English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 106 (6 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
tunic dress U بلوزبلندودامن
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
Full dress. Formal dress. U لباس رسمی
tunic U پوشش
tunic U کت کوتاه سربازان انگلیس
tunic U بلوزیا کت کوتاه کمربند دار
tunic U پیراهن بی استین یا با استین که مردوزن میپوشیده اند
tunic U نیام
sailor tunic U تونیکملوانی
to [get] dress [ed] U جامه پوشیدن
dress down U سخت ملامت کردن
dress up <idiom> U بهترین لباس خود را پوشیدن
dress down U ملامت سخت
in the f. of her dress U لای لباسش
to dress up U لباس پوشیدن
to dress up U خودرا اراستن
to dress out or up U بالباس اراستن
to dress down U تادیب کردن
to dress down U سرزنش کردن
she is too p about her dress U زیاد درلباس دقت می گیرد
dress U اهار زدن مستقیم کردن
dress U بستن
dress U لباس پوشیدن
dress U جامه بتن کردن
dress U مزین کردن
dress U پیراستن
dress U ترتیب دادن
dress U لباس درست کردن موی سر پانسمان کردن
dress U پوشاندن
dress U درست کردن لباس
dress U لباس مخصوص فرمان بایست در مشق صف جمع
to fit a dress on somebody U جامه ای را برای کسی اندازه کردن
morning dress U جامهی رسمی صبحگاهی
window dress U بنمایش گذاشتن
window dress U پشت ویترین گذاشتن
top dress U ازرو کود دادن
rational dress U نیم شلواری که زن بجای دامن بپوشد
to panel a dress U جامه زنانه را با تیکهای ازرنگ دیگر اراستن
coat dress U روپوش
to dress [food] U آماده کردن [پختن] [غذا یا دسرت]
dress with bustle U لباسپرچین
dress with crinoline U لباسپفی
dress with panniers U لباستوری
shirtwaist dress U پیراهنکمردار
She looks pathetic in that dress . U این لباس به تنش گریه می کند
This dress is quite the thing. U این لباس چیز حسابی است
This dress suits me . U این لباس به من میاید.
wrapover dress U راست
types of dress U انواعپیراهن
trapeze dress U پیراهنازبالاکلوش
T-shirt dress U تیشرت
to dress [salad] U چاشنی زدن [آرایش دادن ] [سالاد]
wrapover dress U پیراهنیقهچپ
sheath dress U پیراهنیکسره
princess dress U پیراهنپرنسسی
polo dress U پیراهنیقهمردانه
house dress U لباسخانه
proper dress U جامه زیبا
dress rehearsal U اخرین تمرین نمایش که بازیگران بالباس کامل نمایش بر روی صحنه میایند
dress shirts U پیراهن سفید مردانه
dress shirts U پیراهن عصر مردانه
dress shirts U پیراهن لباس رسمی
battle dress U نیم تنه جنگی
battle dress U لباس ضدگلوله
battle dress U جلیقه جنگی
canonical dress U لباس رسمی روحانیون
dress coat U جامه جلوبازمردانه که دامن ان درپشت است ودرمهمانیهای شب انرا
dress goods U قماشهای زنانه
dress shirt U پیراهن لباس رسمی
dress shirt U پیراهن عصر مردانه
dress rehearsals U اخرین تمرین نمایش که بازیگران بالباس کامل نمایش بر روی صحنه میایند
full dress U بالباس تمام رسمی
full dress U لباس سلام
evening dress U لباس ویژه شام یامهمانی شب
fancy dress U لباس بالماسکه
fancy dress U بالماسکه
dress circle U صندلیهای ردیف جلوتماشاخانه
dress shirt U پیراهن سفید مردانه
dress guard U اسبابی که دردوچرخه جامه را ازاسیب چرخ نگه میدارد جامه پناه
dress improver U لایی که درپشت دامن زنانه میگذارند
head dress U پوشاک سر
proper dress U جامه شایسته
print dress U لباس چیتی
head dress U لچک ارایش سر یا مو
hog dress U بریدن گلوی شکار
monkhood dress U جامه
print dress U جامه چیت
plain dress U لباس غیر نظامی
monkhood dress U راهبان
head dress U روسری
night dress U جامه خواب پیراهن خواب خواب جامه
dress left U از چپ نظام یا از راست نظام
dress making U زنانه دوزی
dress ship U پرچم جشن را افراشتن
dress suit U لباس رسمی شب
dress uniform U لباس رسمی نظامی
dress uniform U انیفرم رسمی
evining dress U لباس شب
fatigue dress U جامه بیگاری
to dress a salad with mayonnaise U مزین کردن [ترتیب دادن ] سالاد با مایونز
You really look like a million bucks in that dress. U در این لباس واقعا محشر به نظر می آیی.
to top dress the eart U کود روی خاک پاشیدن
Plain food (dress). U غذا ( لباس ) ساده
drop waist dress U پیراهنازکمرکلوش
The tailor ruined my suit ( jacket , dress ) . U خیاط لباسم راخراب کرد
Clinging clothes. Tight-fitting dress. U لباس چسب تن
to dress [put on your clothes or particular clothes] U لباس پوشیدن [لباس مهمانی یا لباس ویژه] [اصطلاح رسمی]
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com