Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 59 (8 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
to something against risk
U
چیزی را از خطر حفظ نمودن
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Search result with all words
risk
U
خطر
risk
U
مخاطره
risk
U
ریسک
risk
U
احتمال زیان و ضرر
risk
U
گشاد بازی بخطر انداختن
risk
U
خطر احتمالی
risk
U
مخاطره ریسک خطر
risk
U
خطر کردن
risk
U
به خطر انداختن
risk
U
خطر امکان خطر
risk
U
احتمال خطر ریسک کردن
risk
U
پذیرفتن خطر
risk
U
احتمال زیان یاخطر
risk
U
به مخاطره انداختن
risk
U
احتمال زیان
risk
U
غرر
all risk insurance
U
بیمه تمام حوادث
all risk insurance policy
U
بیمه نامه تمام خطر
at owner's risk
U
معامله با قید این که هر گونه خسارت به عهده صاحب جنس باشد
at owner's risk
U
یا حمل جنس باهمین شرط
at the owner's risk
U
با قید اینکه هرگونه خسارت بعهده مالک
at the owner's risk
U
باشد
at the owner's risk
U
بعهده مالک
carrier's risk
U
ریسک به عهده شرکت حمل ونقل
carrier's risk
U
خطرات به عهده حمل کننده
risk money
U
کسر صندوق
collision risk
U
خطر تصادم
degree of risk
U
میزان خطر
degree of risk
U
شدت خطر شدت قبول خطر
emergency risk
U
ریسک اضطراری
emergency risk
U
خطرات غیرقابل اجتناب اتمی
market risk
U
خطر بازار
on risk
U
در معرض خطر
owner's risk
U
ریسک صاحب کالا
owner's risk
U
خطر یاخطرات به عهده صاحب کالا
producer's risk
U
ریسک تولید کننده
prohibited risk
U
خطر بیمه نشدنی
risk actually incurred
U
خطر محقق شده
risk avoider
U
اجتناب کننده از خطر
risk avoider
U
اجتناب کننده از ریسک
risk lover
U
طرفدار ریسک
risk lover
U
طرفدار خطر
risk taker
U
خطر طلب
risk taking
U
خطرجویی
split risk
U
تفکیک خطر
to run risk
U
دل بدریا زدن خودرابمخاطره انداختن
to run risk
U
پیه زیان یااسیبی رابخودمالیدن
war risk
U
خطر جنگ
war risk insurance
U
بیمه خطر مرگ
security risk
U
ریسکبرخلافامنیتیککشوریاارگان
This is a calculated risk.
U
این یک ریسک حساب شده است
To take a chance . To risk it.
U
دل رابه دریا زدن
caculated risk
<idiom>
U
شانس زیاد برای موفقیت
run a risk
<idiom>
U
ریسک خطرناک ،نا امن خیلی خطرناک
risk
U
دل به دریا زدن
to incur a risk
U
ریسکی را قبول کردن
to incur a risk
U
ریسک کردن
flood risk
U
خطر سیل
Partial phrase not found.
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com