Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 71 (5 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
to pledge one's honour
U
قول شرف دادن
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Search result with all words
pledge one's honour
U
قول شرف دادن
Other Matches
honour
U
برات
honour
U
انجام تعهد
honour
U
ایفای تعهد کردن
honour
U
یاحوالهای را قبول کردن
honour
U
عزت دادن به
honour
U
قبول کردن
honour
U
احترام کردن به
debt of honour
U
بدهی که پرداخت ان به خوش حسابی بدهکار بستگی دارد
debt of honour
U
وام شرافتی
battle honour
U
نشان افتخار
roll of honour
U
لیست افتخار
rolls of honour
U
لیست افتخار
rolls of honour
U
صورت اسامی کسانی که درجنگ فداکاری کرده اند
roll of honour
U
صورت اسامی کسانی که درجنگ فداکاری کرده اند
guard of honour
U
پاسدار تشریفاتی
guard of honour
U
گارداحترام
lap of honour
U
دورافتخاردوندهیااتومبیلران
guest of honour
U
مهمانافتخاری
title of honour
U
لقب
title of honour
U
کنایه
the pinnacle of honour
U
اوج عزت
word of honour
U
قول شرف
maid of honour
U
ندیمه ساقدوش یا ملازم عروس ندیمه در باری
point of honour
U
قضیه شرف
point of honour
U
موضوعی که شرف ادمی وابسته بان است
honour your contracts
U
اوفوا بالعقود
honour a contract
U
قرارداد را محترم شمردن
To pawn ones life ( honour) .
U
زندگی ( شرافت ) خود را درگروی کاری گذاشتن
A prophet is not without honour, save in his own c.
<proverb>
U
یک پیامبر را همه جا ارج مى نهند جز در سرزمین و خانه خودش.
take out of pledge
U
از گرو دراوردن
to take out of pledge
U
از گرو دراوردن
pledge
U
متعهد کردن
pledge
U
بیعانه
pledge
U
بسلامتی کسی باده نوشیدن
pledge
U
گروگذار گروگذاشتن
pledge
U
مال گروی
pledge
U
باده نوشی بسلامتی کسی
pledge
U
رهن
pledge
U
وثیقه
pledge
U
متعهد شدن التزام دادن
pledge
U
تعهد والتزام گروگذاشتن
pledge
U
گرو گذاشتن وثیقه
pledge
U
التزام سپردن
pledge
U
بسلامتی نوش
pledge
U
مال مورد وثیقه
pledge
U
عین مرهونه
pledge
U
رهن گذاشتن
pledge
U
وثیقه ضمانت
pledge
U
درگروگان
pledge
U
گرو
to put in pledge
U
گرو گذاشتن
to pledge one's troth
U
قول همیشه وفادار را دادن
under pledge of secrecy
U
با این قول که راز پوشیده بماند
under pledge of secrecy
U
با قول کتمان مطلب
to pledge one's word
U
قول یا پیمان دادن
pledge one's honor
U
قول شرف دادن
give as a pledge
U
گرو گذاشتن
goods in pledge
U
کالای گروی
dead pledge
U
گرو زمین و کالا
pledge of security
U
امان
redeem of pledge
U
فک وثیقه
safe pledge
U
کفالت
safe pledge
U
وجه الکفاله
put in pledge
U
گرو گذاشتن
pledge
[archaic]
[guaranty]
U
وثیقه
pledge
[archaic]
[guaranty]
U
ضمانت
the goods are orlie in pledge
U
کالا در گرو اوست
creditor secured by pledge
U
طلبکاری که رهینه در دست دارد
pledge
[archaic]
[guaranty]
U
تضمین
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com