Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 100 (7 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
to dress
[put on your clothes or particular clothes]
U
لباس پوشیدن
[لباس مهمانی یا لباس ویژه]
[اصطلاح رسمی]
to dress
[salad]
U
چاشنی زدن
[آرایش دادن ]
[سالاد]
to dress
[food]
U
آماده کردن
[پختن]
[غذا یا دسرت]
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Search result with all words
evening dress
U
لباس ویژه شام یامهمانی شب
dress rehearsal
U
اخرین تمرین نمایش که بازیگران بالباس کامل نمایش بر روی صحنه میایند
dress rehearsals
U
اخرین تمرین نمایش که بازیگران بالباس کامل نمایش بر روی صحنه میایند
full dress
U
بالباس تمام رسمی
full dress
U
لباس سلام
dress
U
لباس پوشیدن
dress
U
جامه بتن کردن
dress
U
مزین کردن
dress
U
لباس درست کردن موی سر پانسمان کردن
dress
U
پیراستن
dress
U
ترتیب دادن
dress
U
درست کردن لباس
dress
U
لباس مخصوص فرمان بایست در مشق صف جمع
dress
U
پوشاندن
dress
U
بستن
dress
U
اهار زدن مستقیم کردن
fancy dress
U
لباس بالماسکه
fancy dress
U
بالماسکه
dress circle
U
صندلیهای ردیف جلوتماشاخانه
dress shirt
U
پیراهن سفید مردانه
dress shirt
U
پیراهن عصر مردانه
dress shirt
U
پیراهن لباس رسمی
dress shirts
U
پیراهن سفید مردانه
dress shirts
U
پیراهن عصر مردانه
dress shirts
U
پیراهن لباس رسمی
battle dress
U
نیم تنه جنگی
battle dress
U
لباس ضدگلوله
battle dress
U
جلیقه جنگی
canonical dress
U
لباس رسمی روحانیون
dress coat
U
جامه جلوبازمردانه که دامن ان درپشت است ودرمهمانیهای شب انرا
dress down
U
ملامت سخت
dress down
U
سخت ملامت کردن
dress goods
U
قماشهای زنانه
dress guard
U
اسبابی که دردوچرخه جامه را ازاسیب چرخ نگه میدارد جامه پناه
dress improver
U
لایی که درپشت دامن زنانه میگذارند
dress left
U
از چپ نظام یا از راست نظام
dress making
U
زنانه دوزی
dress ship
U
پرچم جشن را افراشتن
dress suit
U
لباس رسمی شب
dress uniform
U
لباس رسمی نظامی
dress uniform
U
انیفرم رسمی
evining dress
U
لباس شب
fatigue dress
U
جامه بیگاری
head dress
U
روسری
head dress
U
پوشاک سر
head dress
U
لچک ارایش سر یا مو
hog dress
U
بریدن گلوی شکار
in the f. of her dress
U
لای لباسش
monkhood dress
U
جامه
monkhood dress
U
راهبان
night dress
U
جامه خواب پیراهن خواب خواب جامه
plain dress
U
لباس غیر نظامی
print dress
U
جامه چیت
print dress
U
لباس چیتی
proper dress
U
جامه شایسته
proper dress
U
جامه زیبا
rational dress
U
نیم شلواری که زن بجای دامن بپوشد
she is too p about her dress
U
زیاد درلباس دقت می گیرد
to dress down
U
سرزنش کردن
to dress down
U
تادیب کردن
to dress out or up
U
بالباس اراستن
to dress up
U
خودرا اراستن
to dress up
U
لباس پوشیدن
to panel a dress
U
جامه زنانه را با تیکهای ازرنگ دیگر اراستن
to top dress the eart
U
کود روی خاک پاشیدن
top dress
U
ازرو کود دادن
window dress
U
پشت ویترین گذاشتن
window dress
U
بنمایش گذاشتن
morning dress
U
جامهی رسمی صبحگاهی
coat dress
U
روپوش
dress with bustle
U
لباسپرچین
dress with crinoline
U
لباسپفی
dress with panniers
U
لباستوری
drop waist dress
U
پیراهنازکمرکلوش
house dress
U
لباسخانه
polo dress
U
پیراهنیقهمردانه
princess dress
U
پیراهنپرنسسی
sheath dress
U
پیراهنیکسره
shirtwaist dress
U
پیراهنکمردار
T-shirt dress
U
تیشرت
trapeze dress
U
پیراهنازبالاکلوش
tunic dress
U
بلوزبلندودامن
types of dress
U
انواعپیراهن
wrapover dress
U
پیراهنیقهچپ
wrapover dress
U
راست
This dress suits me .
U
این لباس به من میاید.
Clinging clothes. Tight-fitting dress.
U
لباس چسب تن
This dress is quite the thing.
U
این لباس چیز حسابی است
The tailor ruined my suit ( jacket , dress ) .
U
خیاط لباسم راخراب کرد
Full dress. Formal dress.
U
لباس رسمی
Plain food (dress).
U
غذا ( لباس ) ساده
She looks pathetic in that dress .
U
این لباس به تنش گریه می کند
dress up
<idiom>
U
بهترین لباس خود را پوشیدن
to
[get]
dress
[ed]
U
جامه پوشیدن
to fit a dress on somebody
U
جامه ای را برای کسی اندازه کردن
You really look like a million bucks in that dress.
U
در این لباس واقعا محشر به نظر می آیی.
to dress a salad with mayonnaise
U
مزین کردن
[ترتیب دادن ]
سالاد با مایونز
Partial phrase not found.
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com