Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 206 (10 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
three pole switch
U
کلید سه پل
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Search result with all words
double pole switch
U
کلید دو پل
one pole switch
U
کلید یک قطبی
pole changing switch
U
کلید تعویض قطب
single pole switch
U
کلید یک پل
triple pole switch
U
کلید سه پل
Other Matches
pole
U
چوبدستی اسکی تیرهای عمودی در کنارداخلی مسیر اسبدوانی نیزه پرش
pole
U
نیزه پرش با نیزه
pole
U
دستک
pole
U
دکل
pole ax
U
تبرزین
four pole
U
چهار قطبی
pole ax
U
تیر چکش دار
two pole
U
دو پل
pole ax
U
با تبرچکش کشتن
pole
U
شمع
pole
U
تیر چراغ برق
pole
U
قطب باطری
pole
U
قطب دار کردن
pole
U
تیردارکردن
pole
U
با تیر یا دیرک محکم کردن
pole
U
لهستانی
pole
U
قطب
up the pole
U
گرفتار در تنگنا واقع شده
pole
U
دسته بلند چیزی
pole
U
میله پرچم
pole
U
پایه
pole
U
تیر
pole
U
نیش ماگنترون
commutating pole
U
قطب کمکی
salient pole
U
قطب برجسته
main pole
U
قطب اصلی
flag pole
U
میله پرچم
consequent pole
U
قطب فرعی
curtain pole
U
پایهپرده
wound pole
U
قطب مرکب
pole changing
U
تعویض قطب
pole grip
U
دستهمتصلبهدست
single pole
U
تک قطب
plain pole
U
پایهمسطح
commutating pole
U
قطب جابجاگری
pike pole
U
کلنگدوسردستهبلند
pole armature
U
ارمیچر قطبی
pole arc
U
قوس قطب
pole charge
U
خرج میلهای
neutral pole
U
قطب خنثی
negative pole
U
قطب منفی
fluted pole
U
پایهزهدار
doubles pole
U
تیردوتایی
communicating pole
U
قطب کمکی
negative pole
U
قطب منفی مغناطیس
wooden pole
U
دکل چوبی
wooden pole
U
تیر چوبی
South Pole
U
قطب جنوب
spinnaker pole
U
تیری که بادبان 3 گوشه به ان وصل میشود
field pole
U
قطب میدان
liberty pole
U
چوب پرچم انقلابیون فرانسه وامریکا
internal pole
U
قطب داخلی
tent pole
U
تیر چادر
tent pole
U
دیرک چادر
the north pole
U
قطب شمال
the south pole
U
قطب جنوب
head pole
U
تیری که از پشت اسب تاکنارسرش ادامه دارد
elevated pole
U
قطب راصد
elevated pole
U
قطب نافر
ski pole
U
چوب اسکی بازی
whisker pole
U
تیر وصل به دکل برای بادبانی دور از باد
to pole any thing up or down
U
چیزیرا سوی بالایا پایین هل دادن
tubular pole
U
دکل لولهای
magnetic pole
U
قطب مغناطیسی
double pole
U
با دو قطب
double pole
U
دو قطبی
single pole
U
چوبدستی تکی اسکی
magnet pole
U
قطب اهنربا
ski pole
U
چوبدست اسکی
pole shaft
U
چوباسکی
North Pole
U
قطب شمال
pole shoe
U
کفشک قطب
pole plate
U
حمال تیر شیروانی که سرلاپه هارا نگاه میدارد
pole pitch
U
گام قطب
pole piece
U
قطبک
pole of development
U
قطب توسعه
pole mast
U
دیرک یک پارچه
pole mast
U
دکل یک تیکه
pole jumping
U
با گرفتن چوب در دست
pole jumping
U
جست
pole jumping
U
پرش با تیر
pole horse
U
اسب نزدیک به لبه داخلی مسیر
pole horse
U
یابوی عصار خانه
pole shoe
U
کفش قطب
pole sitter
U
راننده نزدیک به نرده داخلی درمسیر
ranging pole
U
شاخصهای مسافت یابی
rel pole
U
قطب قرمز
ridge pole
U
کش بالای شیروانی
ridge pole
U
کش دیرک افقی چادر
positive pole
U
قطب مثبت
pole vaulting
U
پرش با نیزه
pole vaulter
U
پرنده با نیزه
pole tips
U
نوکهای قطب
pole strength
U
شدت قطب
pole horse
U
اسب کنار مال بند
pole climbing
U
از تیر بالا رفتن
pole vaults
U
بانیزه پریدن
pole position
U
جلوتر از همه در صف
[مسابقه]
pole changer
U
تعویض کننده قطب
barge pole
U
چیز غیر قابلاعتماد
barber's pole
U
پایهایکهدر قدیمبیرونمغازهها در بریتانیا استفادهمیشد
analogous pole
U
شبه قطب
anchor pole
U
دیرک مهار
armature pole
U
قطب ارمیچر
pole changer
U
تغییردهنده قطبش
tail pole
U
کابلخارجی
singles pole
U
تکپایه
roof pole
U
سقفبلند
pole tip
U
سرنوکتیزچوباسکی
pole vaults
U
پرش با نیزه
pole position
U
آغازگاه
[ستاره شناسی]
[ارتش]
totem pole
U
تیر یا چوبی که نقوش جانوران محافظ قبایل مختلف سرخ پوستان روی ان منقوش بوده
pole vault
U
پرش با نیزه
Pole Star
U
جدی
pole vault
U
بانیزه پریدن
Pole Star
U
ستاره قطبی
Pole Star
U
Polaris
pole climber
U
رکاب
pole charge
U
خرج دستکی
horn of pole piece
U
شاخ قطبک
pole post clamp
U
ترمینال
magnetic north pole
U
قطب شمال مغناطیسی
single pole cutout
U
فیوز تک پل
pole changing motor
U
موتور با قطبهای قابل تعویض
split pole motor
U
موتور کمکی
split pole converter
U
تبدیل گر با انشقاق قطب
shaded pole motor
U
موتور با قطب سایه دار
split pole motor
U
موتور با قطب چاکدار
commutating pole generator
U
مولد با قطب جابجاگر
magnetic pole sterngth
U
شدت قطب مغناطیسی
celestial north pole
U
قطب شمال عالم
commutating pole converter
U
تبدیل گر قطب کمکی
free magnetic pole
U
قطب مغناطیسی ازاد
communicating pole winding
U
سیم پیچی قطب کمکی
extended pole piece
U
قطبک دراز شده
flage pole position
U
موقعیت میله پرچمی
double pole circuit breaker
U
دوقطبمدارشکننده
not touch something with a ten-foot pole
<idiom>
U
تصمیم گیری چیزی به طور کامل
single pole circuit breaker
U
مدارتکفطبشکننده
celestial body south pole
U
قطب جنوب عالم
to switch on
U
طرف صحبت کردن
switch
U
ثیر قرار میدهد
switch
U
وسیله مکانیکی یا با وضعیت ثابت که به صورت الکتریکی دو یا چند خط را بهم وصل یا قط ع میکند
switch
U
یچ
on off switch
U
گزینه قطع و وصل
switch
U
نقط های در برنامه کامپیوتری که کنترل از آن به یکی از چند انتخاب ممکن می رود
to switch on
U
اتصال دادن جریان دادن
to switch on
U
روشن کردن
to switch off
U
رابادیگری قطع کردن
switch
U
یچ برای اتصال خط وط منبع تغذیه به مدار
one way switch
U
کلید یکراهه
switch
U
گزینه
one way switch
U
کلید یک پل
on-off switch
U
دکمهروشنوخاموش
on/off switch
U
دکمهروشنوخاموش
x y switch
U
کلید ایکس- ایگرگ
two way switch
U
کلید دو راهه
two way switch
U
قطع و وصل کننده برق از دوطرف
switch
U
راه گزیدن
tr switch
U
کلید فرگیر
switch
U
راه گزین
switch
U
قط ع منبع تغذیه از یک وسیله
to switch off
U
قطع کردن اتصال
to switch off
U
خاموش کردن
switch
U
گزینه راه گزین
n way switch
U
گزینه N راهی
switch
U
تعویض
switch
U
جریان را عوض کردن
switch
U
سویچ برق سویچ زدن
switch
U
سویچ
four way switch
U
کلید صلیبی
switch
U
ترکه
switch
U
چوب زدن
the switch is on
U
برق جریان دارد
the switch
U
فن رو دست
the switch is on
U
کلید برق باز است
the switch is on
U
چراغ برق روشن است
switch
U
کلید
three way switch
U
کلید تبدیل
switch
U
روشن کردن برق بخط دیگر انداختن قطار
switch
U
تعویض محل دو بازیگر پس ازسرویس
switch
U
تعویض جا
switch
U
سوزن دوراهی
switch
U
شروع به استفاده از وسیله دیگر وقتی که اولی خراب میشود
switch
U
نافم حرکت
switch
U
تغییر جهت دادن
switch off
U
قطع جریان برق
switch over
U
تعویض کردن برق
switch
U
وصل کردن برق
rotary switch
U
کلید دوار
dimmer switch
U
کلیدخاموشکردنبرق
rail switch
U
دوراهی
single way switch
U
کلید یکراهه
rotary switch
U
کلید دورانی
rotary switch
U
کلید گردان
rotary switch
U
گزینه چرخشی
start switch
U
دکمهشروعبهکار
switch lock
U
دکمهقفل
trigger switch
U
دکمهبهراهانداختن
asleep at the switch
<idiom>
U
متوجه فرصت نبودن ،روی بخت خوابیدن
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com