خطر هوابرد
air warning net U شبکه اعلام خطر هوایی
air alert warning U اعلام اماده باش هوایی اعلام خطر یا اماده باش هوایی
danger warning level U مقدار موجودی کالا که میبایست همیشه در انبارموجود باشد
danger warning level U حداقل موجودی
small craft warning U پرچم قرمز یا چراغ قرمزبعلامت باد شدید و دریای خطرناک
oil warning light U چراغهشدارروغن
battery warning light U چراغهشدارباطری
on-air warning light U نورهشدارنورروشن
foil warning line U حلقهاخطارخنثیکننده
door open warning light U چراغهشداربرایبازبودندر
low fuel warning light U چراغهشدارکمبودبنزین
main beam warning light U اشعهاصلینورهشداردهنده
oil pressure warning indicator U شاخصهشدارفشارروغن
sabre and epee warning line U خطهشداردرمسابقهاپوشمیشیربازی
seat-belt warning light U چراغهشدارکمربندایمنی
Drive on dimmed headlights ! [Warning to drivers] U با نور پایین حرکت کنید! [هشدار به رانندگان]
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com