Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 204 (11 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
to contract something from somebody
U
از کسی چیزی
[بیماری]
گرفتن
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Search result with all words
contract
U
:قرارداد
contract
U
مقاطعه
contract
U
کنترات پیمان .
contract
U
: پیمان بستن
contract
U
قرردادبستن
contract
U
مقاطعه کاری کردن
contract
U
کنترات کردن منقبض کردن
contract
U
منقبض شدن مخفف کردن
contract
U
همکشیدن
contract
U
پیمان
contract
U
قرارداد
contract
U
منقبض شدن
contract
U
دچارشدن
contract
U
قرارداد بستن
contract
U
عقد
contract
U
تعهد
contract
U
پیمان مقاطعه عقد و پیمان بستن تعهد کردن مقاطعه کردن
contract
U
منقبض کردن
contract
U
مخفف کردن مقاطعه کردن قرارداد بستن
according to the contract no. ...
U
طبق قرارداد شماره ...
all in contract
U
قراداد کلی
all in contract
U
قراردادی که همه چیز را در بر میگیرد
assignment of contract
U
واگذاری قرارداد
assignment of contract
U
انتقال قرارداد
avoidance of a contract
U
لغو یک قرارداد
award a contract
U
قراردادی را واگذار کردن
based on a contract
U
قراردادی
bilateral contract
U
قرارداد دو جانبه
breach of contract
U
نقض قرارداد
breach of contract
U
نقض مفادقرارداد
breach of contract
U
تخلف از قرارداد
by contract
U
بطور مقاطعه
completion of a contract
U
انجام یک قرارداد
completion of a contract
U
انجام دادن قرارداد
completion of contract
U
امضای قرارداد
composition contract
U
قرارداد ارفاقی
conclude a contract
U
عقد بستن
conclude a contract
U
منعقد کردن عقد
enter into a contract
U
عقد بستن
enter into a contract
U
منعقد کردن عقد
conclusion of a contract
U
parties two between asale of
conclusion of a contract
U
مبایعه
contract with
U
عقد کردن
conditional contract
U
عقد مشروط
conditional contract
U
عقد معلق
conditions of contract
U
شرایط قرارداد
contract bonds and guarantees
U
ضمانتنامه ها و تضمیننامههای قرارداد
contract clause
U
شرط متعارف در هر قرارداد
contract control
U
کنترل تغایر
contract control
U
کنترل دینامیکی
contract curve
U
منحنی مبادله
contract curve
U
منحنی قرارداد
contract escalation clause
U
ماده تعدیل قرارداد
contract for supply
U
قرارداد جهت ارائه کالا
contract guarantee
U
ضمانتنامه قرارداد
contract guarantee
U
ضمانت قرارداد
contract in set form
U
قرارداد تیپ
contract note
U
سند قرارداد
contract note
U
سند مقاطعه توافق نامه
contract of affreightment
U
قرارداد اجاره کشتی
contract of affreightment
U
قراردادحمل
contract of farmletting
U
مزارعه
contract of farmletting
U
قرارداد مزارعه
contract of guarantee
U
ضمان عقدی
contract of guarantee
U
عقد ضمان
contract of reward
U
جعاله
contract of sale
U
قرارداد فروش
contract of sale
U
عقد بیع
contract of sales
U
قرارداد فروش
contract period
U
دوره قرارداد
contract period
U
مدت قرارداد
contract price adjustment
U
تعدیل قیمت قرارداد
contract price adjustment
U
رفع اختلاف در قیمت قرارداد
contract quantity
U
حجم قرارداد
contract record
U
سوابق نحوه پیشرفت قرارداد
contract scheduling
U
برنامه ریزی قرارداد
contract shipment number
U
شماره بارنامه کالای ارسالی
contract shipment number
U
شماره بارنامه مواد مربوط به قرارداد
contract specification
U
مشخصات قرارداد
contract technical instructor
U
مربی فنی پیمانی
contract termination
U
فسخ یا خاتمه تمام یا قسمتی از قرارداد
contract work
U
پیمانکاری
cost contract
U
قرارداد مربوط به پرداخت هزینه ها قرارداد هزینه
cost plus contract
U
قرارداد براساس قیمت تمام شده به اضافه درصدی به عنوان سود
cost sharing contract
U
قرارداد اشتراک در هزینه ها
discharge of contract
U
انجام تعهدات قراردادی پایان دادن به تعهدات قراردادی
dishonour a contract
U
قرارداد را محترم نشمردن
enewal of contract by tacit agreement
U
تجدید توافق بر اساس توافق ضمنی
executed contract
U
قرارداد انتقال مالکیت درحالتی که کلیه حقوق متعلقه ان را نیز شامل شود
executory contract
U
عقد موجل
executory contract
U
قراردادی که درزمان اینده باید اجرا شود
forced contract
U
عقد مکره
formula of contract
U
صیغه عقد
frustrated contract
U
قراردادی که اجرای ان به دلیل دخالت وقایع غیر مترقبه غیر مممکن شده است قراردادعقیم شده
frustration of contract
U
بی نتیجه ماندن قرارداد
fulfill a contract
U
قرارداد را اجرا کردن
perform a contract
U
قرارداد را اجرا کردن
futures contract
U
قرارداد اینده
futures contract
U
قرارداد سلف
gratuitous contract
U
عقد غیر معوض
Other Matches
open-ended employment contract
[employment contract of unlimited duration]
U
قرارداد کار بدون مدت
in contract
U
طبق قرارداد
parties to the contract
U
متعاقدین
parties to the contract
U
طرفین معامله یاتعهد متعاهدین
parties to the contract
U
متعاملین
parties to a contract
U
طرفین قرارداد
parties to a contract
U
طرفین متعاهدین
parol contract
U
قرارداد کتبی امضا نشده قرارداد شفاهی
performance of a contract
U
اجرای قرارداد
prime contract
U
قرارداد اصلی
quasi contract
U
عقدی را گویند که التزام طرفین به مفاد ان ناشی از تصریح خودشان نباشد بلکه به صرف وقوع عمل خارجی به حکم قانون به عمل خود ملتزم شوند
quasi contract
U
شبه قرارداد
quasi contract
U
شبه عقد
provisions of a contract
U
مواد قرار داد
provisions of a contract
U
شرایط قرار داد
privity of contract
U
رابطه متعاقدین
privity of contract
U
مسئولیت طرفین قرارداد
privity of a contract
U
مسئوولیت طرفین قرارداد
privity in contract
U
انحصار نتیجه پیمانی به طرفین ان پیمان
optional contract
U
غیر واجب
optional contract
U
خیاری
lease contract
U
عقد اجاره
lease contract
U
اجاره نامه
law of contract
U
قانون قرارداد
labor contract
U
قرارداد کار
irrevocable contract
U
عقد لازم
invalid contract
U
عقد فاسد
inoperative contract
U
عقد غیر نافذ
license contract
U
قرارداد اجازه استفاده
marriage contract
U
عقد نامه
optional contract
U
مجازی
optional contract
U
عقد خیاری
operation of contract
U
نفوذ قرارداد
open contract
U
قرارداد غیر معین
open contract
U
قرارداد باز
negotiated contract
U
قرارداد بدون استعلام بها قرارداد پیش تنظیم
multilateral contract
U
قرارداد چند جانبه
marriage contract
U
عقد نکاح
parties to the contract
U
طرفین عقد
unilateral contract
U
پیمانی که تنها برای یکی از طرفین الزام اور باشد
unilateral contract
U
قرارداد یک جانبه
unconditional contract
U
عقد منجز
unauthorized contract
U
عقد فضولی
to guarantee a contract
U
اجرای قراردادی راضمانت کردن
to draw up a contract
U
قراردادی نوشتن یا تنظیم کردن
to come within the scope of a contract
U
در حیطه یک قرارداد بودن
unilateral contract
U
قراردادایقاعی
unilateral contract
U
تعهد یک جانبه ایقاع
Bilateral contract.
U
پیمان ( قرارداد ) دو جانبه
written contract
U
پیمان نامه
we demand p in our contract
U
ما صراحت ودقت در قراردادمی خواهیم
void contract
U
عقد باطل
value cost contract
U
پیمان بستن با قیمتهای پایه
validity of contract
U
صحت قرارداد
validity of a contract
U
اعتبار قرارداد
valid contract
U
عقد صحیح
to put to contract
U
بمناقصه گذاشتن
the life of a contract
U
مدت یک قرارداد
service contract
U
قرارداد خدماتی
service contract
U
قرارداد انجام خدمت
service contract
U
قرارداد خدمت
sales contract
U
قرارداد فروش
reward contract
U
عقد جعاله
revocable contract
U
عقد مجاز
revocable contract
U
عقد جایز
requirements of a contract
U
مقتضای عهد
simple contract
U
قرارداد شفاهی
simple contract
U
عقد منعقد درسند عادی
the contract is still valid
U
خودباقی است
the contract is still valid
U
قراردادباعتبار
stipulation of a contract
U
مفاد قرارداد
social contract
U
اعتقاد به این مسئله که تفویض قدرت به دولتها ناشی از نوعی قرارداد است که ضمن ان فردقسمتی از حقوق خود را به دولت تفویض میکند ومتقابلا" از وجود دولت برخوردار میشود
social contract
U
قرارداد اجتماعی
social contract
U
قرار داد اجتماعی
cottage contract
U
نوعی قرارداد بافت روستایی که کارفرما کاغذ شطرنجی، نخ های رنگ شده و طرح را آماده کرده و دستمزد بافنده پس از فروش به وی پرداخت می شود
illegal contract
U
قرارداد غیر قانونی
guarantee a contract
U
اجرای قراردادی را ضمانت کردن
haulage contract
U
قرارداد حمل و نقل
honour a contract
U
قرارداد را محترم شمردن
to pull off something
[contract, job etc.]
U
چیزی را تهیه کردن
[تامین کردن]
[شغلی یا قراردادی]
The contract has a few years to run .
U
به انقضای قرار داد چند سال مانده
To conclude an agreement (contract).
U
قراردادی بستن
In this contract , there are no loopholes for either party .
U
دراین قرار داد هیچ را ؟ فراری برای طرفین نیست
To be in the red . To contract a debt .
U
قرض بالاآوردن
No such a thing has been stipulated in the contract.
U
درقرارداد چنین چیزی قید نشده است
The contract has been draw up in eight articles .
U
این قرار داد درهشت ماده تنظیم شده است
reasonableness of terms in contract
U
معقول بودن شرایط قرارداد
This contract is of unlimited duration.
U
طول مدت این قرارداد نامحدود است.
To annul
[abrogate]
a contract
قراردادی را باطل کردن
yellow dog contract
U
قراردادی که براساس ان کارگر حق عضویت در اتحادیه کارگری را ندارد
open end contract
U
قرارداد باز
open end contract
U
قرارداد نامحدود
sole distributor contract
U
قرارداد توزیع انحصاری
unit price contract
U
قیمت واحد تصویب شده درقرارداد
The party to the contract (agreement).
U
طرف قرارداد
time the essence of the contract
U
مدت در حالی که از اصول اساسی عقد باشد
married under a contract unlimited perio
U
به حباله نکاح دراوردن عقد کردن
option of contract invalid in part
U
خیار تبعیض صفقه
An open - dated agreement ( contract) .
U
قرارداد بدون مدت
married under a contract unlimited perio
U
ازدواج کردن
married under a contract unlimited perio
U
زن گرفتن شوهر کردن مزاوجت کردن عروسی کردن با
I shall not sign this contract in its present from (as it appears).
U
این قرار داد را بصورت فعلی امضاء نخواهم کرد
This contract is in fact ascrap of paper .
U
این قرار داد درواقع یک کا غذ پاره است
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com