English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 27 (1 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
to venture on an objection U باجرات اعتراض به کسی کردن
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
His objection doesnt apply . His objection is not valid . U ایرادش واردنیست
i have no objection to that U به ان اعتراضی ندارم
objection U ایراد
objection U ادعای خطا در مسابقه
objection U مخالفت استدلال مخالف
objection U اعتراض
the objection will not lie U ان ایراد وارد نخواهد بود
conscientious objection U خودداری از خدمت سربازی
nothing venture nothing have U ادم کم دل بجایی نمیرسد
venture U مشارکت
venture U معامله قماری
venture U خطر
venture U تصدی
venture U جرات
venture U جسارت
venture U مخاطره معامله قماری
venture U اقدام بکارمخاطره امیز
venture U مبادرت ریسک
venture U اقدام یا مبادرت کردن به
venture U فعالیت اقتصادی
venture U ابتکار سوداگری
joint venture U سرمایه گذاری مشترک تجارت مشترک
joint venture U سرمایه گذاری مشترک
to venture an opinion U جسارتاافهار عقیده کردن
venture capital U سرمایه مخاطره امیز
To refuse a criticism. To brush aside an objection. U ایراد واعتراضی رارد کردن
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com