English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 170 (9 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
virtual stress U تنش مجازی
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
virtual U واقعی
virtual U معنوی
virtual U موجود بالقوه تقدیری
virtual U ماشین شبیه سازی شده و عملیات آن
virtual U مشخصات ترمینال ایده آل که به عنوان مدل ترمینال واقعی به کارمی رود
virtual U حافظه اصلی خیالی بزرگ که با بارکردن صفخات کوچک تر از حافظه پشتیبان به حافظه موجود ایجاد میشود فقط وقتی که نیاز باشد
virtual U تصویر کامل ذخیره شده در حافظه بجای اینکه بخشی از آن که نمایش داده شده است
virtual U فضایی که از حدود فیزیکی صفحه نمایش بزرگتر است و میتواند حاوی متن ,تصویر,پنجره و... باشد
virtual U آدرس مربوط به فضای ذخیره سازی مجازی
virtual U و مقصد.
virtual U برای مدت فراخوانی
virtual U شبیه سازی محیط دنیای واقعی توسط کامپیوتر
virtual U که موجود نیست ولی توسط کامپیوتر شبیه سازی شده است و توسط کاربر به صورت مجازی قابل استفاده است
virtual U بخشی از RAM دریک برنامه کنترل کوتاه به صورتی که گویی یک سیستم ذخیره سازی دیسک سریع است
virtual U مجازی
virtual table U جدول مجازی
virtual temperature U دمایی که ذرهای از هوا داراخواهد بود اگر فاقد بخار اب باشد
virtual reality U واقعیتخیالی
virtual gravity U شتابی که از طرف زمین برهر ذره از اتمسفر اثر میکند
virtual focus U کانون مجازی
virtual computer U کامپیوتر مجازی
virtual cathode U کاتد مجازی
virtual address آدرس مجازی
virtual address U نشانی مجازی
virtual inertia U قسمتی از نیروی اینرسی که روی جسم در حال نوسان اثرمیکند
virtual entropy U انتروپی مجازی
virtual machine U دستگاه مجازی
virtual machine U ماشین مجازی
virtual image U تصویر مجازی
virtual memory U حافظه مجازی
virtual level U تراز انرژی سیستم هستهای داخل اتم که انرژی برانگیزش ان کمتر از کمترین انرژی جداشده از ذره هستهای بیشتر است
virtual particle U ذره مجازی
virtual mass U مجموع جرم واقعی و جرم فاهری
virtual quantum U کوانتوم مجازی
virtual storage U انباره مجازی
virtual storage U حافظه مجازی
the virtual work method U روش اصل مجازی کار
virtual work method U روش کار مجازی
virtual storage operating system U سیستم عامل حافظه مجازی
virtual storage access method U روش دستیابی انباره مجازی
stress U فشار
mean stress U خستگی متوسط
stress U سختی پریشان کردن
stress U فشار روانی
stress U تقلا
stress U تاکید کردن
stress U اهمیت تاکید
stress U تنش
stress U قوت
stress U تلاش
stress U مضیقه
stress U مالیات زیادبستن
stress U بار
stress U خستگی
stress U فشار اوردن بر
stress U تنش جسمانی- روانی
stress U یک زبان مسئله گرا برای حل مسائل بنیادی مهندسی
stress of poverty U فشار بینوایی
stress tolerance U تحمل فشار روانی
stress verse U قافیه مشدد
stress verse U قافیه موکد
stress concentration U تمرکز تنش
tangential stress U خستگی مماسی
stress curve U نمودار تنش
tangential stress U تنش مماسی
stress testing U تست حساسیت
stress range U گستره تنش
stress ratio U نسبت تنش
stress interview U مصاحبه تنش زا
stress intensity U شدت تنش
stress in beam U تنش در تیرها
stress function U تابع تنش
stress corrosion U خوردگی در اثر تنش
tensile stress U تنش کششی مجاز
transverse stress U تنش عرضی
ultimate stress U تنش نهایی
ultimate stress U تاب
ultimate stress U تنش یک تکه از ماده در لحظه گسستگی یا شکست
cyclic stress U تنش دورهای
working stress U تنش مجاز
allowable stress U تنش مجاز
admissible stress U تلاش قابل قبول
admissible stress U تنش پذیرا
adhesive stress U نیروی چسبندگی
adhesive stress U قدرت چسبندگی
tensile stress U خستگی کششی
tensile stress U تنش کششی
to lay stress on something U چیزی راتاکید کردن
temperature stress U تنش حرارتی یا دمایی
alternating stress U تنش متناوب
thermal stress U تنش حرارتی
thermal stress U ازمایش اثر حرارت تشعشعی رادیواکتیویته مقاومت درمقابل اثر فرساینده حرارت
to lay stress on something U بچیزی اهمیت دادن
torsional stress U تنش پیچشی
bearing stress U تنش تکیه گاهی
cyclic stress U تنش تناوبی
stress distribution U توزیع تنش
dielectric stress U بار دی الکتریکی
edge stress U تنش تیغه
effective stress U تنش موثر
engineering stress U تنش فاهری
euler stress U تنش اولر
fiber stress U تنش تاری
hoop stress U تنش دایرهای
hoop stress U تنش مماسی
inelastic stress U تنش ناکشسان
internal stress U تنش داخلی
compressive stress U خستگی فشاری
compressive stress U تنش فشاری
bearing stress U تنش بردگاهی
bending stress U تنش خمشی
bending stress U خستگی خمشی تلاش خمشی
bond stress U تنش پیوستگی
breaking stress U بارگسیختگی
buckling stress U تنش کمانش
buckling stress U تنش خمشی
circumferential stress U خستگی دایرهای
circumferential stress U تنش پیرامونی
compression stress U تنش فشاری
compressive stress U فشار تراکمی
yield stress U تنش تسلیم
viscous stress U تنش برش سیال
longitudinal stress U تنش طولی
rupture stress U تنش گسیختگی
secondary stress U خستگی فرعی
shear stress U تنش ناشی از برش
shear stress U تنش برشی
shearing stress U تنش برشی
shrinkage stress U خستگی جمع شدگی
shrinkage stress U خستگی فرامد
simple stress U تنش ساده
state of stress U حالت تنش
state stress U وضعیت تنش
storm and stress U اشوب وغوغا
reynolds stress U تنش برشی در لایه مرزی خطی در سیال نارون
stress circle U دایره تنش
residual stress U تنش پس مانده
axial stress U تنش محوری
neutral stress U تنش خنثی
normal stress U تنش شاغولی
normal stress U تنش نرمال
permissible stress U خستگی قابل قبول
pre stress U پیش تنیدگی
principal stress U خستگی اصلی
principal stress U تنش اصلی
racking stress U تنش پهلویی
racking stress U تنش جنبی
radial stress U تنش شعاعی
range of stress U دامنه تنش
alternating stress U تنش نوسان دار دائمی
ultimate stress limit U حد تنش نهایی
acute stress reaction U واکنش حاد فشار روانی
design stress resultant U تلاشی که در محاسبات بکار میرود وبرابر است با حاصلضرب تلاش در ضریب تشدید یادرصورت لزوم ضریب تصغیر
horizontal shearing stress U تنش برش افقی
impluse voltage stress U تنش فشار ضربهای
limit creep stress U حد خزش
limit fatigue stress U حد دوام
longitudinal shearing stress U تنش برشی طولی
maximum limited stress U تنش حداکثر
alternating stress test U ازمایش تنش متناوب
stress strain diagram U نمودار تنش و تغییر بعد نسبی
repetitive stress injury U اسیب ناشی از فشار تکراری
design stress resultant U تلاش محاسباتی
repetitive stress injury U دردی دربازو کسی که عملی را چندین بارانجام دهد مثل وقتی که ترمینال کامپیوترکارمیکند
stress strain curve U منحنی تنش به افزایش طول نسبی
ultimate tensile stress U تنش کشش نهایی
stress strain relation U رابطه تنش- کرنش
post traumatic stress disorder U اختلال فشار روانی پس اسیبی
Stress reduces an employee's working capacity' U استرس توانایی کاری کارمندان را کاهش می دهد.
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com