English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 9 (2 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
thrash U کوبیدن
thrash U از پوست دراوردن کتک زدن
thrash U کوزل کوبی
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
thrash or thresh U کوبیدن
thrash or thresh U از پوست دراوردن کتک زدن
to thrash to windward U برضدبادیاجزرومدپیش رفتن
to thrash out the truth U حقیقت امری را بزحمت وباازمایشهای پی درپی دریافتن
He threatened to thrash the life out of me. U مرا به یک کتک حسابی تهدید کرد
He threatened to thrash the life out of me . U تهدیدم کردکه آنقدر کتکم خواهد زد تا جانم دربیاید
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com