Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 178 (9 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
to join company with somebody
U
به کسی ملحق شدن
[همراه کسی شدن]
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
join
U
متصل کردن یا وصل کردن چندین چیز مهم
join
U
تابع منط قی که اگر هر ورودی درست باشد نتیجه درست میدهد
join
U
فرمان OIN
join
U
دست به دست هم دادن
join
U
متصل کردن
join up
U
به هم پیوستن
join up
U
مجتمع کردن هواپیماها
to join in
U
پامیان گذاردن
join
U
ترکیب دو یا چند اطلاع برای تولید یک واحد اطلاع
join
U
دستور تولید فایل جدید که از یک فایل اضافه شده به دیگری بدست می آید
join
U
پیوستن
join
U
پیوندزدن
join
U
ازدواج کردن
join
U
گراییدن متحد کردن
join
U
در مجاورت بودن
join
U
مشارکت کردن
join
U
به هم ملحق شدن یا کردن
join
U
شرکت کردن در پیوستن
join
U
ضربه زدن
to join a party
U
عضو حزبی شدن
to join in
[on]
a conversation
U
واسطه شدن
[میانجی شدن]
در مذاکره ای
to join the army
U
به سربازی رفتن
join a society
U
عضو انجمنی شدن
to join the majority
U
مردن
to join the majority
U
رفتن بجایی که بیشترمردم رفته اند
Join the club!
U
من هم درشرایطی مشابه هستم !
join hands
U
توحید مساعی کردن
join clip
U
گیره اتصال
join in marriage
U
وصلت دادن
Why dont you join our group. ?
U
چرا به جمع ما نمی آیی ؟
join issue with a person
U
با کسی وارد مرافعه یا دعوی شدن
company
U
انجمن
company
U
گروهان
company
U
تجارتخانه
to w up a company
U
امورشرکتی را رسیدگی وانرامنحل کردن
company
U
مصاحبت کردن با
Two is company , three is none .
<proverb>
U
دو نفر تعاون ,سه نفر تفرقه .
company
U
گروهان همراه کسی رفتن
company
U
دسته هیئت بازیگران
Come along and keep me company.
U
بامن بیا تا تنها نباشم
company
U
جمعیت
in company with
U
باتفاق
in company with
U
همراه
company
U
شرکت
in company
U
باجمع
in company
U
درجمعیت
to keep company with
U
همراه بودن با
to keep company
U
باهم امیزش کردن
company
U
گروه
company
U
همراه
associated company
U
شرکت وابسته
associated company
U
شرکتی که 05درصد سرمایه ان متعلق به دیگری است
to keep company
U
باهم بودن
in company
U
دسته جمعی
company
U
کمپانی
company
U
شریک
to part company with any one
U
رفاقت را با کسی بهم زدن
stock company
U
شرکت سهامی
subsidiary company
U
شرکت فرعی
proprietary company
U
شرکتی که سهام ی ن دردسترس عموم گذارده نشده است
proprietary company
U
شرکت خصوصی
ship's company
U
خدمه ناو
private company
U
شرکت خصوصی
ship's company
U
پرسنل ناو
shipping company
U
شرکت کشتی رانی
shipping company
U
شرکت کشتیرانی
supply company
U
شرکت تامین کننده
service company
U
گروهان خدمات
separate company
U
گروهان مستقل
software company
U
شرکت نرم افزاری
to break company
U
جدایی کردن
a stand-alone company
U
یک شرکت مستقل
directorate
[of a company]
U
هیئت مدیره
[اقتصاد]
[اصطلاح رسمی]
directorate
[of a company]
U
هیئت نظاره
[اقتصاد]
[اصطلاح رسمی]
aircraft company
U
شرکت ساخت هواپیما
[اقتصاد]
Company town
U
شهرک کارگران
offshore company
U
شرکت صندوق پستی در خارج از کشور
[ برای سود در مالیات]
to have a holding in a company
U
در شرکتی دارائی سهام داشتن
What's your insurance company?
U
شرکت بیمه شما کدام است؟
to keep a person company
U
پیش کسی بودن وبا او وقت گذراندن
to overcapitalize a company
U
سرمایه شرکتی را بیش ازاندازه واقعی ان براورد کردن
to request the company of:
U
حضور کسی را خواستن
trading company
U
شرکت تجارتی
trust company
U
شرکت امین یا امانت دار بانکی که امانات وسپرده هارا نیز نگهمیدارد
unlimited company
U
شرکت با مسئولیت نامحدود
we underwrite the company
U
ما تعهد میکنیم که کلیه موجودی شرکت رادرصورتیکه مردم نخرندخریداری کنیم
He is a new face in the company .
U
چهره تازه ای درشرکت است
He has no influence in this company .
U
دراین شرکت کاره ای نیست
That evening we had company .
U
آن روز بعد از ظهر مهمان داشتیم
to shake up
[a company]
<idiom>
U
سازمان
[شرکتی را ]
اساسا تغییر دادن
public company
U
شرکت سهامی عام
company team
U
تیم گروهانی
company team
U
تیم مرکب
company union
U
اتحادیه شرکت
constituent company
U
شرکت وابسته به شرکت یاشرکتهای دیگر
controlling company
U
موسسهای که یک یا چندموسسه دیگر را تحت کنترل یاتملک داشته باشد paterncompany
controlling company
U
holdingcompany
cooperative company
U
شرکت تعاونی
mutual company
U
شرکت تعاونی
controlled company
U
شرکتی که تحت کنترل شرکتی باشد
dissolution of a company
U
انحلال شرکت
winding up of a company
U
انحلال شرکت
doctor to the company
U
پزشک شرکت
electric company
U
شرکت برق
finance company
U
شرکت تامین مالی
finance company
U
شرکت اعتبارات تجاری موسسهای که به افراد وشرکتها وام میدهد
company secretary
U
منشی شرکت
company secretary
U
مسئول مالی و حقوقی شرکت
acting company
U
شرکت عامل
affiliated company
U
شرکت وابسته
article of a company
U
اساسنامه شرکت
branch of a company
U
شعبه شرکت
carrier company
U
تیم یا گروه چهار نفرهای که برای ماموریت خارج ازکشور انتخاب می شوند
commercial company
U
شرکت تجاری
company commander
U
فرمانده گروهان
company funds
U
اعتبارات گروهانی
company grade
U
در رده گروهان
company grade
U
پرسنلی که در رده گروهان کار می کنند
company law
U
قوانین شرکت
company law
U
قوانین مربوط به شرکتها
company network
U
شبکه همکار
company network
U
شبکه شرکت
company seal
U
مهر شرکت
fire company
U
شرکت اتش نشانی
growth company
U
شرکت در حال گسترش
parent company
U
شرکت اصلی
parent company
U
شرکت مادر
holding company
U
کمپانی مسلط
liquidation of company
U
تصفیه امور شرکتها
holding company
U
شرکت در سرمایه گذاری درسهام
holding company
U
شرکتی که سایر شرکتها را تحت کنترل دارد
limited company
U
شرکت با مسئولیت محدود شرکت سهامی
shipping company
U
شرکت حمل و نقل
invalidation of company
U
بطلان شرکت
incorporated company
U
شرکت ثبت شده
holding company
U
شرکت سرمایه گذاری درسهام
insurance company
U
شرکت بیمه
holding company
U
شرکت صاحب سهم
holding company
U
شرکت مالک
holding company
U
شرکت مرکزی
headquarters company
U
گروهان ارکان
parent company
U
شرکت مادر شرکت مرکزی
headquarters company
U
گروهان قرارگاه
holding company
U
شرکتی که مالک سهام یک یاچند شرکت میباشدودرسیاست انان مداخله میکند
joint-stock company
U
شرکت سهامی
joint stock company
U
شرکت سهامی
To lay the foundation of a company.
U
پایه واساس شرکتی راریختن
part company with a person
U
رفاقت را با کسی بهم زدن
quasi public company
U
شرکت نیمه دولتی
limited liability company
U
شرکت با مسئوولیت محدود
Iran Carpet Company
U
شرکت سهامی فرش ایران
producers cooperative company
U
شرکت تعاونی تولید
letter-box company
U
شرکتی
[درپناهگاه مالیاتی]
که تنها صندوق پستی دارد
non-resident company
[British E]
U
شرکت غیر ساکن
standard oil company
U
استاندارد اویل کمپانی
extend the life of the company
U
امتداد مدت شرکت
unlimited liability company
U
شرکت تضامنی
Our company is oprerating in several countries .
U
شرکت ما درچندین کشور عمل می کند
Our company has some pecuniary difficulties .
U
شرکت ما گرفتاریهای مالی پیدا کرده است
The hell with the company (office).
U
گور بابای شرکت ( اداره )
head office of company
U
مرکز اصلی شرکت
terminal service company
U
گروهان خدمات بارانداز یاسکوی نظامی
limited liability company
U
شرکت با مسئولیت محدود
a company of good standing
U
شرکتی با اعتبار
standard oil company
U
شرکت نفت استاندارد
computer leasing company
U
شرکت اجاره دهنده کامپیوتر
consumers cooperative company
U
شرکت تعاونی مصرف
computer serrices company
U
شرکت خدمات کامپیوتری
employer's liability insurance company
U
شرکت بیمه
We dont have qualified personnel in this company.
U
دراین شرکت آدم حسابی نداریم
He has a poor service record in this company.
U
دراین شرکت بی سابقه خوبی ندارد
We have no vacant position ( opening ) in this company .
U
دراین شرکت محل ( جا و سمت ) خالی نداریم
public joint stock company
U
شرکت سهامی عام
private joint stock company
U
شرکت سهامی خاص
This company guarantees prompt delivery of goods.
U
این شرکت تحویل فوری کالاراتضمین می نماید
Saving your presence . present company excepted .
U
بلانسبت شما !
I have a position ( post ) of great responsibility in this company .
U
دراین شرکت شغل پرمسئولیتی دارم
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com