English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 291 (14 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
third base U موضع بازیکن برای دفاع منطقه دورپایگاه سوم دربازی بیس بال
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Search result with all words
base metal U فلز پایه
base metal U فلزات بنیانی
base metal U فلزات اصلی فلزات کم بها
base metal U فلز پست
base metals U فلز پایه
base metals U فلزات بنیانی
base metals U فلزات اصلی فلزات کم بها
base metals U فلز پست
base rate U اهنگ پایه
base rate U نرخ پایه
base rate U تعرفه مبنا
base rate U نرخ مبنا
base rate U ارزش اولیه
base rates U اهنگ پایه
base rates U نرخ پایه
base rates U تعرفه مبنا
base rates U نرخ مبنا
base rates U ارزش اولیه
air base U پایگاه هوایی
acid base balance U توان اسیدی- بازی
acid base behavior U خاصیت اسیدی- بازی
acid base catalysis U خاصیت اسیدی- بازی
acid base equilibrium U تعادل اسید- باز
acid base indicator U شناساگر اسید- باز
acid base metabolism U متابولیسم اسید- باز
acid base metabolism U سوخت ساز اسید- باز
acid base pair U زوج اسید- باز
acid base reactions U واکنشهای اسید- باز
advance base U پایگاه جلو
advance base U پایگاه مقدم صحنه عملیات
air force base U پایگاه هوایی
air force base U پایگاه نیروی هوایی
alternate escort operating base U پایگاه عملیاتی یدکی یگانهای پاسور
army base U پایگاه نیروی زمینی
army base U پادگان نیروی زمینی
auxiliary base line U باز کمکی
bare base U پایگاه اشغال نشده
bare base U پایگاه اماده نشده
bare base U فرودگاهی دارای خط اتومبیل و تاکسی و منبع اب اشامیدنی
base 0 U پایه 01
base 0 U decimal
base address U نشانی پایه
base address آدرس مبنا
base band U ارسال داده با تغییر مسط ح ولتاژ در مسیر اتصال
base band U روش ارسال که در آن کل پهنای باند کابل استفاده میشود و سیگنال داده تقسیم نمیشود. مثل اینترنت
base band U مدار ارتباطی که سیگنالهای محدود را در باند پایه ارسال کند
base band U 1-محدوده فرکانس سیگنال پیش از پردازش یا ارسال 2-سیگنالهای دیجیتالی ارسالی بدون تقسیم 3-اطلاعات تقسیم شده با یک فرکانس
base born U حرامزاده
base camp U پایگاه مبنا
base camp U پایگاه اصلی کمپ اصلی
base circle U هر قسمت اریب از یک سیلندر دایره مبنا
base command U فرماندهی پایگاه
base complex U مجتمع پایگاه هوایی یا دریایی یا زمینی و غیره
base course U لایه شالوده
base course U لایه اساس قشر اساس
base course U قشر پی راه
base course U قشر لعاب
base court U حیاط بیرونی یاعقبی
base cover U عکس برداری اولیه
base defense U پدافند از پایگاه
base defense U پدافند پایگاه
base depot U امادگاه واقع در پایگاه امادگاه مبنا
base development U تهیه پایگاه
base development U ساختن پایگاه
base ejection U ته پران
base ejection U پرتاب شونده از ته
base end station U ایستگاه عقب
base flow U جریان پایه
base flow U مقدار جریان ابی که رودخانه در حالت غیرسیلابی دارد
base font U فونت پایه
base font U فونت پیش فرض
base frame U چهارچوب زیر دستگاهها
base fuze U ماسوره ته گلوله
base fuze U ماسوره ته
base fuze U ماسوره ته پران
base hit U ضربه به داخل محوطه باامتیاز
base ignition U احتراق تحتانی
base level U تهتراز
base line U خط پایه
base line U خط مبنا
base line U خط کور
base line U خط توجیه
base line end station U ایستگاه انتهایی خط مبنا
base loading U بارگیری انجام شده در پایگاه
base loading U بار اولیه
base logistical command U یکان مبنای لوجستیکی فرماندهی لجستیکی پایگاه
base map U نقشه مادر
base map U نقشه پایگاه
base map U نقشه مبنا
base memory U حافظه پایه
base mortar U خمپاره مبنا
base mortar U قبضه مبنا
base number U عدد مبنا
base number U عدد پایه
base of fire U مبنای اتش
fire base U مبنای اتش
base of operations U پایگاه عملیات
base of operations U پایگاه عملیاتی مبنای عملیات
base of origin U مبداء اصلی
base of origin U پایگاه مبداء منبع اصلی مبداء ارسال
Other Matches
second base U دومینپایگاه
sub base U زیر قشر
to base one self U تکیه کردن
r base U ار- بیس
first base U اولینپایگاه
sub base U زیر بستر
get to first base <idiom> U موفق بودن ،شروع خوبی راداشتند
off base <idiom> U غیر دقیق ،نادرست
to base one self U اعتماد کردن
data base U پایگاه داده ها
chart base U چارت مادر
coupling base U وسیلهای که چاشنی را به کلاهک یا خرج مشتعل کننده وصل میکند
column base U پایه ستون
coupling base U اتصال دهنده چاشنی به کلاهک
column base U زیرستون
conjugate base U باز مزدوج
column base U ته ستون
data base U مبنای اطلاعات
floating base U ناولجستیکی شناور یا کاروان لجستیکی شناور دریایی
knowledge base U پایگاه دانش
inorganic base U باز غیر الی
inorganic base U باز معدنی
hard base U باز سختbaseball
hard base U سکوی پرتاب موشک ضد ترکش اتمی
hard base U سکوی پرتاب مستحکم
fuse base U پایه ی فیوز
fox base+ U فاکس بیس پلاس
floating base U پایگاه شناور دریایی
filbert base U پایگاه دروغین
filbert base U پایگاه فریبنده
defense base U پایگاه پدافندی
defense base U پایگاه دفاعی
knowledge base U پایگاه معلومات
chart base U چارت مبنا
center base U میدان مرکزی
base shop U تعمیرگاه پادگانی
base shop U تعمیرگاه نگهداری امادگاهی تعمیرگاه پایگاهی
base shear U نیروی کلی حاصل از زلزله در پای ساختمان برش پای ساختمان
base section U رسد مبنا قسمت پایه قسمت تحتانی
base section U بخش اماد لجستیکی منطقه جلو
base running U دویدن بسوی پایگاه
base runner U توپزنی که در پایگاه است یابسوی ان می رود
base ring U رینگ پایه
base ring U حلقه یا رینگ تحتانی توپ حلقه پایه حلقه کف
base reserves U ذخایرپادگانی نیروی احتیاط پادگانی
base reserves U اماد مبنای ذخیره
base repair U تعمیرات پایگاهی
base repair U تعمیر اساسی
base speed U سرعت مبنا
base speed U سرعت منتجه
bayonet base U پایه لامپ میخی
base width U عرض پایه پهنای پایه
base width U ستبرای پایه
base unit U یکای اصلی واحد اصلی
base unit U یکای بنیادی
base unit U یکان مبنا
base unit U یکان پایگاهی
base symbol U علایم قراردادی مبنا
base surge U ابر پایه قارچ اتمی
base surge U ابر غلطان اتمی در ترکش سطحی
base stone U سنگ زیرین
base spray U بسک ته
base spray U بسکهای ته گلوله
base register U ثبات مینا
knowledge base U پایگاه اگاهی
hardwood base U پایهسختچوبی
fixed base U پایهثابت
dexter base U پایهراستی
concrete base U پایهیبتونی
centre base U ستونمرکزی
bracket base U پایهقلاب
base of splat U پایهپشتصندلی
wheel base U فاصله بین چرخ جلو و عقب در خودروهایی که از یک اکسل بیشتر دارند
loktal base U لامپ قفلی
time base U مبدا زمانی
time base U ایستگاه مبنای اندازه گیری زمان مبنای زمانی
lamp base U پایهلامپ
magazine base U محلانبارخشاب
pin base U پایهمیله
base of a triangle U قاعده [مثلثی] [ریاضی]
base-court U حیات بیرونی
Attic base U پایه ی آتنی
Asiatic base U پایه یونی [آسیایی]
It is base on a precedent. U مسبوق به سابقه است
wave base U سطحموج
telescope base U پایهتلسکوپ
swivel base U پایهگردنده
sprung base U تشکفنری
sinister base U منحنیانتهایی
recharging base U بخشتغذیه
tax base U ماخذ مالیات
tax base U مبنای مالیاتی
stanchion base U زیرستون
octal base U هشت پایهای
number base U پایه عدد
number base U عدد پایه
number base U مبنای عددی
naval base U پایگاه دریایی
monetary base U پایه پولی
monetary base U مبنای پولی
mobilization base U حداقل منابع لازم برای بسیج نیروهاپایگاه بسیج
mobilization base U مبنای بسیج
magneto base U پایه مگنت
loctal base U لامپ قفلی
polyacid base U باز چند اسیدی
polyacidic base U باز چند اسیدی
prisoners base U بازی گرگم بهوا
staging base U پایگاه تجدید سوخت یابارگیری مجدد یا جابجا کردن کالاها در کشتی یا هواپیما
square base U کف گلوله یا قسمت ته گلوله
software base U مبنای نرم افزار
soft base U باز نرم
single base U تک مادهای
single base U باروت یک حبهای
sight base U پایه زاویه یاب یا دستگاه نشانه روی
schiff base U باز شیف
return to base U بازگشت هواپیما به پایگاه به طور سالم هواپیمای بازگشتی
pseudo base U شبه باز
production base U مبنای تولید یا تولیدات ملی
lewis base U باز لوویس
base of trajectory U تصویر افقی مسیر گلوله پایه مسیر گلوله
base pairing U جفت شدن بازی
base pay U حقوق ثابت بدون مزایا وفوق العاده
base ore U کانه کم عیار
base of wall U روپی
base on halls U گرفتن امتیاز با رسیدن به پایگاه نخست
base operation U عملیات پایگاهی
base path U مسیر بین پایگاهها
base peak U پیک مبنا
base piece U پایه پایه استقرار
base piece U قبضه مبنا
base piece U قنداق
base plug U درپوش تحتانی گلوله درپوش کف
base piece U کف
base plate U صفحه زیر ستون
base piece U مقر
base pitch U فاصله بین نیمرخهای مشابه دو دندانه مجاور از یک چرخ دنده
base piece U توپ مبنا
base point U نقطه مبنا
base plate U صفحه پای ستون
base price U قیمت پایه
base piece U توپ اصلی
base price U قیمت مبنا
base register U ثبات پایه
base period U زمان مبنا
computerized data base U پایگاه دادههای کامپیوتری
base thickness of buttress U عرض پنجه پشت بند
base wage rate U حداقل دستمزد
base rate earnings U کسب ارزش اولیه
data base specialist U متخصص پایگاه داده
very large data base U پایگاه داده بسیار بزرگ
base stock control U کنترل موجودی مبنا
double base powder U باروت دو حبهای
hard missile base U سکوی پرتاب مستحکم ضد ترکش اتمی
hot mix base U اساس اسفالتی گرم
initial base font U فونت پایه اغازی
data base manager U مدیر پایگاه داده
internal base resistance U مقاومت داخلی بیس
data base management U مدیریت پایگاه داده
data base management U مدیریت پایگاه داده ها
data base environment U محیط پایگاه داده
hard missile base U پایگاه مستحکم موشک
data base packages U management base data
double base powder U باروت دومبنایی
document base font U فونت پایه مدرک
fire support base U مبنای پشتیبانی اتش
fire support base U پایگاه پشتیبانی اتش
fleet operating base U پایگاه عملیاتی ناوگان
distributed data base U پایگاه داده توزیعی
deployment operating base U پایگاه پشتیبانی گسترش جنگی پایگاه کمک به گسترش نیروها
paper base laminate U کاغذ ضخیم
lamp bulb base U پایه لامپ
common base circuit U مدار یا پایه مشترک
double base diode U دیود- بیس دوبل ترانزیستور یونی- جانکشن
coiner of base money U جاعل سکه واسکناس
coiner of base money U قلب ساز
clamp base vise U گیره با فکهای موازی
broad base tower U دکل فشار قوی
bituminuos gravel base U بستر شنی قیردار
soft missile base U سکوی بدون حفاظ پرتاب موشک
soft missile base U سکوی بی حفاظ
bata base on line U base data on-line
lead base alloy U الیاژ سرب
lock in base tube U لامپ قفلی
data base analyst U تحلیل گر پایگاه داده
data base administrator U مدیرپایگاه داده
long base method U روش تقاطع نقشه برداری بااستفاده از یک باز طولانی
data base administrator U مسئول پایگاه داده ها
data base management system U سیستم مدیریت پایگاه داده ها
wood flooring on wooden base U کفچوبیرویسقفزمینه
hierarchical data base management system U سیستم مدیریت پایگاه داده سلسله مراتبی
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com