English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 44 (4 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
to arrange matters U ترتیب دادن امور
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
arrange U قرار گذاشتن سازمند کردن
arrange U چیدن
arrange U ترتیب دادن اراستن
arrange U مرتب کردن
pre arrange U از پیش ترتیب دادن
pre arrange U قبلا قرارگذاشتن
To arrange (fix up) something. U ترتیب کاری را دادن
i p to arrange an intrriew U قصد دارم که مصاحبهای ترتیب دهم
what matters is that ... U اصل مطلب [چیزی که مهم است] این است که ...
it matters little U چندان اهمیت ندارد
matters U بخش اصلی متن روی صفحه که متن یا خط اصلی قرار می گیرد
matters U مشکل یا مساله قابل بحث
matters U ماهیت جوهر
matters U کالا
matters U مهم بودن اهمیت داشتن
matters U اهمیت
matters U مطلب چیز
matters U امر
matters U امر قضیه
matters U موضوع
matters U ذات
matters U قالب
matters U جسم
matters U ماده
as matters stand U با وضع کنونی
to mince matters U در پرده سخن گفتن
to mend matters U کارها را اصلاح کردن اوضاع را بهبود بخشیدن
religious matters U مسائل مذهبی
as matters stand U با وضع کنونی
business matters U مسائل کسبی
how do matters stand? U وضعیت چگونه است
how do matters stand? U حال برچه منوال است
money matters U امور پولی
non litigious matters U امور حسبی
political matters U سیاسیات
political matters U مسائل سیاسی
religious matters U امور دینی
to mince matters U از گفتن راستی فرو گذار کردن
non litigious matters act U قانون امور حسبی
matters of great moment U مسائل مهم
judgment on procedural matters U حکم شکلی
trial on procedural matters U رسیدگی شکلی
He is jealous . He is sensitive on matters of honor . U غیرتی است
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com