English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (12 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
virtual storage operating system U سیستم عامل حافظه مجازی
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
virtual storage U انباره مجازی
virtual storage U حافظه مجازی
virtual storage access method U روش دستیابی انباره مجازی
operating system/ U سیستم عامل دو
operating system U سیستم عامل
disk operating system U سیستم عامل گردهای
network operating system U سیستم عامل شبکه
operating system monitor U مبصر سیستم عامل
host operating system U سیستم عامل میزبان
goest operating system U سیستم عامل مهمان
disk operating system U کنترل کننده دیسک خوان سیستم عامل دیسک
tape operating system U سیستم عامل نوار
general purpose operating system U سیستم عامل همه منظوره
multiple loading operating system U سیستم عامل بارکننده چندتایی
virtual U تصویر کامل ذخیره شده در حافظه بجای اینکه بخشی از آن که نمایش داده شده است
virtual U واقعی
virtual U و مقصد.
virtual U مشخصات ترمینال ایده آل که به عنوان مدل ترمینال واقعی به کارمی رود
virtual U حافظه اصلی خیالی بزرگ که با بارکردن صفخات کوچک تر از حافظه پشتیبان به حافظه موجود ایجاد میشود فقط وقتی که نیاز باشد
virtual U بخشی از RAM دریک برنامه کنترل کوتاه به صورتی که گویی یک سیستم ذخیره سازی دیسک سریع است
virtual U مجازی
virtual U موجود بالقوه تقدیری
virtual U معنوی
virtual U فضایی که از حدود فیزیکی صفحه نمایش بزرگتر است و میتواند حاوی متن ,تصویر,پنجره و... باشد
virtual U آدرس مربوط به فضای ذخیره سازی مجازی
virtual U ماشین شبیه سازی شده و عملیات آن
virtual U که موجود نیست ولی توسط کامپیوتر شبیه سازی شده است و توسط کاربر به صورت مجازی قابل استفاده است
virtual U شبیه سازی محیط دنیای واقعی توسط کامپیوتر
virtual U برای مدت فراخوانی
virtual quantum U کوانتوم مجازی
virtual temperature U دمایی که ذرهای از هوا داراخواهد بود اگر فاقد بخار اب باشد
virtual table U جدول مجازی
virtual stress U تنش مجازی
virtual cathode U کاتد مجازی
virtual mass U مجموع جرم واقعی و جرم فاهری
virtual machine U دستگاه مجازی
virtual machine U ماشین مجازی
virtual memory U حافظه مجازی
virtual level U تراز انرژی سیستم هستهای داخل اتم که انرژی برانگیزش ان کمتر از کمترین انرژی جداشده از ذره هستهای بیشتر است
virtual address آدرس مجازی
virtual reality U واقعیتخیالی
virtual computer U کامپیوتر مجازی
virtual address U نشانی مجازی
virtual focus U کانون مجازی
virtual particle U ذره مجازی
virtual entropy U انتروپی مجازی
virtual gravity U شتابی که از طرف زمین برهر ذره از اتمسفر اثر میکند
virtual image U تصویر مجازی
virtual inertia U قسمتی از نیروی اینرسی که روی جسم در حال نوسان اثرمیکند
virtual work method U روش کار مجازی
the virtual work method U روش اصل مجازی کار
operating U عامل
self operating U خود کار
operating U عملیاتی
operating weight U وزن عملیاتی
operating slide U دستگاه الات متحرک تیربار الات متحرک یا قسمتهای خوراک دهنده
operating stand U اطاق هدایت
operating signal U چانل موجوددر دستگاه امواج ارسالی
operating signal U سیگنال دستگاه
operating strenght U پرسنل حاضر به خدمت پرسنل موجود یکان
operating ratio U نسبت عملیاتی
operating supplies U مواد کمکی
operating temperature U دمای عملیاتی
operating temperature U درجه حرارت کار
operating voltage U ولتاژ کار
operating point U نقطه کار
operating staff U متصدیان
operating expenses U مخارج عملیاتی
machine operating U عملکرد ماشین
operating cord U نختنظیم
operating dam U سدعملیاتی
operating floor U عملیاتزمین
operating rod U میلهعملیات
operating speed U سرعت عملیاتی
operating speed U سرعت عملکرد کار
operating staff U کارمندان عملیاتی
operating theatres U نمایشگاه عمل جراحی
operating theatre U نمایشگاه عمل جراحی
operating agency U شعبه عامل
operating force U نیروهای حاضر به کار نیروی فعال
operating handle U دستگیره عامل
operating handle U دستگیره کولاس
operating handle U دستگیره راه اندازی
operating instruction U مقررات کار
operating key کلید گزینش
operating level U سطح فعالیت
operating lever U اهرم گرداننده
operating lever U اهرم عامل اهرم کولاس
operating instruction U دستور کار
operating lever U دستگیره عامل کولاس
operating agency U قسمت اجرایی
operating bridge U پلی که جهت عبور و انتقال وسایل کار در کارگاه ساختمانی ساخته میشود پل بهره برداری
operating cost U مخارج عملیاتی
operating cost U هزینه بهره برداری
operating cost U هزینه عملیاتی
operating conditions U رژیم
operating condition U رژیم
operating capital U سرمایه در گردش
operating budget U بودجه بهره برداری
operating budget U بودجه عملیاتی
operating bridge U پل کارگاهی
operating lever U اهرم عملکرد
operating loss U زیان عملیاتی
operating level U سطح امادگی برای فعالیت سطح قابلیت برای کار
operating profit U سود عملیاتی
operating profit U سود ناخالص
operating program U برنامه اجرایی
operating systems U سیستم عامل
operating room U جایگاه عمل
operating room U اطاق عمل
operating rooms U اطاق عمل
operating program U برنامه عملیات
operating ratio U نسبت کارکرد موتور یا ناو
operating manual U دستورالعمل
field operating U عمل کننده در صحرا
operating manual U دستور کار
field operating U فعال درصحرا رده صحرایی
operating panel U تابلوی عملکرد
operating personnel U پرسنل فعال
operating personnel U افرادی که با یک دستگاه کار می کنند یا قسمتی را به کار می اندازند
operating ratio U نرخ عملیاتی
operating rooms U جایگاه عمل
standing operating procedures U روش جاری مخابرات
standing operating procedures U روش جاری عملیاتی
deployment operating base U پایگاه پشتیبانی گسترش جنگی پایگاه کمک به گسترش نیروها
shortest operating time U کوتاهترین زمان عملیات
gate operating ring U حلقهورودیعملکننده
current operating allowance U سهمیه موجود عملیاتی سهمیه عملیاتی فعلی
maximum operating voltage U ولتاژ کار حداکثر
aitcraft operating weight U وزن اصلی هواپیما
fleet operating base U پایگاه عملیاتی ناوگان
gate operating deck U سکوی مانور دریچه ها
gate operating platform U سکوی مانور دریچه ها
crypt operating instructions U دستورالعملهای انجام عملیات رمز دستورات کار با رمز
alternate escort operating base U پایگاه عملیاتی یدکی یگانهای پاسور
breechblock operating lever assembly U سطحبازکنندهگلنگدنتفنگ
storage U 1-حافظه داخلی کوچک با دستیابی سریع سیستم که حاوی برنامه جاری است . 2-حافظه کوچک داخلی سیستم
storage U خزانه
storage U چاپ محتوای فضای ذخیره سازی
storage U ذخیره کردن ذخیره
storage U ذخیره کردن
storage U اندوزش
storage U انبار کردن
storage U فضای موقت حافظه برای داده هایی که در حال حاضر پردازش می شوند
storage U مخزن
storage U ذخیره سازی انبار کالا
storage U انبارش
storage U انباره
storage U دیسک برای ذخیره داده
storage U ذخیره داده برای مدت زمان طولانی
storage U مواد مختلف که قادر به ذخیره داده هستند
storage U فضای ذخیره سازی داده که بیشتر از یک میلیون میلیون بیت داده میتواند ذخیره کند
storage U نگهداری
storage U بخشی از حافظه برای ذخیره اطلاعات
storage U TRC مخصوص برای گرافیک کامپیوتری . تصویری را روی صفحه برمی گرداند بدون نیاز به عملیات تنظیم مجدد
storage U مشابه 9641
storage U حافظهای که نیاز دارد محتوایش مرتب بهنگام شود
storage U هر رسانه ذخیره سازی داده
storage U که حافظه اصلی و سریع کامپیوتر نیست
storage U ذخیره سازی داده به صورتی که به آن امکان پردازش دیرتر داده میشود
storage U وسیله ذخیره سازی که خارج از سیستم کامپیوتر اصلی قرار دارد ولی توسط CPU قابل دستیابی است
storage U رسانه ذخیره سازی که قابل پاک کردن یا استفاده مجدد نیست
storage U نحوه اختصاص حافظه به کاربران مختلف , مثل برنامه ها , متغیرها, داده ,.....
storage U تعداد بیتهایی که در واحد فضای ذخیره سازی رسانه قابل ضبط است
storage U هر وسیلهای که میتواند داده ذخیره کند و در صورت نیاز بازیابی کند
storage U می نیست
storage U فضای لازم برای ذخیره سازی داده
storage U حافظه یا بخشی از سیستم کامپیوتری که داده و برنامه برای استفاده بعدی ذخیره شده اند
storage U انبار
storage U ذخیره سازی
storage U حافظه یا رسانه ذخیره سازی که با قط ع برق داده ذخیره شده را از دست میدهد
linear system [system of linear equations] U دستگاه معادلات خطی [ریاضی]
storage circuit U مدار ذخیره
storage level U تراز ذخیره تراز مخزن
storage device U انباره
nonerasable storage U رسانه ذخیره سازی که قابل پاک کردن یا استفاده مجدد نیست
gas storage U مخزن بنزین
storage interleaving U برگ برگ سازی انباره
fixed storage U حافظه ثابت
nonerasable storage U انباره پاک نشدنی
nondestructive storage U انباره غیر مخرب
storage cell U سلول انباره
fuel storage U انبار سوخت
nonerasable storage U حافظه پاک نشدنی
storage fragmentation U تکه تکه شدن انباره
storage granules U دانههای اندوزش
fixed storage U انباره ثابت
storage device U دستگاه انباره
storage device U دستگاه ذخیره سازی
storage device U دستگاه ذخیره
storage device U دستگاه انبارش
storage cycle U سیکل انباره
storage cycle U چرخه انباره
storage costs U هزینههای انبارداری
storage compaction U فشردگی انباره
storage interleaving U درمیان انباره جای دادن
storage level U تراز خزانه
storage dump U روبرداری حافظه
storage location U مکان انباره
erasable storage U انباره پاک شدنی
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com