Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 301 (4 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
three ply board
U
تخته سه لا
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Search result with all words
soffit board
U
زیربند
sounding board
U
تخته موجدصدا
sounding board
U
کمان ویولن وتار
sounding board
U
عامل انتشار عقاید
drawing board
U
میز نقشه کشی
drawing board
U
تخته رسم
bulletin board
U
board bulletin electronic
bulletin board
U
تابلوی اعلانات
bulletin board
U
تخته بولتن
board
U
تخته
board
U
تابلو
board
تخته یا مقوا و یا هرچیز مسطح
board
U
میز غذا
board
U
غذای روی میز
board
U
اغذیه
board
U
میزشوریادادگاه
board
U
هیئت عامله یاامنا هیئت مدیره
board
U
هیئت بازرگانی تخته بندی کردن
board
U
سوارشدن بکنارکشتی امدن
board
U
تخته پوش کردن
board
U
پانسیون شدن
board
U
منزل کردن
board
U
هیات
board
U
هیئت ژوری
board
U
هیئت کمیسیون
board
U
کمیته تخته کار صفحه چارت
board
U
تخته حاوی نقشه
board
U
سوار
board
U
شدن
board
U
تابلوی امتیازات
board
U
صفحه یامیز شطرنج
board
U
سکوی شیرجه
board
U
روکش کردن
board
U
جلد کردن تخته
board
U
مقوا
board
U
کشتی
board
U
تخته مدار چاپ شده اصلی یک سیستم حاوی بیشتر اجزا و اتصالات برای سایر تخته ها
board
U
تخته مدار چاپ شده که به سیستم وصل میشود تا کارایی آن را افزایش دهد
board
U
تخته جانبی که به تخته اصلی سیتم وصل میشود
board
U
BCP که شامل مسیرهای هدایت برای سیگنالهای کامپیوتری است . برای آدرس و داده و باس کنترل
board
U
وسیله نصب مسط ح که شیارهای هادی سطح آن چاپ یا حک شده است و پس از نصب اجزای آن مدار کامل میشود
board
U
وسیله نصب مسط ح که روی آن قط عات الکترونیکی نصب و متصل اند
board
U
صفحه مدار
board
U
برد
above board
به طور آشکار
above board
U
بی حیله
black board
U
تخته سیاه
accelerator board
U
تخته تسریع
accelerator board
U
برد تسریع تخته شتابنده
accelerator board
U
تخته شتاب دهنده
across the board
U
شامل تمام طبقات
across the board
یکسره
air transport allocations board
U
هیئت تعیین کننده سهمیه ترابری هوایی
astar board
U
در سمت راست کشتی
backgammon board
U
تخته نرد
bare board
U
تخته مدار بدون هیچ عنصری معمولاگ به تخته حافظه گفته میشود که هنوز هیچ قطعهای روی آن نصب نشده است
bare board
U
برد خالی
beat board
U
ضربع زدن به پیش تخته ژیمناستیک
bilge board
U
تخته میانی قایق
bill board
U
تخته لنگر
board check
U
تنه زدن
board check
U
خطا
board checking
U
تنه
board clamps
U
بست زنجیرهای عرشه ناو
board computer
U
یک کامپیوتر که تمام مولفههای الکترونیکی ان روی یک برد قرار گرفته است
board drop hammer
U
چکش چوبی
board exchange warranty
U
ضمانت تعویض برد
board holder
U
پهن بند
board holder
U
پهنه بند
board of conciliation
U
هیاتی که برای پیشگیری وایجاد توافق بین کارگر وکارفرما انجام وفیفه میکند
board of conciliation
U
هیات مصالحه
board of direcotors
U
هیئت مدیره
board of directers
U
هیئت مدیره
board of directors
U
هیات مدیره
board of directors
U
هیئت مدیره
board of directors
U
هیات نظار
board of governors
U
شورای مدیران
board of inspection and survey
U
سازمان بازرسی
board of inspection and survey
U
هیئت بازرسی کننده خسارات وضایعات
board of trade
U
هیئت بازرگانی
board of trade
U
وزارت اقتصاد وبازرگانی
board of trade
U
وزارت بازرگانی
board of trustee
U
هیات امناء
board of trutees
U
هیات امنا
board surfer
U
موج سوار
board wages
U
جیره خشکه
bottom board
U
تخته کف
floor board
U
تخته کف
breast board
U
سینه بندی تونل
bulletin board system
U
پایگاه داده اطلاعات و پیام که توسط مودم و اتصال کامپیوتری قابل دسترسی است
bulletin board system
U
سیستم تخته بولتن
by the board
U
از طرف پهلوی ناو
call board
U
تخته اعلانات
card board
U
مقوای نازک
casualty board
U
تابلوی نمودار ضایعات یکان تابلوی تلفات
ceeb (college entrance examination board
U
شورای امتحانات ورودی
college entrance examinations board
U
شورای امتحانات ورودی
center board
U
ته قایق بادبانی
chairman of the board of directors
U
رئیس هیات مدیره
chess board
U
صفحه شطرنج
Other Matches
go by the board
U
از ناو پرت شدن
i got it over board
U
انرادرکشتی اوردم
i/o board
U
تخته مداری که ورودی وخروجیهای داده ها بین کامپیوتر و دستگاههای جانبی را کنترل میکند
To get on board.
U
سوار کشتی شدن
on board
<idiom>
U
وسیله نقلیه کوچک ویا هواپیما ویا کشتی سوار شدن
with whom do you board
U
پیش کی غذا میخورید و منزل میکنید
over the board
U
بازی شطرنج حضوری
to go on board
U
سوارکشتی شدن
across the board
U
سرجمع
to board out
U
بیرون ازخانه خود غذاخوردن
on board
U
که در تخته اصلی یا PCB اصلی قرار دارد
side board
U
میز پا دیواری
side board
U
میز کناری
tea board
U
سینی
side board
U
میز قفسه دار
side board
U
میز دم دستی
shoulder board
U
پیش فنگ
shoe board
U
علامتی به شکل نعل اسب درشرطبندیها
terminal board
U
تخته اتصال سیم
terminal board
U
محوراتصال سیمها
selection board
U
هیات گزینش
seguin board
U
تخته سگن
sea board
U
خط ساحلی
sea board
U
دریاکنار
takeoff board
U
تخته پرش طول
skim board
U
تخته گرد یا مربع مستطیل برای موج سواری در اب کم عمق
switch board
U
صفحه تقسیم برق
switch board
U
صفحه کلید برق یاتلفن
system board
U
برد سیستم
string board
U
تیر یا تختهای که پلههای سنگین بدان تکیه دارند
straw board
U
مقوای ضخیم
story board
U
مجموعه تصاویر یا رسم ها که پیشبرد نقاشی متحرک یا ویدیویی را نشان میدهد
status board
U
تابلو وضعیت
status board
U
تابلوی نشان دهنده وضعیت
status board
U
تابلوی وضعیت
spotting board
U
طرح تیر توپخانه دریایی طرح تنظیم تیر توپخانه دریایی
spring board
U
تخته شیرجه
splash board
U
سپر پاشنه قایق
sliding board
U
سراشیبی
sliding board
U
سرسره
switch board
U
تابلوی برق
sea board
U
کناردریا
sea board
U
کناره دریا
paste board
U
مقوا
particle board
U
تخته خرده چوب
particle board
U
نوتخته
panel board
U
تابلوی برق
paddle board
U
تخته شنا
pack board
U
وسیله سیم کشی با گنجایش دو قرقره سیم
ouija board
U
لوح احضار
open board
U
صحنه خلوت شطرنج
on board spares
U
قطعات تعمیراتی موجود درروی یک ناو قطعات موجوددر انبار
on board regulation
U
تنظیمی که در ان هر برد داخل یک سیستم تنظیم کننده ولتاژخاص خود را دارد
on board computer
U
کامپیوتری که در یک وسیله نقلیه جا گرفته است
on board a ship
U
سوار کشتی
on board a ship
U
در کشتی
notice board
U
1-تخته نصب شده در دیوار که نکات مهم روی آن قرار می گیرند. 2-نوعی تخته آگهی که پیام به کاربران نصب میشود
notice board
U
تابلو اعلانات
paste board
U
کارت
pig board
U
تخته کوچک برای موجهای کوچک
pit board
U
تخته برای دادن اطلاعات لازم به راننده معین در گروه کمکی
scale board
U
تخته نازک
scaffold board
U
تخته زیر پا
scaffold board
U
تخته چوب بست
running board
U
تخته رکاب اتومبیل
runing board
U
رکاب
reserve on board
U
مدارک و اییننامههای طبقه بندی شده ناو
range board
U
طرح تیر کارت تصحیح برد سلاح
range board
U
میز تنظیم مسافت
programmer board
U
برد برنامه ریز
press board
U
مقوای فشرده
populated board
U
یک تخته مدار چاپی که حاوی تمام مولفه ها الکترونیکی خود میباشد
plotting board
U
صفحه مخصوص محاسبات سمت و بردتیراندازی طرح تیر یا نقشه مسیر حرکت
plotting board
U
پلاتینگ برد
playing the board
U
بازی فی نفسه
playing the board
U
بازی بر صفحه
notice board
U
تابلوی خبری
terminal board
U
تخته کلم
to board a flight
U
سوار هواپیما شدن
[برای پرواز به مقصدی]
for full board
U
برای تختخواب و تمام وعده های غذا
for half board
U
برای تختخواب، صبحانه و یک وعده غذای اصلی
for half board
U
برای نیم پانسیون
for full board
U
برای تمام پانسیون
To sweep the board .
U
کلیه موانع واشکالات را از سر راه برداشتن
To board a plane.
U
سوار هواپیما شدن
sandwich board
U
آگهیتبلیغاتیکهبهشانهمیاندازند
ironing board
U
میزاتو
half board
U
هتلیکهفقطصبحانهوعصرانهدرآنسروشود
full board
U
هتلیکهدرآنهمهوعدههایغذائیسرومیشود
draining board
U
آبچکانفرفشوئی
chopping board
U
تختهسبزیو گوشت
board meeting
U
جلسهمالکیاهیئتمدیرهیکشرکت
managing board
U
کمیته مباشر
[شرکت سهامی]
management board
U
کمیته مباشر
[شرکت سهامی]
board and lodging
U
خوابگاه با پذیرایی غذا
[در مهمانسرا یا هتل]
eaves-board
U
لب بام
clap-board
U
[تخته ی رو کوبی یا روکار ساختمان]
barge-board
U
[تخته بالای سنتوری زیر سرپوش]
board weave
U
تخت بافت
[در این بافت تارها نسبت به یکدیگر زاویه چندانی نداشته و حالت صاف و یکنواخت به خود می گیرند]
governing board
U
کمیته حاکمه
board of managers
U
کمیته مباشر
[شرکت سهامی]
board of management
U
کمیته مباشر
[شرکت سهامی]
board and lodging
U
غذاییبرایخوردنومکانیبرایخوابیدن
tote board
U
تختهحملونقل
skirting board
U
تختهپارچهای
board games
U
بازی روی تخته
board game
U
بازی روی تخته
weather board
U
تخته سرازیری که دم دراطاق می گذارند
weather board
U
تخته گذاری کردن تخته بندی کردن
wash board
U
تختهای که برای ازاله اطاقها بکارمیبرند
wash board
U
تخته رختشویی
wall board
U
تخته برای چوبکاری دیوار
valley board
U
اب رو درهای
unpopulated board
U
تخته مداری که مولفههای ان باید توسط خریدار تهیه شوند
tread board
U
کف پله
top board
U
میز نخست شطرنج
to fall over board
U
ازکشتی پرت شدن
tilting board
U
صفحه کج شونده
thin board
U
لا
bread-board
U
تختهای که روی آن خمیر را ورز میدهند و نان را با چاقو میبرند
bread-board
U
تختهی نان بری
bread-board
U
لوحهای که مدارهای آزمایشی الکترونی راروی آن میآرایند
route board
U
تختهتعیینمسیر
pressing board
U
تختهفشرده
placard board
U
تختهپلاکارد
louvre-board
U
سکویروزنهدار
lighting board
U
تختهروشنایی
front board
U
مقوایجلویی
board insulation
U
عایقتختهای
backing board
U
تختهپشتیبان
back board
U
جلدپشتی
alighting board
U
تختهتراز
emery board
U
سوهان ناخن
diving board
U
دایو
diving board
U
تخته پرش
diving board
U
تختهی شیرجه
bread-board
U
تختهی آمادهی مدار سازی
terminal board
U
تخته ترمینال
direction board
U
صفحه سمت نما
chip board
U
نئوپان
deflection board
U
طرح تیر خمپاره انداز میز تصحیح سمت خمپاره انداز
deflection board
U
تابلو تصحیح سمت
deflection board
U
تابلو انحراف سنج
defensive board
U
دفاع سبد
decline board
U
پیش تخته ژیمناستیک
deck board
U
کف یا رویه پالت حمل مهمات
deck board
U
کف پالت
daughter board
U
یک برد مدار که روی برداصلی نصب میشود
daughter board
U
تخته جانبی که به تخته اصلی سیستم وصل میشود
dash board
U
داش برد
dash board
U
گل گیر درشکه
commitment board
U
هیئت بررسی وضع پرسنل شرکت کننده در رزم کمیته تشخیص سلامت فکری افرادجنگی
circuit board
U
برد مدار
circuit board
U
تخته مدار
maneuvering board
U
تابلوی حرکات ناوها
how thick is the board?
U
تخته چقدراست
mortar board
U
کپه ملاط
mortar board
U
کپه ساروج
how thick is the board?
U
کلفتی
hotdogging board
U
تخته کوتاه موج سواری
mortar board
U
کلاه چتر گوش دانشکده
hiking board
U
تخته اتکای خم شونده در قایق
logic board
U
تخته منطقی
mother board
U
برد مدار چاپی اصلی
mother board
U
بردمادر
high board
U
سکوی شیرجه 3 متری
head board
U
تختهای که در انتهای فوقانی چیزی گ ذارند
hard board
U
تخته فشاری
guide board
U
تابلو راهنما
instrument board
U
تخته فرمان
instrument board
U
تابلوی وسائل اندازه گیری
insulation board
U
صفحه عایق
low board
U
سکوی یک متری شیرجه
logic board
U
برد منطقی
lee board
U
تخته یا تخته هایی که به پهلوی کشتی ته پهن نصب میکنندکه دراب پائین رفته
ledger board
U
تخته کف چوب بست ساختمان
maneuvering board
U
تابلوی نمایش مانور ناوها
maneuvering board
U
لوحه مانور
ledger board
U
تخته افقی روی نرده پلکان یانرده ایوان
knife board
U
نیمکت دوطرفه دربالای امنیبوس
knife board
U
میزی که روی ان کاردهاراپاک می کنند
maneuvering board
U
لوحه سینماتیک
mantel board
U
طاقچه چوبی
mantel board
U
در بالای بخاری
key board
U
صفحه تکمه ها
mason's board
U
ماله بنایی
gang board
U
تخته پل درازوباریک
fuse board
U
تخته فیوز
mould board
U
در گاواهن خاک برکردان
moulding board
U
تختهای که خمیر را روی ان قالب میکنند
junk board
U
مقوای کلفت
extender board
U
وسیله عیب یابی
expansion board
U
برد مدار چاپی برای افزایش قابلیتها و توابع به سخت افزار کامپیوتر
editorial board
U
هئیت مدیره یا کارکنان روزنامه
eaves board
U
لب بند
drian board
U
تخته قطران
draught board
U
تخته شطرنجی برای بازی چکرز
distribution board
U
تابلوی اتصالات
display board
U
تابلوی نمایش عناصر تیر نمودار عناصر تیر
multifunction board
U
برد چند وفیفهای
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com