English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 59 (7 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
war risk U خطر جنگ
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Search result with all words
risk U خطر
risk U مخاطره
risk U ریسک
risk U احتمال زیان و ضرر
risk U گشاد بازی بخطر انداختن
risk U خطر احتمالی
risk U مخاطره ریسک خطر
risk U خطر کردن
risk U به خطر انداختن
risk U خطر امکان خطر
risk U احتمال خطر ریسک کردن
risk U پذیرفتن خطر
risk U احتمال زیان یاخطر
risk U به مخاطره انداختن
risk U احتمال زیان
risk U غرر
all risk insurance U بیمه تمام حوادث
all risk insurance policy U بیمه نامه تمام خطر
at owner's risk U معامله با قید این که هر گونه خسارت به عهده صاحب جنس باشد
at owner's risk U یا حمل جنس باهمین شرط
at the owner's risk U با قید اینکه هرگونه خسارت بعهده مالک
at the owner's risk U باشد
at the owner's risk U بعهده مالک
carrier's risk U ریسک به عهده شرکت حمل ونقل
carrier's risk U خطرات به عهده حمل کننده
risk money U کسر صندوق
collision risk U خطر تصادم
degree of risk U میزان خطر
degree of risk U شدت خطر شدت قبول خطر
emergency risk U ریسک اضطراری
emergency risk U خطرات غیرقابل اجتناب اتمی
market risk U خطر بازار
on risk U در معرض خطر
owner's risk U ریسک صاحب کالا
owner's risk U خطر یاخطرات به عهده صاحب کالا
producer's risk U ریسک تولید کننده
prohibited risk U خطر بیمه نشدنی
risk actually incurred U خطر محقق شده
risk avoider U اجتناب کننده از خطر
risk avoider U اجتناب کننده از ریسک
risk lover U طرفدار ریسک
risk lover U طرفدار خطر
risk taker U خطر طلب
risk taking U خطرجویی
split risk U تفکیک خطر
to run risk U دل بدریا زدن خودرابمخاطره انداختن
to run risk U پیه زیان یااسیبی رابخودمالیدن
to something against risk U چیزی را از خطر حفظ نمودن
war risk insurance U بیمه خطر مرگ
security risk U ریسکبرخلافامنیتیککشوریاارگان
This is a calculated risk. U این یک ریسک حساب شده است
To take a chance . To risk it. U دل رابه دریا زدن
caculated risk <idiom> U شانس زیاد برای موفقیت
run a risk <idiom> U ریسک خطرناک ،نا امن خیلی خطرناک
risk U دل به دریا زدن
to incur a risk U ریسکی را قبول کردن
to incur a risk U ریسک کردن
flood risk U خطر سیل
Partial phrase not found.
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com