Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 68 (5 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
to satisfy conditions
U
شرایط را برآورده کردن
[ریاضی]
[فیزیک]
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
This does not satisfy me.
U
این جواب مرا قانع نمی کند
satisfy
U
خرسند کردن
satisfy
U
جبران کردن
satisfy
U
ایفا یا ادا کردن
satisfy
U
قانع کردن
satisfy
U
راضی کردن
satisfy
U
راضی کردن خشنود کردن
given conditions
U
شرایط معینه
given conditions
U
شرایط معلوم
under the same conditions
U
شرایطی برابر
the conditions
U
شرایط ان
necessary conditions
U
شرایط لازم
conditions
U
حالات
conditions
U
وضعیتها
conditions
U
شرایط اوضاع
conditions
U
مقررات و شرایط اسبدوانی
conditions
U
اوضاع
conditions
U
شرایط
conditions of use
U
شرایط کاربرد
terms and conditions
U
ضوابط و شرایط
competitive conditions
U
شرایط رقابت
second order conditions
U
شرایط ثانوی
support conditions
U
شرایط تکیه گاهی
sufficient conditions
U
شرایط کافی
standard conditions
U
شرایط متعارفی
stability conditions
U
شرایط ثبات
present conditions
U
شرایط فعلی
spring conditions
U
شرایط بهاری
second order conditions
U
شرایط مرتبه دوم
working conditions
U
شرایط کار
suitable conditions
U
شرایط مناسب
usual conditions
U
شرایط معمول
To lay down certain conditions .
U
شرایطی معین کردن
competition conditions
U
شرایط رقابت
to impose conditions
U
با شرایط سنگین بارکردن
conditions of purchase
U
شرایط خرید
conditions of contract
U
شرایط قرارداد
boundary conditions
U
شرایط مرزی
boundary conditions
U
شرایط حدی
ballistic conditions
U
شرایط بالیستیکی
average conditions
U
شرایط متوسط
average conditions
U
شرایط عادی
ambient conditions
U
شرایط محیطی
actude conditions
U
شرایط شدید
conditions of sale
U
شرایط اساسی معامله
emergency conditions
U
شرایط اضطراری
equilibrium conditions
U
شرایط تعادل
conditions of (the) competition
U
شرایط رقابت
option of conditions
U
خیار شرط
operating conditions
U
رژیم
marginal conditions
U
شرایط نهائی
ligting conditions
U
شرایط روشنایی نسبتهای نور
ligting conditions
U
نسبتهای روشنایی
light conditions
U
نسبتهای روشنایی
light conditions
U
شرایط نور
justificatory conditions
U
عوامل موجهه
tenders conditions
U
شرایط عمومی مناقصه
excusatory conditions
U
عوامل رافعه
actude conditions
U
شرایط حاد
investigation of foundation conditions
U
تحقیق شرایط شالوده
investigation of foundation conditions
U
شناسایی زمین پی
Are you prepared to accept my conditions?
U
حاضر ید شرایط مرا بپذیرید؟
terms and conditions of the credit
U
ضوابط و شرایط اعتبار
option of unfulfilled conditions
U
خیار تخلف شرط
The prisoners of the terrorist militia were detained under inhumane conditions.
U
زندانیان گروه شبه نظامی تروریستی در شرایط غیرانسانی بازداشت شده بودند.
It must be left to the future to repeat the study under better controlled conditions
U
این را باید به آینده باقی گذاشت که پژوهش را در شرایط کنترل شده بهتر تکرار کرد.
demands of providing healthy living and working conditions
U
خواسته هایی از فراهم نمودن شرایط زندگی و کار سالم
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com