Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 22 (4 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
to assume the a
U
اول حمله کردن
to assume the a
U
بنیادجنگ نهادن
to assume the a
U
جنگ راشروع کردن
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Search result with all words
assume
U
بخود گرفتن
assume
U
بخود بستن وانمود کردن
assume
U
تظاهر کردن تقلید کردن
assume
U
فرض کردن پنداشتن
assume
U
بعهده گرفتن
assume
U
تقبل کردن
assume
U
انگاشتن
assume
U
فرض کردن
assume
U
در دست گرفتن فرماندهی تقبل کردن فرماندهی
assume
U
عهده دار شدن
assume
U
التزام
assume
U
تعهد
To bear ( assume , accept ) a responsibility undertook the age of eighty .
U
مسئولیتی را بعهده گرفتن
To assume office .
U
عهده دار مقامی ( سمتی ) شدن
To assume responsibility .
U
قبول مسئولیت کردن
to assume alarming proportions
U
اندازه هولناک به خود گرفتن
to assume horrifying proportions
U
اندازه هولناک به خود گرفتن
I assume that you did read this article.
U
من فرض میکنم که شما این مقاله را خوانده اید.
assume
U
چیزی را فرض کردن
Partial phrase not found.
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com