English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 32 (4 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
to pretend to wisdom U ادعای خرد کردن
to pretend to wisdom U دعوی عقل یا حکمت کردن
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
wisdom U فرزانگی
wisdom U معرفت
wisdom U دانش
wisdom U عقل دانایی
wisdom U حکمت
wisdom U خرد
wisdom of the body U خردمندی بدن
serpentine wisdom U خردمندی
serpentine wisdom U هوشیاری
by superir wisdom U با خرد بیشتر
wisdom teeth U دندان عقل
wisdom tooth U دندان عقل
pretend U دعوی یاادعا کردن اقامه دعوی کردن
pretend U وانمود کردن
pretend U تظاهر کردن
pretend U وانمود کردن
pretend U بخود بستن
pretend U بخود بستن دعوی کردن
pretend to U دعوی یا ادعا کردن
pretend U دروغی اقامه کردن
i do not pretend to sing well U من ادعا نمیکنم که خوب میخوانم
to pretend holiness U تقدس بخرج دادن
to pretend an excuse U عذر اوردن
to pretend an excuse U عذر برانگیختن بهانه انگیختن
to pretend to a person's U کسیرا خواستگاری کردن
to pretend an excuse U بهانه کردن
to pretend ignorance U تجاهل کردن
to pretend illness U نا خوشی را بهانه کردن خودرا به ناخوشی زدن تمارض کردن
When drink enters, wisdom departs. <proverb> U آنگه که شراب از در درآمد ,هوش و عقل و اختیار از کف برفت .
To pretend sickness(ignorance). U تظاهر به ناخوشی ( بی اطلاعی وناآگاهی ) کردن
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com