Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 35 (5 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
to queue
[line]
up for tickets
U
برای بلیط در صف ایستادن
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Search result with all words
queue
U
صف اتوبوس و غیره
queue
U
صف صف بستن
queue
U
در صف گذاشتن در صف ایستادن
queue
U
تعداد کارهای مرتب که منتظرند تا در سیستم دستهای پردازش شوند
queue
U
تعداد فایل هایی که مرتب ذخیره شده اند پیش از پردازش
queue
U
نرم افزاری که کارهایی که باید پردازش شوند را مرتب میکند
queue
U
ترتیب آن متناسب با آخرین عنصر است
queue
U
روش استفاده شده در ساختار صف , Lifd یا Fifd
queue
U
1-صف تقاضای استفاده از یک کانال . 2-صف دادهای که به کانال فرستاده میشود
queue
U
صق بالاکهای منتظر پردازش که با روش دستیابی ترتیبی بازیابی شده اند
queue
U
فایل اندیس دار ترتیبی که موضوع به موضوع به تاخر خوانده میشود
queue
U
مدت زمانی که پیام ها باید پیش از پردازش یا ارسال منتظر بمانند
queue
U
روش برنامه نویسی که تاخیر ورودی و خروجی را به این صورت کم میکند که اطمینان می یابد از اینکه داده ارسالی بین نرم افزار و وسیله ورودی و خروجی با وسایل و ورودی و خروجی همسان است
queue
U
صف افراد که یکی پشت سر دیگر منتظر هستند
queue
U
لیست دادههای , که منتظر پردازش هستند , مجموعهای ازمتن ها
queue
U
که به ترتیب بررسی می شوند
queue
U
افزودن داده یا کار بیشتر به انتهای صف
input job queue
U
صف برنامه ورودی
input queue
U
صف ورودی
input work queue
U
صف کار ورودی
job queue
U
صف کار
job queue
U
صف برنامه
output job queue
U
صف برنامه خروجی
output work queue
U
صف کار خروجی
print queue
U
صف چاپ
rear of queue
U
عقب صف
scheduling queue
U
صف زمان بندی
He jumped the queue.
U
پرید توی صف ( خارج از نوبت )
To form a queue. To line up.
U
صف بستن ( کشیدن )
To stand in a queue (line).
U
توی صف ایستادن
To jump the queue.
U
خود را داخل صف جا زدن ( خارج از نوبت )
How long were you in the queue
[line]
?
U
تو چند مدت در صف ایستادی؟
We had to queue
[line]
up for three hours to get in.
U
ما باید سه ساعت در صف می ایستادیم تا برویم تو.
to queue-jump
[British E]
U
داخل صف زدن
Partial phrase not found.
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com