Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 190 (10 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
variable of integration
U
متغیر انتگرال
[ریاضی]
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
integration
U
مجتمع سازی
integration
U
ائتلاف
integration
U
انضمام
integration
U
یکپارچگی
integration
U
یکی کردن و بهم پیوستن پیوستگی اجزاء
integration
U
انتگرال گیری
integration
U
یکپارچگی اتحاد عناصر مختلف اجتماع
integration
U
انجام چندین عمل با هم
vertical integration
U
ادغام عمودی
economic integration
U
یکپارچگی اقتصادی
horizontal integration
U
ادغام افقی
horizontal integration
U
تمرکز افقی
horizontal integration
U
انضمام افقی
economic integration
U
همبستگی اقتصادی
integration by parts
U
انتگرال گیری جز به جز
[فیزیک]
seamless integration
U
فرایندشامل کردن وسیله بانرم افزارجدیددر سیستم بدون مشکل
social integration
U
یکپارچگی اجتماعی
radius of integration
U
شعاع ترکیب عمل جنگ افزارهای معمولی با جنگ افزار اتمی
integration by parts
U
انتگرال گیری جز به جز
[ریاضی]
personality integration
U
یکپارچگی شخصیت
Constant of integration
U
ثابت انتگرال گیری
[ریاضی]
wafer scale integration
U
یک قطعه بزرگ که از مدارهای مجتمع کوچکتر تشکیل شده است که بهم وصل هستند
very large scale integration
U
قطعه
very large scale integration
U
مجتمع سازی در مقیاس بسیار بزرگ
medium scale integration
U
مجتمع سازی در مقیاس متوسط
medium scale integration
U
مدار مجتمع با دو قطعه
large scale integration
U
مجتمع سازی در مقیاس بزرگ
small scale integration
U
مجتمع سازی در مقیاس کوچک
double integration method
U
روش انتگرال دوبل
rate integration gyro
U
ژایرویی با یک درجه ازادی که محور خروجی ان با مایع چسبناکی به محور دوران متصل شده
small scale integration
U
قطعه
ultra large scale integration
U
مجتمع سازی در مقیاس ماوراء بزرگ
super large scale integration
U
قط عه
battery integration end radar display
U
وسایل توزیع اتش الکترونیکی پدافند هوایی و رادارهای مربوطه
battery integration end radar display
U
equipment
variable
U
کامپیوتری که در آن تعداد بیتهای یک کلمه متغیرند, و طبق نوع داده فرق می کنند
variable name
U
نام متغیر
variable
U
ناپایدار
variable
U
رکورد با هر طولی
variable
U
داده قابل تغییر , که نسبت به نوشتن محافظت نمیشود
variable
U
ثبات یا محل ذخیره سازی که میتواند هر عدد یا حروف داشته باشد و در حین اجرای برنامه تغییر کند
variable
U
تغییر پذیر
variable
U
آنچه قابل تغییر است
variable
U
تغییرکننده
variable
U
بی ثبات
variable
U
تغییرپذیر
variable
U
بی قرار
variable
U
متغیر
variable
U
شمارهای که با هر تابع یا ساختار در برنامه قابل دستیابی است
variable
U
شمارهای که فقط با توابف خاصی در بخش خاصی از برنامه قابل دستیابی است
variable format
U
با قالب متغییر
variable cost
U
هزینه متغیر
variable camber
U
سطوح هادی گاز به داخل توربین
variable capacitor
U
خازن گردان
variable budget
U
بودجه متغیر
variable address
U
نشانی متغییر
stochastic variable
U
متغیر تصادفی
string variable
U
متغیر رشته
subscript variable
U
متغیر زیرنویس دار
subscripted variable
U
عنصری در آرایه که با یک همراه معرفی میشود
suppressor variable
U
متغیر بازدارنده
switching variable
U
متغیر راه گزینی
treatment variable
U
متغیر تدبیری
variable capacitor
U
خازن متغیر
two state variable
U
متغییر دو حالتی
unrelated variable
U
متغیر غیر وابسته
variable error
U
خطای متغیر
variable factors
U
عوامل متغیر
dependent variable
U
متغیر وابسته
[ریاضی]
variable spark
U
جرقه تنظیم پذیر
variable stars
U
ستارگان متغیر
variable stator
U
توربین گازی با چند ردیف تیغه استاتور
variable stroke
U
پمپ مایعی با پیستونهایی بصورت محوری یا خطی که بصورت محوری یا خطی نوسان میکند
variable symbol
U
نماد متغییر
variable terrain
U
زمین متغیر
variable terrain
U
زمین دوعارضه
variable time
U
زمان متغیر
variable time
U
ماسوره زمان متغیر ماسوره زم
variable slide
U
طول عقب نشینی متغیر
variable recoil
U
سیستم عقب نشینی متغیر دستگاه عقب نشینی متغیر
variable factors
U
عوامل قابل تغییر تولید
variable sweep
U
ایرفویلی که چنان لوله شده که میتوان زاویه سویپ ان راتغییر داد
variable incidence
U
جسمی که بصورت لولایی نصب شده بطوریکه زاویه برخورد ان تغییر میکند
variable inductance
U
القاگری متغیر
variable inlet
U
ورودی متغیر موتور مکنده هوا
variable input
U
نهاده متغیر
variable input
U
داده متغیر
variable length
U
با درازای متغییر
variable load
U
بار متغیر
variable parameter
U
پارامتر متغییر
variable pitch
U
جسمی که بصورت لولایی به ملخ نصب شده که در ان زاویه برخورد گام نامیده میشود
variable point
U
با ممیز متغییر
variable ratio
U
گیربکسهایی که در ان به منظور ثابت نگاه داشتن سرعت برونگذاشت نسبت تبدیل صرف نظر از سرعت درون گذاشت تغییر میکند
independent variable
U
متغیر مستقل
[ریاضی]
address variable
U
متغیر نشانی
endogenous variable
U
متغیر داخلی
endogenous variable
U
متغیر درون زا
economic variable
U
متغیر اقتصادی
dynamical variable
U
متغیر دینامیکی
dummy variable
U
متغیر ساختگی
dummy variable
U
متغیر تصنعی
distal variable
U
متغیر دوربرد
discrete variable
U
متغیر ناپیوسته
exogenous variable
U
متغیر برون زا
exogenous variable
U
متغیرخارجی
independent variable
U
متغیر مستقل
global variable
U
متغیر سراسری
external variable
U
متغیر خارجی
explanatory variable
U
متغیر مستقل
explanatory variable
U
متغیر توضیحی
experimental variable
U
متغیر ازمایشی
dependent variable
U
متغیر وابسته
binary variable
U
متغیر دودوئی
binary variable
U
متغیر دودویی
basic variable
U
متغیر اساسی
basic variable
U
متغیر اصلی
autonomous variable
U
متغیر مستقل
associative variable
U
متغیر انجمنی
variable resistance
U
مقاومت متغیر
variable condenser
U
خازن متغیر
boolean variable
U
متغیر بولی
causal variable
U
متغیر سببی
dependent variable
U
متغیر تابع
dependant variable
U
متغیر وابسته
decision variable
U
متغیر تصمیم گیری
controlled variable
U
متغیر کنترل شده
control variable
U
متغیر کنترل شده
continuous variable
U
متغیر پیوسته
variable transformer
U
مبدل تنظیم پذیر
induced variable
U
متغیر القائی
random variable
U
متغیر تصادفی
polar variable
U
متغیر قطبی
nonrandom variable
U
متغیر غیر تصادفی
nonbasic variable
U
متغیر غیر اساسی
it is of variable length
U
درازای ان متغیر
it is of variable length
U
طول ان تغییر میکند
moderator variable
U
متغیر تعدیل کننده
marker variable
U
متغیر ممیز
key variable
U
متغیر کلید
local variable
U
متغیر محلی
reduced variable
U
متغیر کاهیده
logic variable
U
متغیر منطقی
instrumental variable
U
متغیر ابزاری
instrumental variable
U
متغیر وسیله
slack variable
U
متغیر بی اثر
residual variable
U
متغیر باقیمانده
integer variable
U
متغیر صحیح
slack variable
U
متغیر کمکی
intervening variable
U
متغیر فرضی رابط
loop control variable
U
متغییر کنترل کننده حلقه
variable time fuse
U
ماسوره زمانی متغیر VTF:abb
variable word length
U
طول کلمه متغیر
variable length record
U
مدرک با طول متغیر
single variable function
U
تابع یک متغیره
variable reluctance pickup
U
پیکاپ مغناطیسی
variable speed generator
U
مولد با دور متغیر
variable length record
U
رکورد با طول متغیر
total variable cost
U
هزینه متغیر کل
average variable cost
U
هزینه متوسط متغیر
average variable cost
U
هزینه متوسط
average variable cost
U
متغیر
variable area nozzle
U
نازل پیش برندهای که مساحت سطح مقطع ان برای سازگار شدن با تغییر سرعت و کارکرد سیستم پس سوز یاتغییر فشار اتمسفر یا محیط تغییر میکند
variable area wing
U
بالهایی باطول متغیر درهواپیماهای دوباله که هنگام جمع شدن بال پایینی در بال بالایی تغییر ملموس و چشم گیری ایجاد میکند
variable cycle engine
U
موتور جتی که در ان مسیرسیال محرک تغییر میکند
variable delivery pump
U
پمپ سیالی که برونده ان میتواند مستقل از سرعت چرخش تغییر کند
variable discharge turbine
U
توربین گازی که جرم جریان ان توسط شیرها یا دریچه هایی کنترل میشود و قدرت توربین را با ارتفاع ومتغیرهای دیگر سازگارمیکند
variable displacement pump
U
پمپ سیالی که برونده ان درطیف وسیعی با ثابت ماندن سرعت چرخش تغییر میکند
variable length records
U
رکوردهای با طول متغیر
variable interval schedule
U
برنامه فاصلهای متغیر
variable instruction length
U
دستورالعمل با طول متغیر
variable geometry aircraft
U
هواپیمایی که شکل کلی ان تغییر کند
variable geometry engine
U
موتور مکنده هوای مافوق صوت که بمنظور افزایش راندمان نه تنها شکل ومساحت دهانه ورودی ونازل خروجی بلکه مسیرجریان داخل موتور نیز تغییرکند
variable cost function
U
تابع هزینه متغیر
law of variable proportion
U
قانون نسبت متغیر
variable speed motor
U
مولد با دور متغیر
variable speed transmission
U
گیربکس پلهای
variable camber flap
U
فلپی که نیمرخ ان هنگام بیرون امدن تغییر میکند
variable speed drive
U
محرکه پلهای
variable speed d.c. motor
U
موتور جریان دائم با سرعت متغیر
variable speed control
U
کنترل سرعت متغیر
variable cost curve
U
منحنی هزینه متغیر
variable ratio schedule
U
برنامه نسبتی متغیر
theory of functions of a complex variable
U
آنالیز مختلط
[ریاضی]
theory of functions of a complex variable
U
نظریه توابع
[ریاضی]
piv variable speed transmission
U
جعبه دنده با سرعت متغیر گیربکس "پی ای وی "
variable word length computer
U
کامپیوتر با طول متغیر کلمه
variable length character encoding
U
رمزگذاری کاراکتر با طول متغیر
variable speed gear drive
U
گیربکس قابل تنظیم
variable mutual conductance valve(or tub
U
لامپ با شیب تنظیم پذیر
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com