English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 143 (7 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
unconditional jump U جهش غیر شرطی
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
unconditional U آنچه به هیچ شرطی بستگی ندارد
unconditional U غیر شرطی بی شرط
unconditional U بی قید و شرط
unconditional U غیر مشروط
unconditional U بلا شرط
unconditional U بدون قیدوشرط
unconditional U مطلق
unconditional U قطعی
unconditional U دستوری که کنترل را از یک بخش برنامه به دیگری منتقل میکند , بدون بستگی داشتن به وقوع شرایط ی .
Unconditional surrender. U تسلیم بلاشرط
unconditional branch U انشعاب غیر شرطی
unconditional transfer U انتقال غیر شرطی
unconditional contract U عقد منجز
The victors demanded unconditional surrender . U فاتحین تقاضای تسلیم بدون قید وشرط کردند
to jump on somebody U به کسی پریدن [زود ایراد گرفتن از کاری که کرده شده یا چیزی که گفته شده]
jump off U اغاز حمله
jump off U شروع حمله
jump off U شروع بحمله
jump off U اغاز
jump off U پرش
jump on someone <idiom> U
jump all over someone <idiom> U
jump at <idiom> U
to jump up at somebody U به کسی پریدن [مانند سگ دوستانه یا خوشحال]
jump U جهش افزایش ناگهانی
jump U پرش
jump U پراندن جهاندن
jump U پرش به هوا با هر دوپا
jump U وفق دادن
jump U جوردرامدن
jump U خیز زدن
jump U پریدن
jump U تغییرمسیر دادن و منحرف شدن
jump U جستن
jump U ترقی
jump U جهیدن
jump U جهش
jump U جهت
jump U حمله شمشیرباز با پرش به هوا
jump U پریدن با چتر پرش اسب از مانع
jump U خیز زاویه پرش لوله توپ
waltz jump U پرش والس
velocity jump U جهش لوله توپ یا جهش گلوله در اثر سرعت اولیه پرتاب گلوله
jump turn U تغییر جهت و پیچ در پرش
loop jump U پرش و چرخش کامل و فرودروی همان لبه اسکیت
scissors jump U پرش قیچی در اسکیت
split jump U پرش از لبه عقبی یک پا بانیم چرخش و پرتاب پا به بالا وبرگشت
split jump U پرش روسی
squat jump U کلاغ پر
stag jump U پرش با پاهای باز در هوا
step jump U پرش و برگشت روی همان پا
strong jump U جهش ابی شدید
subroutine jump U جهش زیرروال
two state jump U جهش دو حالتی
water jump U مانع ابی
water jump U چاله ابی در مسیر دو 0003 متربا مانع
jump down someone's throat <idiom> U
jump suit U لباس خانه و استراحت
jump on the bandwagon <idiom> [پیوستن به گرایش یا فعالیتی محبوب]
jump the gun <idiom> U
jump through a hoop <idiom> U
jump to conclusions <idiom> U
to jump at something [colloquial] U به چیزی واکنش نشان دادن
to line-jump U داخل صف زدن
jump bail <idiom> U
go jump in a lake <idiom> U رفتن وآزار نرساندن به کسی
To jump the queue. U خود را داخل صف جا زدن ( خارج از نوبت )
jump suit U روپوش
jump suits U روپوش
jump suits U لباس خانه و استراحت
jump ski U پرشاسکی
jump jet U جتیکهمیتواندعمودیپروازکند
jump leads U باتریبهباتریکردنبرایروشنکردنماشین
To jump . To be startled. U ازجا پریدن
To jump across the stream. U ازروی نهر آب پریدن
jump out of one's skin <idiom> U
To jump up . To be startled. U از جاپریدن
jump the gum U خطا در اغاز پرش
jump start U شروع از محل اغاز با پرش به هوا و بجلو
combat jump U پرش رزمی
combat jump U پرش با چتر درمنطقه دشمن
conditional jump U جهش شرطی
counter jump U پرش با نیم چرخش وبازگشت روی لبه همان اسکیت
electron jump U پرش الکترون
hydraulic jump U جهش هیدرولیکی
hydraulic jump U جهش هیدرولیک
high jump U پرش ارتفاع
hydraulic jump U پرش هیدرولیک
johnny jump up U گل بنفشه امریکایی
jump altitude U ارتفاع پرش
jump altitude U ارتفاع مناسب برای پرش چتربازان
jump joint U اتصال لب به لب
broad jump U پرش طول
jump-start U شروع از محل اغاز با پرش به هوا و بجلو
jump-started U شروع از محل اغاز با پرش به هوا و بجلو
jump-starting U شروع از محل اغاز با پرش به هوا و بجلو
jump-starts U شروع از محل اغاز با پرش به هوا و بجلو
triple jump U پرش سه گام
long jump U پرش طول
ski jump U پرش با اسکی
angle of jump U زاویه پرش لوله توپ
angle of jump U زاویه پرش
arabian jump U نیم پشتک
jump ball U جمپبال
jump ball U توپی که داور بین دوبازیگر به هوا می اندازد
jump fishing U ماهیگیری سیار برای کشف محل ماهیها
jump rider U سوارکار در پرش
jump stop U توقف ناگهانی با پرش بهواوچرخش
jump seat U صندلی تا شو
jump set U پاس پرشی
jump shooter U شوت جفت زن
jump racing U مسابقه پرش از مانع
jump spark U جرقه جهنده
jump speed U سرعت مناسب برای پرش باچتر
jump speed U سرعت پرش
jump spin U چرخش با اغاز پرش بهوا
jump pass U پاس در حال پرش
jump line U سطر پرش
jump instruction U دستور برنامه نویسی برای خاتمه دادن به یک سری دستورات و هدایت پردازنده به بخش دیگر برنامه
jump instruction U پرسش شرطی در صورتی که پرچم یا ثبات صفر باشند
jump instruction U موقعتی که پردازنده به بخش دیگر برنامه هدایت میشود در صورتی که شرط برقرار باشد
jump kick U شوت درحال پرش
jump instruction U هدایت CPU به بخش دیگر برنامه
jump instruction U دستوری که کنترل را از یک نقط ه برنامه به دیگری منتقل میکند بدون هیچ شرطی
jump instruction U موقعتی که CUPU از دستورالعمل فعلی به نقط ه دیگر برنامه برود
jump spark distributor U دلکو با جرقه جهنده
To jump down somebodys throat. U ناگهان وسط حرف کسی پریدن
conditional jump instruction U دستورالعمل پرش شرطی
jump spark ignition U احتراق با جرقه جهنده
jump into the lion's mouth <idiom> U خود را توی دهان افعی انداختن
to queue-jump [British E] U داخل صف زدن
jump height curve U منحنی ارتفاع جهش در مقابل ابگذری
standing broad jump U پرش طول بدون دورخیز
Let him go jump in the lake . He can go and drown himself . U بگذار هر غلطی می خواهد بکند ( از تهدیدش ترسی ندارم )
standing high jump U پرش ارتفاع بدون دورخیز
turnaround jump shot U پرش از پشت و چرخش بهنگام شوت
toe loop jump U پرش از لبه عقبی یک اسکیت بکمک نوک انگشت پای دیگر وچرخش کامل در هوا وبازگشت روی همان لبه عقبی
hop stop and jump U قسمتهای سه گانه پرش طول سه گام
To jump down someones throat. U به کسی توپ وتشر زدن
to jump-start someone's car U کمک برای روشن کردن [خودروی کسی را با باتری مستقلی یا ماشین دیگری]
to jump-start an engine U موتوری را با کابل باتری به باتری روشن کردن
tap loop jump U پرش از لبه عقبی یک اسکیت بکمک نوک انگشت پای دیگر وچرخش کامل در هوا وبازگشت روی همان لبه عقبی
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com