Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 207 (10 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
variable cost
U
هزینه متغیر
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Search result with all words
average variable cost
U
هزینه متوسط متغیر
average variable cost
U
هزینه متوسط
average variable cost
U
متغیر
total variable cost
U
هزینه متغیر کل
variable cost curve
U
منحنی هزینه متغیر
variable cost function
U
تابع هزینه متغیر
Other Matches
variable
U
شمارهای که با هر تابع یا ساختار در برنامه قابل دستیابی است
variable
U
رکورد با هر طولی
variable
U
داده قابل تغییر , که نسبت به نوشتن محافظت نمیشود
variable
U
ثبات یا محل ذخیره سازی که میتواند هر عدد یا حروف داشته باشد و در حین اجرای برنامه تغییر کند
variable
U
آنچه قابل تغییر است
variable name
U
نام متغیر
variable
U
شمارهای که فقط با توابف خاصی در بخش خاصی از برنامه قابل دستیابی است
variable
U
کامپیوتری که در آن تعداد بیتهای یک کلمه متغیرند, و طبق نوع داده فرق می کنند
variable
U
بی قرار
variable
U
متغیر
variable
U
تغییر پذیر
variable
U
بی ثبات
variable
U
تغییرپذیر
variable
U
تغییرکننده
variable
U
ناپایدار
unrelated variable
U
متغیر غیر وابسته
subscripted variable
U
عنصری در آرایه که با یک همراه معرفی میشود
treatment variable
U
متغیر تدبیری
two state variable
U
متغییر دو حالتی
switching variable
U
متغیر راه گزینی
suppressor variable
U
متغیر بازدارنده
subscript variable
U
متغیر زیرنویس دار
string variable
U
متغیر رشته
stochastic variable
U
متغیر تصادفی
slack variable
U
متغیر کمکی
slack variable
U
متغیر بی اثر
residual variable
U
متغیر باقیمانده
variable address
U
نشانی متغییر
variable budget
U
بودجه متغیر
variable camber
U
سطوح هادی گاز به داخل توربین
variable ratio
U
گیربکسهایی که در ان به منظور ثابت نگاه داشتن سرعت برونگذاشت نسبت تبدیل صرف نظر از سرعت درون گذاشت تغییر میکند
variable pitch
U
جسمی که بصورت لولایی به ملخ نصب شده که در ان زاویه برخورد گام نامیده میشود
variable parameter
U
پارامتر متغییر
variable length
U
با درازای متغییر
variable input
U
داده متغیر
variable input
U
نهاده متغیر
variable inlet
U
ورودی متغیر موتور مکنده هوا
variable inductance
U
القاگری متغیر
variable incidence
U
جسمی که بصورت لولایی نصب شده بطوریکه زاویه برخورد ان تغییر میکند
variable format
U
با قالب متغییر
variable factors
U
عوامل قابل تغییر تولید
variable factors
U
عوامل متغیر
variable error
U
خطای متغیر
variable point
U
با ممیز متغییر
variable capacitor
U
خازن متغیر
variable capacitor
U
خازن گردان
variable recoil
U
سیستم عقب نشینی متغیر دستگاه عقب نشینی متغیر
integer variable
U
متغیر صحیح
logic variable
U
متغیر منطقی
global variable
U
متغیر سراسری
marker variable
U
متغیر ممیز
moderator variable
U
متغیر تعدیل کننده
nonbasic variable
U
متغیر غیر اساسی
external variable
U
متغیر خارجی
nonrandom variable
U
متغیر غیر تصادفی
local variable
U
متغیر محلی
independent variable
U
متغیر مستقل
it is of variable length
U
درازای ان متغیر
instrumental variable
U
متغیر وسیله
instrumental variable
U
متغیر ابزاری
it is of variable length
U
طول ان تغییر میکند
key variable
U
متغیر کلید
induced variable
U
متغیر القائی
explanatory variable
U
متغیر مستقل
explanatory variable
U
متغیر توضیحی
dependent variable
U
متغیر وابسته
dependent variable
U
متغیر تابع
dependant variable
U
متغیر وابسته
polar variable
U
متغیر قطبی
decision variable
U
متغیر تصمیم گیری
random variable
U
متغیر تصادفی
discrete variable
U
متغیر ناپیوسته
distal variable
U
متغیر دوربرد
dummy variable
U
متغیر تصنعی
experimental variable
U
متغیر ازمایشی
exogenous variable
U
متغیرخارجی
exogenous variable
U
متغیر برون زا
endogenous variable
U
متغیر داخلی
endogenous variable
U
متغیر درون زا
economic variable
U
متغیر اقتصادی
dynamical variable
U
متغیر دینامیکی
dummy variable
U
متغیر ساختگی
reduced variable
U
متغیر کاهیده
variable slide
U
طول عقب نشینی متغیر
binary variable
U
متغیر دودویی
binary variable
U
متغیر دودوئی
basic variable
U
متغیر اساسی
boolean variable
U
متغیر بولی
variable of integration
U
متغیر انتگرال
[ریاضی]
variable time
U
ماسوره زمان متغیر ماسوره زم
variable time
U
زمان متغیر
variable terrain
U
زمین دوعارضه
causal variable
U
متغیر سببی
variable terrain
U
زمین متغیر
variable symbol
U
نماد متغییر
basic variable
U
متغیر اصلی
intervening variable
U
متغیر فرضی رابط
autonomous variable
U
متغیر مستقل
associative variable
U
متغیر انجمنی
variable resistance
U
مقاومت متغیر
variable load
U
بار متغیر
variable condenser
U
خازن متغیر
address variable
U
متغیر نشانی
dependent variable
U
متغیر وابسته
[ریاضی]
independent variable
U
متغیر مستقل
[ریاضی]
variable sweep
U
ایرفویلی که چنان لوله شده که میتوان زاویه سویپ ان راتغییر داد
variable stator
U
توربین گازی با چند ردیف تیغه استاتور
controlled variable
U
متغیر کنترل شده
variable spark
U
جرقه تنظیم پذیر
continuous variable
U
متغیر پیوسته
control variable
U
متغیر کنترل شده
variable transformer
U
مبدل تنظیم پذیر
variable stars
U
ستارگان متغیر
variable stroke
U
پمپ مایعی با پیستونهایی بصورت محوری یا خطی که بصورت محوری یا خطی نوسان میکند
variable speed d.c. motor
U
موتور جریان دائم با سرعت متغیر
single variable function
U
تابع یک متغیره
variable reluctance pickup
U
پیکاپ مغناطیسی
variable speed transmission
U
گیربکس پلهای
loop control variable
U
متغییر کنترل کننده حلقه
variable instruction length
U
دستورالعمل با طول متغیر
variable speed generator
U
مولد با دور متغیر
variable length records
U
رکوردهای با طول متغیر
law of variable proportion
U
قانون نسبت متغیر
variable length record
U
رکورد با طول متغیر
variable speed motor
U
مولد با دور متغیر
variable speed drive
U
محرکه پلهای
variable length record
U
مدرک با طول متغیر
variable speed control
U
کنترل سرعت متغیر
variable delivery pump
U
پمپ سیالی که برونده ان میتواند مستقل از سرعت چرخش تغییر کند
variable cycle engine
U
موتور جتی که در ان مسیرسیال محرک تغییر میکند
variable displacement pump
U
پمپ سیالی که برونده ان درطیف وسیعی با ثابت ماندن سرعت چرخش تغییر میکند
variable interval schedule
U
برنامه فاصلهای متغیر
variable discharge turbine
U
توربین گازی که جرم جریان ان توسط شیرها یا دریچه هایی کنترل میشود و قدرت توربین را با ارتفاع ومتغیرهای دیگر سازگارمیکند
variable geometry aircraft
U
هواپیمایی که شکل کلی ان تغییر کند
variable camber flap
U
فلپی که نیمرخ ان هنگام بیرون امدن تغییر میکند
variable geometry engine
U
موتور مکنده هوای مافوق صوت که بمنظور افزایش راندمان نه تنها شکل ومساحت دهانه ورودی ونازل خروجی بلکه مسیرجریان داخل موتور نیز تغییرکند
variable time fuse
U
ماسوره زمانی متغیر VTF:abb
variable area wing
U
بالهایی باطول متغیر درهواپیماهای دوباله که هنگام جمع شدن بال پایینی در بال بالایی تغییر ملموس و چشم گیری ایجاد میکند
variable area nozzle
U
نازل پیش برندهای که مساحت سطح مقطع ان برای سازگار شدن با تغییر سرعت و کارکرد سیستم پس سوز یاتغییر فشار اتمسفر یا محیط تغییر میکند
variable word length
U
طول کلمه متغیر
variable ratio schedule
U
برنامه نسبتی متغیر
piv variable speed transmission
U
جعبه دنده با سرعت متغیر گیربکس "پی ای وی "
theory of functions of a complex variable
U
نظریه توابع
[ریاضی]
variable speed gear drive
U
گیربکس قابل تنظیم
variable length character encoding
U
رمزگذاری کاراکتر با طول متغیر
variable word length computer
U
کامپیوتر با طول متغیر کلمه
theory of functions of a complex variable
U
آنالیز مختلط
[ریاضی]
variable mutual conductance valve(or tub
U
لامپ با شیب تنظیم پذیر
cost
U
ارزیدن هزینه
cost
U
قیمت داشتن ارزش داشتن
cost
U
بها
least cost
U
حداقل هزینه
cost
U
ارزش
cost
U
هزینه
cost
U
خرج
at any cost
U
بهر قیمت
cost
U
قیمت
cost
U
قیمت گذاری کردن
cost
U
ارزیدن تمام شدن
first cost
U
هزینه اولیه
cost
U
هزینه بهاگذاری کردن
overall cost
U
هزینه کل
cost plus
U
اضافه بر بهای تمام شده
cost plus
U
بعلاوه سود معینی
cost plus
U
براساس قیمت تجارتی
cost plus
U
هزینه باضافه حق الزحمه
to one's cost
U
به ضرر یا زیان خود شخص
to ones cost
U
به ضرر یا زیان خود شخص
cost in use
U
هزینه تملک و بهره برداری از ساختمان یا کارخانه
manufacture cost
U
ارزش ساخت
manufacturing cost
U
هزینه ساخت
specific cost
U
هزینه ویژه
social cost
U
هزینه اجتماعی
manufacturing cost
U
هزینه تولید
margin cost
U
هزینه جنبی
margin cost
U
مقدار هزینهای ک__ه در نتیجه اف_زایش محصول یک واحد تولیدی به کل هزینه افزوده میشود
marginal cost
U
هزینه نهائی
user cost
U
هزینه استفاده
marketing cost
U
هزینه بازاریابی
value cost contract
U
پیمان بستن با قیمتهای پایه
operating cost
U
هزینه عملیاتی
maintenance cost
U
ارزش نگهداری
maintenance cost
U
هزینه نگهداری
At the price of. At the cost of .
U
به قیمت
labor cost
U
هزینه کار
unit cost
U
هزینه واحد
total cost
U
هزینه کل
unit cost
U
هزینه هر واحداز کالا
least cost combination
U
ترکیب حداقل هزینه
user cost
U
هزینه استعمال
cost-effective
U
سودآور
cost-effective
U
مقرون به صرفه
least cost design
U
بهترین روش استفاده از حافظه به کمک فضا یا قط عات
living cost
U
هزینه زندگی
sunk cost
U
هزینه حاشیهای
cost-effective
U
کارآمد هزینه
cost-effective
U
هزینه کاه
sunk cost
U
هزینههای اضافی
nominal cost
U
هزینه اسمی
public cost
U
هزینه عمومی
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com