English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (10 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
vector data aggregate U بردار اطلاعات مجتمع
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
data aggregate U متراکم سازی داده ها
data aggregate U دادههای متراکم
data aggregate U مجموعهای ازاقلام داده درون یک رکورد که نامی به ان داده شده است وبه صورت کلی به ان رجوع می گردد
data aggregate U تراکم داده ها
vector analysis [vector calculus] U حساب برداری [ریاضی]
vector potential of a solenoidal vector U پتانسیل برداری بردارسولنئیدی
aggregate U مصالح دانه بندی
aggregate U مصالح دانهای
aggregate U مصالح ریزدانه مانند ماسه وشن یا مخلوطی از انها که به منظور تهیه بتن با سیمان مخلوط می شوند
aggregate U توده
aggregate U انبوهه
aggregate U مجموعه
aggregate U کلوخه مصالح سنگی
aggregate U انبوه سنگدانه
aggregate U کل
aggregate U دستوری در برنامه مدیریت پایگاه داده که باعث شروع یک تابع محاسباتی میشود
aggregate U ی از بخشهای یک داده که به هم مربوطند
aggregate U کل پهنای باند کانال برای حمل یک رشته داده
aggregate U تابع محاسباتی پایگاه داده که روی فیلد انتخاب شده هر رکورد پایگاه داده اجرا می شود
aggregate U مجموعهای از اشیا داده
aggregate U ارقام کلی
aggregate U توده کردن
aggregate U جمع امده
aggregate U جمع شده
aggregate U متراکم متراکم ساختن
aggregate U بیشترین سرعتی که داده روی کانال مشخص میتواند ارسال شود
aggregate U انبوه توده
aggregate U تراکم
aggregate U بهم پیوسته
aggregate U جمع شدن
aggregate U مجموع جمع کردن
aggregate U جمع
fine aggregate U مواد ریز
aggregate batcher U تعیین وزن مصالح ریزدانه جهت ساختن بتن
fine aggregate U مواد دانه ریز
aggregate saving U پس انداز کل
aggregate consumption U مصرف کل
aggregate supply U عرضه کل
uniform aggregate U مصالح ریزدانه یکنواخت
classification of aggregate U طبقه بندی خاکدانه ها
coarse aggregate U مصالح درشت دانه
coarse aggregate U مصالح دانه بندی درشت
aggregate demand U تقاضای کل
aggregate interlocking U بهم چسبیدن مصالح ریزدانه
aggregate operator U عملگر جمعی
aggregate particles U خردههای انبوه شده
fine aggregate U مصالح ریزدانه سنگدانههای ریز
aggregate function U عمل جمعی
aggregate particles U خردههای انبوهیده
aggregate expenditures U هزینههای کل
aggregate expenditures U مخارج کل
aggregate output U تولید کل
aggregate demand function U تابع تقاضای کل
aggregate market demand U تقاضای کل بازار
aggregate flow diagram U نمودار تهیه مصالح
aggregate production function U تابع تولید کل
aggregate market supply U عرضه کل بازار
aggregate batching plant U دستگاه تعیین وزن مصالح ریزدانه جهت ساختن بتن
aggregate cement ratio U نسبت مواد سنگی به سیمان
vector U شکل حروف در یک نوشتار رسم شده با کمک منحنی و خط وط.
vector U که باعث می شوند اندازه حروف تغییر کند بدون اینکه کیفیت عوض شود
vector U پردازنده همزمان که روی یک سط ر یا ستون آرایه در هر لحظه کار میکند
vector U آدرسی که کامپیوتر را به محل جدید حافظه هدایت میکند
vector U مختصاتی که حاوی مقدار پایه و جهت است
vector U سیستم رسم کامپیوتری که از طول خط و جهت آن از مبدا برای رسم استفاده میکند
vector U حامل بردار
vector U مسیر جهت
vector U خط سیر
vector U شعاع حامل بوسیله برداررهبری کردن
vector U بردار
vector U پردار
vector U راه یا مسیر هواپیما بازگشتن در حال طی کردن بودن
vector U برداری
vector U حامل
vector U مسیر ناوبری هواپیما
vector U خط پرتاب بمب یاگلوله
field vector U بردار میدان
flux of a vector U شاره بردار
light vector U بردار نور
lift vector U بردار برا
initial vector U مسیر اصلی یا اولیه هواپیمای رهگیر بعد ازشروع رهگیری
vector diagram U نمودار برداری
interrupt vector U بردار وقفه
dope vector U بردار خصیصه نما
dope vector U خصیصه نما
vector pair U زوج برداری
vector psychology U روانشناسی بردار نگر
axial vector U بردار محوری
vector product U حاصلضرب برداری
vector processor U پردازنده برداری
vector power U توان برداری
dope vector U بردار
burgers vector U بردار برگرز
magnetic vector U بردار مغناطیسی
vector analysis U تحلیل برداری
vector display U نمایش برداری
radius vector U شعاع حامل
circulation of a vector U چرخه بردار
code vector U بردار رمز
state vector U بردار حالت
state vector U بردار وضعیت
state vector U بردار حلات
vector field U میدان برداری
vector graphics U نگاره سازی برداری
magnetization vector U بردار مغناطیس کنندگی
normal vector U بردار عمود
normal vector U بردار قائم
poynting's vector U بردار پوینتینگ
preset vector U دستگاه نشانه روی بمب خودکار دستگاه نشانه روی پیش تنظیم بمب
radius vector U بردار شعاعی
polar vector U بردار قطبی
vector quantities U اندازههای برداری
basis vector U بردار پایه [ریاضی]
vector calculus U حساب برداری [ریاضی]
position vector U بردار مکان [ریاضی]
radius vector U بردار مکان [ریاضی]
vector space U فضای خطی [ریاضی]
location vector U بردار مکان [ریاضی]
vector product U ضرب خارجی [ریاضی]
vector product U ضرب برداری [ریاضی]
vector field U میدان برداری [ریاضی] [فیزیک]
Euclidean vector U بردار اقلیدسی [ریاضی]
arthropod vector U کنه خونخوار
arthropod vector U کنه ارتروپود
vector sights U دوربینهای نشانه روی بمب دوربینهای جانبی
vector quantity U کمیت برداری
vector space U فضای برداری [ریاضی]
voltage vector U بردار ولتاژ
wave vector U بردار موج
wind vector U جهت حرکت باد
wind vector U سمت باد
vector/waveform monitor U صفحهنمایشدیجیتالی
magnetic field vector U بردار میدان مغناطیسی
vector graphics display U بردار نمایش گرافیکی
distance vector protocols U اطلاعات در مورد مسیرهای مختلف شبکه گسترده که توسط rowter برای یافتن کوتاهترین و سریع ترین مسیر ارسال اطلاعات به کارمی رود
continuously set vector U عناصر تصحیح شده متوالی هدف عناصر تنظیم شده هدف به طریق متوالی
magnetic vector potential U پتانسیل بردار مغناطیسی
fallout wind vector plot U طرح یا چارت نمایش سمت باد ریزش اتمی
data U دادههای اماری
known data U عناصر معلوم
known data U عناصر تیرمعلوم
data U سوابق دانسته ها
data U سوابق عناصر داده ها
data U ارقام
t data U دادههای ازمون
data value U مقدار داده
data U اطلاعات
data U مفروضات
data name U نام داده
data U داده
data U داده ها
data U مختصات
data set U ترتیب داده
data transducer U مبدل داده ها
data structure U ساختمان داده ها
data structures U ساختارهای داده
data table U جدول داده ها
data transceiver U دستگاه مبادله اطلاعات دستگاه گیرنده و فرستنده اطلاعات کامپیوتری
data tablet U یک وسیله ورودی دستی برای صفحه نمایش گرافیکی صفحه داده دهی
data terminal U ترمینال داده
data termianl U پایانه دادهای
data set name U نام مجموعه داده ها
data stream U مسیل یا نهر داده
data stream U سیر داده
data strike U چاهک داده ها
data structure U ساخت داده ها
data statement U حکم دادهای
data transmission U ارسال داده
data structure U ساختار داده ها
data transmission U مخابره داده ها
data source U منبع داده
data sheet U ورق داده ها صفحه داده ها
data sheet U برگ داده ها
data transfer U انتقال داده ها
data sharing U اشتراک داده
data model U مدل داده
data point U نقطه داده
data preparation U داده امایی
data preparation U امایش داده ها
data preparation U امایش داده ها اماده سازی داده مهیاسازی داده ها
data privacy U محرمانه بودن داده ها
data processor U داده پرداز
data processor U پردازنده داده ها
data plotter U رسم کننده داده ها
data plotter U رسام داده ها
data modem U modem
data modification U اصلاح داده ها
data organization U سازمان داده ها
data origination U اساس داده
data origination U سرچشمه داده ها
data origination U سر منشاء داده ها
data packet U منبع ارسال سری داده در یک بسته
data packet U نرم افزاری که حاوی یک رشته بررسی خطا میباشد
data protection U حفافت داده ها
data pulse U ضربان داده
data redundancy U حشو داده ها
data redundancy U زائد بودن داده ها
data register U ثبات داده ها
data retrieval U بازیابی داده ها
data scope U یک دستگاه مخصوص نمایش که کانال ارتباطات داده راکنترل نموده و محتوای اطلاعات منتقل شده روی ان را نمایش میدهد
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com