English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 145 (7 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
voice selector U انتخابگرصدا
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
selector U گلچین کننده
selector U گزیننده
selector U گزینشگر
selector U انتخاب کننده
selector U سلکتور
selector U کلید گردان
selector U انتخابگر
selector U وسیله مکانیکی که به کاربر امکان انتخاب تابع یا موضوعی را میدهد
x y selector U سلکتور ایکس- ایگرگ
exchange selector U سلکتور در دستگاههای مراکزتلفن خودکار
group selector U سلکتور گروهی
drop selector U سلکتور سقوطی
target selector U دوربین انتخاب هدف دوربینی که مخصوص انتخاب هدفها به وسیله توپ است
channel selector U سلکتورکانالهای تلویزیون
junction selector U مرکز تلفن خودکار سلکتوری
line selector U سلکتور خط
line selector U سلکتور سطر
wavelength selector U طول موج گزین
selector switch U انتخابگر
selector switch U کلید گردان
selector switch U شماره یاب
selector switch U گزینه انتخاب کننده
selector switch U گزینه
selector channel U مجرای گزیننده
selector channel U کانال انتخاب کننده
rotary selector U سلکتور گردان
numerical selector U سلکتور شمارهای
weapon selector U مقیاس یا جدول تعیین خسارات اتمی یا میزان دوزدریافتی هدفها
selector dial U صفحه شماره گیری
band selector U انتخابنوار
mix selector U دستگاه انتخاب مخلوطهای بتن
channel selector U انتخاب کننده کانال تلویزیون کانالگیر تلویزیون
channel selector U مجرا گزین
pickup selector U انتخابگرزه
rhythm selector U آنتخابگرریتم
speaker selector U انتخابگربلندگو
speed selector U انتخابگرسرعت
stitch selector U انتخابگردوخت
tape selector U انتخابگرنوار
temperature selector U تنظیمکنندهحرارت
program selector U انتخابگربرنامه
function selector U انتخابگرکارآمد
input selector U انتخابگرورودی
mode selector U انتخابگرحالت
input selector switch U سوئیچ سلکتور ورودی
heat selector switch U دکمهتنظیمحرارت
water-level selector U تنظیمکنندهمقدارآب
video monitoring selector U انتخابگرصفحهنمایشویدئویی
automatic speed selector U سلکتور اتوماتیک
stitch width selector U انتخابگرعرضیدوخت
speed selector switch U دکمهتنظیمسرعت
focus mode selector U انتخابگرکانون
sound monitoring selector U انتخابگرنمایشصدا
auto/manual selector U دکمهانتخابدستی
channel selector controls U کنترلتعویضکانال
hand selector switch U سوئیچ سلکتور دستی
needle position selector U انتخابگرموقعیتسوزن
data signal rate selector U گزیننده سرعت سیگنال داده ها
voice U بیان کردن
voice U ادا کردن
A voice came from beyond . U صدائی از غیب آمد
with one voice U بایک زبان متفقا
voice-over U صدای خارج از تصویر
voice-over U سخنان افزوده
voice U وارد کردن اطلاعات به کامپیوتر با استفاده از سیستم مشخیص صدا و صدای کاربر
voice U صدا
voice U شفاهی صوتی
voice U گفتاری
voice U رای
voice U وسیلهای که صدای مشابه صدای انسان تولید میکند
voice U خروجی صوت
voice U توانایی کامپیوتر برای تشخیص کلمات خاص در صدای انسان و ایجاد پاسخ مناسب
voice U کامپیوتر متصل به دستگاه تلفن که وقتی شخص آنجا نیست به تلفنهای او پاسخ میدهدو امکان ضبط پیام ها را بوجود می آورد.
voice U سرویس پاسخگوی کامپیوتری با استفاده از صدای سنتز شده برای پاسخ به سوالات
voice U تولید مجدد صدا مشابه صوت انسان
voice U صدای سخنرانی انسان
voice U واک
voice U تولید صدا مشابه صوت انسان که نتیجه سنتز صدا است
voice U اواز
voice U صوت
voice U اوا
voice U ادا کردن
voice U باصدابیان کردن
voice U صدای انسان
negative voice U منع نشانه مخالفت
voice-overs U سخنان افزوده
negative voice U رد
negative voice U حق رد
i had no voice in that matter U من دران قضیه رایی نداشتم
voice-overs U صدای خارج از تصویر
he started at my voice U از صدای من از جا پرید
give voice to <idiom> U احساس ونظرت رابیان کن
A firm voice . U صدای محکم
At the top of ones voice . U با صدای هرچه بلند تر
She has a soft voice U صدای نرمی دارد
voice synthesizer U ترکیب کننده صدا
voice communications U ارتباطات صوتی
to a ones voice to music U صدای خودراباسازجفت کرد
negative voice U رای مخالف رد کردن
negative voice U قدغن کردن
the public voice U عمومی
voice operated U با کار افت صدایی
voice mail U پست اوایی پست صوتی
voice mail U پست صوتی
voice key U کلید صدایی
voice input U ورودی صوتی
the range of voice U دانگ صدا
the active voice U معلوم
voice frequency U بسامد صدایی
voice coil U پیچک صدا
the active voice U فعل معلوم
voice output U خروجی صوتی
voice output U خروجی به صورت صدا
voice recognition U بازشناسی صدا
negative voice U رای مخالف دادن
no one raised his voice U صدای هیچکس درنیامد
the passive voice U بنای مجهول
voice tube U لولههای صدارسان
voice synthesis U ترکیب صدا
voice synthesis U ترکیب صوتی
voice recognition U تشخیص صدا
the passive voice U فعل مجهول
voice response U جواب صوتی
the public voice U ارا
voice recognition U تشخیص صوتی
She has a lovely (nice) voice. U صدای قشنگه دارد
She has a delightfully mellow voice . U صدای گرمی دارد
voice answer back U پاسخ سمعی
She has a lovely ( nice ) voice. U صدای قشنگه دارد
My voice is not clear today. U صدایم امروز صاف نیست
voice grade channel U کانال ارسال گفتار
voice grade channel U ارتباطات کامپیوتر به کامپیوتر بااستفاده از خطوط عادی بکاربرده شده در ارتباطات تلفنی مجرای از دریچه صدایی
automatic voice network U شبکه صوتی خودکار
voice grade channel U مجرای از درجه صدایی
voice edit buttons U دکمههایتصیحصدا
voice answer back U یک دستگاه پاسخ صوتی که میتواندسیستم کامپیوتری را به یک شبکه تلفنی وصل کند تا پاسخ صوتی را به درخواستهای انجام شده از ترمینالهای تلفنی فراهم اورد
To speak in a low voice. U آهسته صحبت کردن ( با صدای کوتاه ،یواش )
voice store and forward U ذخیره و ارسال صدا
He has a rich mellow voice. U صدایش گرم وپخته است
voice operated device U دستگاه با کار افت صدایی
sweet words (voice,sleep U کلمات ( صدا خواب )شیرین
I hear a strange noise ( voice , sound ) . U صدای غریبی به گوشم می رسد
Speak in a low voice . Spead slowly . U یواش حرف زدن
step by step selector U سلکتور قدم به قدم
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com