English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 144 (8 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
universal complex U عقده همگانی
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
universal U اونیورسال
universal U جامع
universal U 1UART- 2USRT- 3USART-
universal U سیستم کدگزاری میلهای چاپی استاندارد برای مشخص کردن محصولات در یک مغازه
universal U قطعهای که رشته بیت سری اسنکرون را به حالت موازی یا حالت موازی را به رشته سری تبدیل میکند
universal U مدار مجتمع مجزا که تمام عملیات سری به موازی و واسط را انجام میدهد که بین کامپیوتر و خط وط ارسال لازم است
universal U قطعهای که توسط CPU دستور می گیرد تا با رشتههای بیت سنکرون و آسنکرون یا خط وط ارسال لازم است
universal U مجموعه کامل عناصر که یک مجموعه قوانین تشکیل میدهد
universal U نوشتن برنامه که مخصوص یک ماشین نیست و روی چندین ماشین قابل اجرا است
universal U کانال ارتباطی که امکان انتقال سریع بلاکهای داده به رسانه جانبی فراهم میکند
universal U آنچه از همه جا اعمال میشود یا در هر جایی استفاده میشود یا برای چندین کار استفاده میشود
universal U transmitter asynchronousreciver فرستنده /گیرنده ناهمزمان جامع
universal U یونیورسال
universal U میخ سبک کوهنوردی
universal U قضیه کلی یا عمومی قاعده کلی
universal U کلی
universal U عمومی
universal U عالمگیر
universal U همگانی
universal U فراگیر
universal U همه سمت گرد
universal U جامع جهانی
universal U همه منظوره
universal U جهانی دنیایی
universal U با چرخش ازاد
universal roll U نورد یونیورسال
universal receiver U گیرندهای که با دی سی و هم ا سی کار میکند و دارای وسایل محافظ متعددی است
universal receiver U رادیو برق و باتری
universal provider U سوداگری که در همه چیزیادرکالاهای گوناگون معامله میکند
universal motor U موتوراونیورسال
universal motor U موتور یونیورسال
universal roll U برای شکل دادن تیرهای بال پهن معمولابا چهار استوانه دوار نوردمیکنند که به همین نام معروف است
universal set U مجموعه فراگیر
universal set U مجموعه جهانی
universal symbol U نماد همگانی
universal time U ساعت جهانی
universal time U وقت جهانی وقت بین المللی
universal time U زمان که به گردش زمین بستگی داشته باشد و لذا بطورمطلق یکسان نمیباشد
universal time U زمان عام
universal trait U صفت همگانی
universal motor U موتور الکتریکی که با دی سی و هم ا سی کار میکند
universal motor U موتور اونیورسال
universal language U زبان فراگیر
universal joints U قامه
universal joint U قفل کاردان
universal joint U دو میله متصل بهم وفا دربچرخش
universal identifier U معرف جامع
universal grid U مختصات نقشهای جهانی شبکه بندی نقشهای جهانی
universal legacy U وصیتی که دران موصی جهت تسلیم موردوصیت به ورثه شرطی قائل نشده باشد
universal joint U مفصل چرخنده
universal applause U عموم
universal applause U تحسین
universal agent U وکیل مطلق الوکاله
universal agent U وکیل تام الاختیار
suffrage universal U حق رای عمومی
universal joints U اتصالی گردان چهارشاخه گاردان اتصالی ازاد یا هرزگرد
universal legacy U وصیت مطلق
universal transverse mercator U سیستم تصویر جهانی مرکاتور
universal transverse mercator U سیستم مختصات نقشهای قائم الزاویه
universal passenger steps U پلههایعمومیمسافرین
universal character set U مجموعه کاراکترهای جهانی
universal gas constant U ثابت گازها
universal output transformer U مبدل صوتی عمومی
universal product code U کد جامع محصول
law of universal gravitation U قانون گرانش عمومی
universal joint coupling U اتصال قفل کاردان
law of universal gravitation U قانون جاذبه عمومی
universal drafting machine U خط کش ناوبری
complex U مرکب
complex U پیچیده
complex U مجتمع
complex U گروهه مجموعه
complex U اچار
complex U هم تافت
complex U :پیچیده
complex U مرکب از چند جزء بغرنج
complex U مختلط
complex U عقده روانی
complex U کمپلکس
complex U همتافت
complex U طراحی CPU که در آن مجموعه دستورات حاوی چنیدن دستور طولانی و پیچیده است که برنامه نویسی را ساده تر میکند ولی سرعت را کم میکند
complex U بسیار پیچیده یا مشکل برای فهمیدن
complex U عقده
universal declaration of human rights U اعلامیه جهانی حقوق بشر
complex plane U صفحه مختلط [ریاضی]
superiority complex U خودبین
superiority complex U از خود راضی
Complex analysis U نظریه توابع [ریاضی]
complex conjugate U عدد مزدوج مختلط [ریاضی]
Complex analysis U آنالیز مختلط [ریاضی]
superiority complex U خود سر
complex dune U ریگروانانباشته
hydroelectric complex U اجزایتبدیلآببهالکتریسیته
superiority complex U عقده ای
guilt complex U عذابوجدان
complex number U عدد مختلط [ریاضی]
superiority complex U خود رای
inferiority complex U خود کم بینی
complex number U عدد مختلط
complex number U اعداد مختلط
complex power U توان مختلط
complex power U توان موهومی
complex system U سیستم پیچیده
complex number U عدد مرکب
complex multiplet U چندتایی پیچیده
complex impedance U ناگذرایی مختلط
inferiority complex U عقده حقارت
activated complex U کمپلکس فعال شده
base complex U مجتمع پایگاه هوایی یا دریایی یا زمینی و غیره
complex admittance U گذرایی مختلط
complex circuit U مدار مختلط
complex fraction U مخرج مشترک
complex fraction U برخه مشترک
complex system U سازگان پیچیده
compound complex U دارای دو قضیه اصلی ویک قضیه فرعی
coordinated complex U کمپلکس کوئوردینانسی
mother complex U عقده مادری
oedipus complex U احساسات محبت امیزبچه نسبت به والدین جنس مخالف خود
oedipus complex U عقده ادیپ
orestes complex U عقده اورستس
planar complex U کمپلکس مسطح
port complex U مجتمع بندری
port complex U لنگرگاه
sigma complex U کمپلکس سیگما
complex indicator U نشانگر عقده
medea complex U عقده فرزند کشی
medea complex U عقده میدیا
diana complex U عقده دیانا
edipus complex U عقده ادیپ
electra complex U حب دختر نسبت به پدر و بغض از مادر
electra complex U عقده الکترا
inert complex U کمپلکس بی اثر
intermediate complex U کمپلکس واسطه
jocasta complex U عقده یوکاستا
labile complex U کمپلکس تغییرپذیر
complex absolute value function U تابع مختلط قدر مطلق [ریاضی]
complex analytic function U تابع تحلیلی [مختلط] [ریاضی]
spin paired complex U کمپلکس اسپین زوج شده
aircraft arresting complex U وسایل مهار هواپیما
complex instruction set computer U کامپیوتر مجموعه دستورالعملهای پیچیده
theory of functions of a complex variable U آنالیز مختلط [ریاضی]
The human brain is a complex organ . U مغز انسان عضو پیچیده یی است
theory of functions of a complex variable U نظریه توابع [ریاضی]
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com