Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 204 (11 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
utility function
U
تابع مفید
utility function
U
تابع کاربردی
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Search result with all words
marginal utility function
U
تابع مطلوبیت نهائی
total utility function
U
تابع مطلوبیت کل
Other Matches
utility
U
مفید بودن
utility
U
چیزسودمند
utility
U
فایده
utility
U
برنامه مفید که همراه با توابعی از قبیل جستجوی فایل , کپی کردن , دایرکتوری فایل , مرتب کردن و رفع اشکال و توابع ریاضی مختلف میباشد
utility
U
برنامه سودمند
utility
U
وسایل رفاهی
from utility
U
from
utility
U
منفعت
utility
U
نفع
utility
U
سودمندی
utility
U
مفیدیت
utility
U
کاربردپذیری
utility
U
صنایع همگانی
utility
U
سود فایده
utility
U
باری
utility
U
بارکش
utility
U
تاسیسات ووسایل رفاهی کارهای عمومی یا خدماتی
utility
U
عمومی همه مصرفه
utility
U
ذخیره همه فن حریف
utility
U
مطلوبیت
public utility
U
کار عام المنفعه
subjective utility
U
سودمندی ذهنی
backup utility
U
برنامه کمکی پشتیبان
of popular utility
U
عام المنفعه
form utility
U
کیفیتی که دراثر جمع اوری و بسته بندی مواد اولیه
form utility
U
در این مواد ازنظر پذیرش بازار و مصرف کننده ایجاد میشود
form utility
U
مطلوبیت شکلی
table utility
U
برنامه کمکی جدولی
the utility of medicines
U
سودمندی داروها
time utility
U
استفاده از زمان
time utility
U
بهره گیری از شرایط زمانی
of popular utility
U
سودمندبرای همه
Briefcase utility
U
در ویندوز امکان مخصوصی برای به روز نگه داشتن فایلهای کامپیوتر قابل حمل یا PC
cardinal utility
U
مطلوبیت عددی
diminishing utility
U
قانون تقلیل تمایل به مصرف
diminishing utility
U
اصل فایده نزولی
diminishing utility
U
اصل تقلیل تمایل به مصرف دراینده در اثر مصرف مقدارزیادی از یک کالا در زمان حال
outline utility
U
برنامه یا ویژگی کمکی اختصاری
dis utility
U
عدم مطلوبیت
computer utility
U
خدمات کامپیوتری
computer utility
U
سودمندی کامپیوتر
pf public utility
U
سودمند برای همه
pf public utility
U
عام المنفعه
coefficient of utility
U
ضریب مصرف
downloading utility
U
برنامه کمکی استقرار
place utility
U
مطلوبیت مکانی
place utility
U
استفاده فیزیکی یا وضعی حالتی که موسسه تولیدی جهت بالا بردن سود خودحمل و نقل محصولش را نیزبر عهده بگیرد
ordinal utility
U
مطلوبیت ترتیبی
total utility
U
مطلوبیت کل
marginal utility
U
فایده نهائی
of public utility
U
عام المنفعه
marginal utility
U
مطلوبیت نهائی
utility program
U
برنامه سودمند
utility program
U
برنامه مفید
information utility
U
utility computer
utility vehicle
U
وسیله نقلیه عام المنفعه
utility program
U
برنامه کاربردی
utility vehicle
U
وسیله نقلیه عمومی
utility maximization
U
به حداکثر رسانیدن مطلوبیت
utility frontier
U
مرز مطلوبیت
public utility
U
عام المنفعه
margin utility
U
مطلوبیت نهایی
utility routine
U
روال سودمند
margin utility
U
حد مطلوبیت کالا
utility programs
U
برنامههای سودمند
utility car
U
وسیله نقلیه عمومی
undelete utility
U
برنامه کمکی احیاء
diminishing marginal utility
U
نزولی بودن مطلوبیت نهائی
diminishing marginal utility
U
فایده نهایی نزولی
diminishing marginal utility
U
نزولی بودن مطلوبیت نهایی
utility possibility curve
U
منحنی امکانات مطلوبیت
personal service utility
U
عرضه سرانه کار
utility possibility frontier
U
مرز امکانات مطلوبیت
document comparison utility
U
برنامه کمکی مقایسه مدارک
marginal utility school
U
قرار داد
marginal utility of income
U
مطلوبیت نهائی درامد
marginal utility of capital
U
مطلوبیت نهائی سرمایه فایده نهائی سرمایه
marginal utility curve
U
منحنی مطلوبیت نهائی
personal service utility
U
کسی که مستقیما" کار خود را دراختیار کارفرما می گذارد
file transfer utility
U
برنامه کمکی انتقال فایل
file conversion utility
U
برنامه کمکی تبدیل فایل
file compression utility
U
برنامه کمکی فشرده کردن فایل
marginal utility of money
U
مطلوبیت نهائی پول
screen saver utility
U
برنامه کمکی محافظ صفحه نمایش
law of diminishing marginal utility
U
قانون نزولی بودن مطلوبیت نهائی
von neuman morgensterm utility index
U
شاخص مطلوبیت ون نیومن مورگن استرن منظورشاخص عددی برای مطلوبیت مورد انتظار استکه دروضعیت ریسک و نامطمئنی ازاین شاخص استفاده میشود .ازنظر ریاضی این شاخص درحقیقت امید ریاضی مژلوبیت کل است
function
U
کارکرد
neither nor function
U
تابع منط قی که خروجی آن نادرست است اگر ورودی درست باشد
NOR function =
U
مدار الکترونیکی یا قطعهای که تابع NOR را انجام میدهد
function
تابع
[ریاضی]
OR function
U
پیاده سازی الکترونیکی تابع OR
NOR function =
U
تابع منط قی که خروجی آن وقتی نادرست است که ورودی درست باشند
NOT function
U
مدار الکترونیکی یا قطعه که تابع NOT را انجام میدهد
NOT function
U
معادل تابع NAND
to function as something
U
به کار رفتن به عنوان چیزی
NOT function
U
تابع معکوس منط قی که وقتی ورودی نادرست باشد خروجی درست خواهد بود
even function
U
تابع زوج
function
U
تابع
function
U
فعالیت
function
U
وفیفه عمل کردن
function
U
کارایی
function
U
خاصیت وجودی
function
U
کار کردن
function
U
طرزکار تابع
function
U
کد دسوردهی به کامپیوتر که در آن تابع یا شاخهای از برنامه دنبال میشود
function
U
دستور برنامه که اجرا را به یک تابع از پیش تعیین شده می برد یا به یک مجموعه دسورات مرتب نامدار
function
U
مجموعه توابع که توسط یک برنامه قابل استفاده اند
function
U
سیستم برنامه نویسی که در آن توابع مختلف نام یکسان دارند ولی متفاوتند چون روی نوع دادههای مختلف اجرا می شوند
function
U
دستورالعمل
function
U
وفیفه
function
U
کار
function
U
کارویژه
function
U
پیشه
function
U
مقام
function
U
ماموریت عمل
function
U
ایفاء
function
U
عمل کردن کارکردن
function
U
وفیفه داشتن
function
U
ایین رسمی
function
U
عمل
function
U
نقش
function
U
لیستی که رابط ه بین دو مجموعه دستورات یا داده را بیان میکند
function
U
چاپ کدهایی که یک عمل را کنترل می کنند و نه صرفا نمایش یک حرف
function
U
فرمول ریاضی که یک نتیجه در آن بستگی به اعداد دیگری دارد
zero of a function
U
ریشه تابع
[ریاضی]
zero of a function
U
صفر یک تابع
[ریاضی]
OR function
U
تابع منط قی که وقتی خروجی درست میدهد که یک ورودی درست باشد
function
U
انجام عمل به درستی
function
U
مشخصه مخصوصی در کامپیوتر یا پردازنده لغت
function
U
مجموعهای از دستورات برنامه کامپیوتری در برنامه اصلی که کار خاصی را انجام می دهند
switching function
U
تابع راه گزین
state function
U
تابع حالت
propositional function
U
امر حسی
tact function
U
کارکرد نامیدن
standard function
U
تابع استاندارد
sine function
U
تابع سینوسی
step function
U
تابع پلهای
step function
U
تابع پلکانی
tax function
U
تابع مالیات
stress function
U
تابع تنش
threshold function
U
تابع استانهای
transformation function
U
تابع تبدیل
temperature function
U
تابع دما
sheffer function
U
تابع شفر
sediment function
U
تابع بده مواد جامع
supply function
U
تابع عرضه
proper function
U
مشخصه تابع
propositional function
U
وفیفه حسی
hamiltonian function
U
تابع هامیلتون
quadratic function
U
تابع درجه دوم
real function
U
تابع حقیقی
recursive function
U
تابع بازگشتی
total function
U
تابع کامل
saving function
U
تابع پس انداز
saving function
U
صورت مقدار پس انداز درامدشخص
secondary function
U
کارکرد ثانوی
transfer function
U
تابع انتقال
revenue function
U
تابع درامد
frequency function
U
تابع تکرار
[ریاضی]
inverse function
U
تابع معکوس
[ریاضی]
inverse function
U
تابع وارون
[ریاضی]
continuity of a function
U
پیوستگی تابعی
[ریاضی]
argument
[of a function]
U
متغیر مستقل تابعی
[ریاضی]
root of a function
U
صفر یک تابع
[ریاضی]
root of a function
U
ریشه تابع
[ریاضی]
smooth function
U
تابع همواری
[ریاضی]
injective function
U
تزریق
generalized function
U
تابع تعمیم یافته
[ریاضی]
generalized function
U
توزیع
[ریاضی]
arithmetical function
U
تابع حسابی
[ریاضی]
arithmetic function
U
تابع حسابی
[ریاضی]
holomorphic function
U
تابع هولومورفیک
[ریاضی]
argument
[of a function]
U
متغیر مستقل
[ریاضی]
differentiable function
U
تابع مشتق پذیر
[ریاضی]
function selectors
U
عاملانتخابکننده
function selector
U
انتخابگرکارآمد
function keys
U
کلیدهایانجام وفایف
function keys
U
کلیدهاتابع
function display
U
نمایشگرتابع
function button
U
دکمهردیاب
work function
U
تابع کار
work function
U
انرژی ازاد در ترمودینامیک
work function
U
انرژی خروج
well defined function
U
تابع خوش تعریف
well behaved function
U
تابع خوشرفتار
weight function
U
تابع وزنی
wave function
U
تابع موجی
trigonometric function
U
تابع مثلثاتی
linear function
U
نگاشت خطی
[ریاضی]
continuous function
U
تابع پیوسته
[ریاضی]
transcendental function
U
تابع غیرجبری
[ریاضی]
absolute value function
U
تابع قدر مطلق
[ریاضی]
sine function
U
تابع سینوس
[ریاضی]
cosine function
U
تابع کسینوس
[ریاضی]
trigonometric function
U
تابع های مثلثاتی
[ریاضی]
domain of a function
U
دامنه یک تابع
[ریاضی]
trial function
U
تابع ازمایشی
proper function
U
ویژه تابع
inner work function
U
انرژی خروج درونی
function key
U
یچی که برای کار خاص یا ترتیبی از دستورالعمل ها انتساب داده شده بود
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com