English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 95 (6 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
wage flexibility U انعطاف پذیری دستمزد
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
flexibility U قابلیت انعطاف
flexibility U توانایی سخت افزار یا نرم افزار برای تط ابق با موقعیتها یا کارهای مختلف
flexibility U کش دار قابل تغییر
flexibility U تاشو نرم
flexibility U خم شو
flexibility U حالت گیر
flexibility U خمش
flexibility U انعطاف پذیری
flexibility U نرمش
flexibility U خاصیت خمش پذیری
flexibility U خم پذیری قابلیت خم شدن
economic flexibility U انعطاف پذیری اقتصادی
waxy flexibility U انعطاف پذیری مومی
maximum flexibility U خمش پذیری حداکثر
software flexibility U انعطاف پذیری نرم افزار
just wage U مزد عادلانه
wage U ضمانت حسن انجام کار
specified wage U اجرت المسمی
wage U اجرت کارمزد
wage U اجرت
wage U دستمزد
wage U کار مزد دسترنج
wage U حمل کردن
wage U جنگ برپا کردن
wage U اجیر کردن
wage U مزد
wage U اجر
wage incentive U انگیزه مزد
wage income U درامد بشکل دستمزد
wage good U کالائی که نقش مزد را ایفا میکند
wage good U کالای مزدی
wage funds U مایه دستمزد
wage funds U وجوه دستمزد
wage earner U اجیر
wage freeze U ثابت نگهداشتن دستمزد
wage freeze U انجماد دستمزد
wage differentials U اختلاف در دستمزد
wage earners U حقوق بگیران
wage earners U مزد بگیران
wage income U درامدمربوط بکار
wage index U شاخص دستمزد
to wage a campaign U لشکرکشی کردن
wage-packet U پاکتیکهحقوقرادرآنمیگذارند
wage tax U مالیات بر مزد
wage system U نظام پرداخت دستمزد
wage standard U دستمزد استانده
wage stabilization U تثبیت مزد
wage stabilization U ثبات دستمزد
wage share U سهم مزد
wage rigidity U انعطاف ناپذیری مزد
wage rate U نرخ دستمزد
wage rate U نرخ مزد
wage policy U سیاست دستمزد
wage market U بازار دستمزد
wage level U سطح مزد
wage determination U تعیین دستمزد
wage cuts U کاهش دستمزد
to wage war U جنگ کردن
annual wage U دستمزد سالانه
real wage U مزد واقعی
cash-wage U دستمزد نقدی
rate of wage U نرخ دستمزد
wage constraint U محدودیت دستمزد
daily wage U مزد روزانه
minimum wage U حداقل دستمزد
money wage U مزد پولی
nominal wage U مزد اسمی
to wage war U دست بجنگ زدن
wage agreement U قرارداد دستمزد
wage costs U مخارج دستمزد
wage control U کنترل دستمزد
living wage U مزدکافی برای امرار معاش
living wage U مزد معیشت
wage ceiling U حداکثر دستمزد
wage ceiling U سقف دستمزد
living wage U مزد امرارمعاش
wage bill U لیست حقوق
wage bargain U چانه زنی دستمزد
wage agreement U موافقت نامه دستمزد
nonflexible wage U مزد انعطاف ناپذیر
iron law of wage U قانون مفرغ دستمزدها براساس این نظریه که بوسیله مالتوس ارائه شده نرخ بالای زاد و ولد عرضه نیروی کار را در سطحی بالاتر از تقاضا و فرفیت تولیدی جامعه قرار داده و لذادستمزدها بسطح کاهش معیشت تقلیل میابد
minimim wage law U قانون حداقل دستمزد که براساس ان حداقل دستمزدنبایستی از میزانی که توسط دولت تعیین میشود کمتر باشد
wage push inflation U تورم ناشی از فشار مزد
base wage rate U حداقل دستمزد
wage compution day U دستمزد ساعتی
rate of money wage U نرخ مزد پولی
wage price guideline U راهنمای مزد
wage price guideline U قیمت
wage price spiral U دور تسلسل دستمزد
wage price spiral U قیمت
rate of wage increase U نرخ افزایش دستمزد
wage profit ratio U نسبت دستمزد به سود
reasonable of average wage fair U اجرت المثل
wage fund theory of wages U نظریه مزد بر اساس وجوه دستمزد براساس این نظریه که توسط استوارت میل بیان شده مزد بر اساس رابطه میان کل وجوه مربوط به پرداخت دستمزد و تعدادکارگران تعیین میشودبنابراین برای افزایش دستمزد بایستی یا کل این وجوه را بالا برد و یا اینکه تعداد کارگران را کاهش داد
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com